چادر کثیف، صورت کثیف؛ دزد

شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 20:33

این بار تو نماز کنار پیرزنی نشستم که رو صندلی نماز میخوند. اصلا برام مهم نبود که کی بود. موقع نماز احساس کردم به طور ویژه چادرش رو مخصوصا وقتی میره سجده برمیداره میذاره رو کیفش که باز اون هم زیر یک چادر مشکیه. با خودم احتمال دادم فرض کرده ما دزدیم. البته شک چیز خوبی نیست. خلاصه خوندیمو اینا. حالا که نماز تموم شده پیرزنه چسبید به چادرم: "چادرت خیلی کثیفه، چادرت خیلی کثیفه. نمازت درست نیست!" چادرمو کشیدمو شکم به یقین تبدیل شد. گفتم نماز خودت درست نیستو بلند شدم. حالا چی؟ من این چادر رو منحصرا کنار گذاشته ام برا مسجد. بعد از اون طرف پیرزنه چشماش سبز هم بود. لابد صورت سبزه ما رو که دیده هم مطمئن شده که صورتم هم کثیفه. با اون همه استنتاجو دلیل در نهایت به این نتیجه رسیده که چادر کثیف، صورت کثیف دزد هم از آب درمیاد!

گفت نمازت درست نیست. یعنی من نجسم. مخصوصا خیلی مشهدی ها رو دیده ام که به نجس بودنم یقیق پیدا کرده اند همین طوری به همین راحتی.

نظرات (1)
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 09:44
اوووف که این مشهدی ها پررو و فضولند
تو زاهدان اینطوری نیست
کسی به کسی کاری نداره
چون میدونن همچین حرفی به کناری بزنن ممکنه یک کتک مفصل ازش بخورن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نمیتونی اینطوری بگی، قطعا 35$ مشهدین!
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد