اول که شهید جمهور شهید جمهور کردند. از همون موقع یک مدت خادم بود. حالا هم خودش و امثالش نقش خدمتکاران نگهبان رو گرفته. خیلی هم واضحه و دو روزه صدا و سیما داره فیلمش رو همه جا پخش میکنه.
قضیه از این قراره که یک نشستی نظام پرستاری گذاشته و تویش هر کی تونسته دعوت کرده و اون پشت مجسمه یک شخصی، فکر کنم مدرس، رو گذاشته همینطور ایستاده. عمامه مشکی سیدی تنش کرده و به جای سلاحی که ائمه جمعه زیر دست میگیرند به عصا تکیه کرده.
خودش رو نتونستن تمام مدت سرپا بیارند، مجسمه اش رو گذاشتن!
هر کسی، و هر هنرمندی میفهمه که منظورشون از این کار چیه. یک سه تا عکس از زوایای مختلف میذارم که خودتون ببینید چی میگم:
الآن تو عکس مجسمه عین آدم واقعی دیده میشه. یک چیزی شبیه فاطمی نیا که اخیرا بر اثر بیماری سرطان فوت کرده و با تشابه یابی گوگل مشابه تصاویر قبلا پخش شده رئیسی میشه. در این عکس صندلی ریاست خالیه و مجسمه اون پشت گوشه وایساده!
عکس بعدی:
اغلب کت و شلواری ها که پشت تریبون می آیند یک نشان طلامانند گوشه کتشون گذاشتن. تو همه عکس ها باید این مجسمه باشه. فیلم که اصلا کلا نمیتونه مجسمه رو نشون نده.
مسلمانان که هیچ، بودایی و مجسمه پرست هم باشی احساس توهین میکنی با این تصاویر تولید شده.
عکس بعدی:
مجسمه انقدر خسته شده که انگار به صندلی تکیه داده و این آقا حرفش رو بزنه، بالاخره بره بشینه، ولی نمیشینه. چون مجسمه است و واقعی نیست.
فیلم باز بدتره. اونجا واضح تر معلوم میشه چی میگم. از وقتی پزشکیان اومده ما فقط چیزهای عجیب غریب ازش میبینیم. ترامپ هم اومده که جمعشون کامل بشه. راست میگن نظام مهندسی رشته کامپیوتر درست کنند. درست نمیکنند، چون می آییم به هم نشونشون میدیم؟!
سویه جدید ویروسی رواج پیدا کرده که یک عفونت حاد تنفسی بدون علامت است؛ یعنی مثل سرماخوردگی و یا آنفولانزا با آبریزش بینی، سرفه و یا عطسه همراه نیست، بلکه بخش های درونی بدن از جمله کلیه ها، کبد و معده را درگیر خود میکند. تب لحظهای متناوب ممکن است از علائم آن باشد؛ یعنی بیمار فکر میکند که رو به بهبودی است و یکباره با اندک تنشی مثل مواجه شدن با آلودگی هوا و یا خوردن غذای فوری ممکن است بیماری دوباره عود کند. از علائم متمایز کننده آن با سایر سویه ها استفراغ همراه اسهال است. این سویه جدید منجر به انقباضات غیر عادی در لوله گوارش می شود و سبب می شود فرد مبتلا در صورت ضعف دستگاه ایمنی، بالا بیاورد. در صورت حاد شدن بیماری بی اشتهایی و عدم تشخیص مزه ها از علائم بعدی آن است.
با توجه به افزایش آلودگی هوا احتمال خیزش این سویه و افزایش فوتی ها میرود. رسانه ها در این باره هشدار جدی نداده اند و فقط گفته اند که واکسن بزنیم کافی است. اینکه کجا و آیا چقدر دوز واکسن در اختیار داریم، حرفی است که زده نشده و فقط رویکرد رسانه ها تاکنون نمایشی و تبلیغاتی بوده است.
بعدا اضافه کرد:
اینکه امروز دقیقاً معادل اکتبر سیاه صهیونیستها رونا پخش میکنند و مردم رو با اونها میکشند ممکنه اثر معکوس داشته باشه. منطق اینطوریه که میگه ببین چه بلایی سر صهیونیستها آوردن که حالا اونا ما که مردمیمو میزنن. منطق اصلاً اجازه فکر کودک کشی و نسل کشی به کسی نمیده. از دید یک منطق سالم آدم کودککش و نسل کش وجود نداره. پس اگر امروز این بلا به سرش اومد میگه ببین چی سر اونا اومده که سر ما اومده. دیگه نمیگه این اسرائیلی یک نفرشم کشته بشه معادل صدها نفر از جامعه رو میگیره. آمار در اکتبر سیاه اسرائیلی فقط ذکر کرده ۸۸ نفر نیروهای نظامیش کشته شده. این شامل مردم نمیشه.
در جنگ ۳۳ روزه لبنان، حزب الله برای اینکه بتونه جنگ رو به اسرائیل ادامه بده، جنوب لبنان رو منطقه جنگی اعلام میکنه و با اجاره خونههایی که در مناطق دیگه براشون فراهم میکنه جنگ رو ادامه میده. یعنی این جنگ بین نیروهای نظامی تاوانش مردم نخواهند داد. برای حزب الله کار سختی بود ولی تونست این کارو بکنه در جنگ ۳۳ روزه پیروز شد. اما الان معادلات فرق میکنه.
تاوان این جنگ رو بارها ما تو کشور خودمون دیدیم؛ اسرائیل بیمنطق مردمو میکشه.
کنسولگری آلمان درش رو به روی مردم کشور ایران بسته. در نتیجه اون مثلاً یک نفر که تنها فرزندش آلمان زندگی میکرده حتی دیگه نمیتونه مادرش رو ببینه، اون مادر اینو از چشم مردم ایران میبینه، و نه کنسولگری آلمان.
همینطور دیگه فکر کنید الی آخر، اگر قرار باشه تاوان این جنگ رو مردم بدن نتیجه چی میشه.
پس، قطعا باید بگیم مردم اسرائیل رو هم میزدیم. حق مردم ما این نبود. تاوان این جنگ رو مردم اسرائیل هم باید بدن.
در واقع، تو سر اونا باید بخوره تا بفهمن ما چی میکشیدیم. در کمترین حالت باید برابر بزنیم.
آن باور بین مردم مهمه که قدرت ما هستش. تاوان این جنگ رو مردم اسرائیل و مردم آمریکا هم و مردم اوکراین هم باید بدن. اگر در این جنگ آلمان وارد شده تاوان این جنگو مردم آلمان را هم باید بدن. اگر ما کرونا گرفتیم، آلمانیها باید معادل اون کرونا رو بگیرند. تاوان جنگ رو اون جاهایی که آزمایشگاههای بیولوژیکی راه میاندازند و مردم رو اینطوری به کشتن میدن، باید بدن. ما در جنگ برابر نیستیم. برابریش اینه که مردم اونا هم بخورن.
الان کشور ما چیکار میکنه؟ این کرونای جدیدو اعلام نکرده. فقط یه تاریخ مهر ماهی گفتی سرفههای خشکی کرونا داره. نه این کرونای جدید فقط سرفه خشک نداره، قشنگ آدم بالا میاره. آدم زمین گیر میشه و مدت طولانی خوب شدنش طول میکشه.
پس به نظر میرسه دولت ما همون بلایی داره سر ما میاره که در جنگ اول و در جنگ دوم سرمون اومد. همه ضربات رو مردم ما بخورند، ولی نیروهای نظامیمون پاشونو از خاک ایران بیرون نکنند. تازه خلع سلاحم بشوند!
همه چیز آروم بود و اسرائیل موشکشو شلیک کرد و یه چند تا بندرها و مناطق اقتصادی ما رو زد. بعد عارف، معاون اول پزشکیان، اومد جلو تلویزیون و گفت: ت...تجاوز رو پاسخ میدیم. اصلاً هم نمیترسیم.
این عارف همون عارفی نبود که موقع انتخابات چند سال پیش اومد جلو تلویزیون گفت که نوهام داره منو پشت تلویزیون میبینه به خاطر اون دارم میام رئیس جمهور بشم؟
حالا مقایسش کنید با ترامپ. ترامپ خودش بچه داره، نوه داره. اصلاً بازیگره.
میاد جلوی تلویزیون یه نفر میاد ترورش کنه، همونجا داد میزنه جنگ، جنگ، فقط آمریکا.
بعد حالا خوبه رسانههای آمریکایی الآن ترامپ رو نشونش بدن: فوتبال، فقط فوتبال! من چون نوهام طرفدار فوتباله، من فوتبال خیلی دوست دارم. تازه شم الان که هنوز رئیس جمهور نشدم. حق دارم بگم نوه ام، فقط نوه ام!
تلویزیون آمریکا هم بیاد نشون بده ترامپ چشم و ابرو برگشته، نوه اش هم مثل خودش چشم و ابرو برگشته؛ پسر و پدربزرگ. بقیه که پیچ تلویزیون رو باز میکنم چی میگن؟ همه میگن ما درسته ترامپ یه کارایی کرده، ولی امید داریم که نوه اش آدم خوبی از آب در بیاد.
دیگه کسی میاد بگه ترامپ اون همه آدم کشت تو یمن، اون همه آدم کشت تو سطح دنیا؟ تو ایران؟ این جنایتکار؟! اصلاً قرار بود مجازات بشه، دادگاهی بشه، و تاوان فرار مالیاتیشو بده.
حالا ما. تا دیروز که رئیسی رئیس جمهورمون بود و هلی کوپترش ناگهان سقوط نکرده بود و زنده بود، لااقل امید داشتیم این استادیوم کنار خونمون رونق بگیره و از طریق ورزش و پولی که با خودش میاره، نوههامون و بچههامون رو با فرهنگ بار بیاریم. حالا چی؟!
مردم باید برن تلویزیونو روشن کنن و ببینن ترامپ امروز چی داره بازی میکنه. هر وقت لازم شد دخترشو میاره، هر وقت لازم شد پسرشو میاره، و هر وقت لازم شد نوهاش رو میاره. کشور فرامنطقه ای آمریکا، که یکی چند تا از موشکهای اسرائیلیش وقتی به بندر ماهشهر ما زده میشه از طریق ارتش آمریکا که در عراق است، از اون فضا کمک گرفته میشه. جدا کردن؛ اسرائیل رو از خودشون جدا کردن. الان میری تلویزیون آمریکا رو روشن میکنی، میگی شاید فرهنگ آمریکاییها اینه. بیخود که مردم فریبشو نمیخورن. اقتصاد آمریکا مهمه. بچهام فوتبال دوست داره.
حالا اسرائیل بندر زده؛ موشک به منطقه اقتصادی ایران زده. هم که بیایم جلو تلویزیون ت... تجاوز را پاسخ میدیم کافیه؟! یعنی وقتی اسم اسرائیل میاد، باید کنارش اسم ایران بیاد؟ فرهنگ ما چیه درست؟ اقتصاد ما چیه درست؟ خوب ما هم یه چیزی جدا کنیم و سر حرفمون بمونیم. نه اینکه نگاه کنیم رئیس جمهور عوض شد همه چی باهاش رفت و عوض شد. انگار نوه ای چیزی تو ایران نداریم؛ انگار همه دکتر ظریف هستن و رفتن سانفرانسیسکو تا ترامپ براشون تبلیغ فوتبال آمریکایی کنه.
#خبر_فوری
رژیم صهیونسیتی در اقدامی تنش زا اقدام به حمله کرده است که به برخی مناطق نظامی ایران آسیب وارد شده است:
بندر زده؛ یعنی منطقه اقتصادی. یکی از شهدا از بندر ماهشهر معرفی شده است
کلیه پروازهای ایران تا اطلاع ثانوی لغو شده و آرامش در مناطق مختلف ایران نظیر تهران شیراز مشهد ایلام و خوزستان برقرار است
بعدا اضافه کرد:
از دیشب که یه عده ای خبر داشتند که اسرائیل قرار است حمله کند شهر در آرامش بود. حتی فضای مجازی هم حاکی از اتفاقی قریب الوقوع نبود. خیلی آسمان صاف و گاهی ابری و فقط چند پهپاد بیشتر شرایط رو چک میکردند، ولی درست از زمان آغاز حمله موشکی اسرائیل به ایران گوشی هامون همه افتاد به شارژ تموم کردن، طوریکه من گوشیم رو زدم به شارژ. تماس ها همه داغون، تا خود ساعت ۹ صبح که گفتن پروازها به حالت عادی برگشته و نیویورک تایمز و اسرائیل خودشون پایان حمله رو اعلام کردند
باز گوشی ها افتاد به شارژ تموم کردن تا الان. اسامی یکی دو نفر از ارتش رو اعلام کرده اند که بر اثر اصابت موشک اسرائیل در خاک ایران شهید شده اند. معلوم نیست تعداد زخمی ها چقدر بوده.
حالا مقایسه کنید با اون موقع که خودمون موشک به اسرائیل زدیم. موقعی که ظریف از دولت پزشکیان استعفا داد و رفت سانفرانسیسکو ، عده زیادی راه انداختن بنزین بخرند، طوری که آلودگی بنزینی داشتیم. موقعی که باز خودمون خواستیم موشک به اسرائیل بزنیم، همین طور؛ یعنی شب قبلش چنان آلودگی بنزینی راه انداخته بودند که میگفتی این ها از شلیک ما خبر دارند، و طوری هم تعدادشون زیاده که میتونن منطقه رو آلوده کنند.
الان اسرائیل موشک زده به ایران. سکه رفته بالا؟ نه نه نه. برعکس، دو میلیون هم ریزش داشته!
به اینها چه باید گفت؟ خوبه بگیم دیو وارونه کار؟
یه پست داشتم درباره حلیم یا هلیما که اون هم موقعی گذاشته شد، باز یکی راه انداخته بود همین الان جنگ میشه. همون موقع من گفتم اینها خبر از کجا میخونند؟ از ایران اینترنشنال؟ یا VOA؟
من خودم چند ساله دارم خبر از جنگ میدم آنقدر نتونستم با پخش اخبارم آلودگی هوا درست کنم که این رسانه مطلوب اون یک عده زیاد آلوده کننده هوا درست کرده
با اخباری که پس از شهادت اسماعیل هنیه درباره محل استقرار او پخش شد، معلوم میشود هتل در مکانی نزدیک کاخ سعد آباد زعفرانیه بوده است که با مقایسه روی نقشه معلوم می شود، این مکان به قوه قضاییه اختصاص داده شده بود.
از آنجا که اغلب رسانه ها و خبرگزاری ها پولشان را از دولت میگیرند، کسی به مکان دقیق شهادت اشاره نکرده، ولی با بررسی عکس های هوایی و مناطق شهری فقط یک نقطه باقی می ماند که شباهت با تصاویر داشته باشد. این نقطه که مکان وسیعی نیز هست، جایی نزدیک زندان ها و بیمارستان قوه قضائیه است.
مکانهایی که به قوه قضائیه اختصاص می یابد، به مرور امکان رشد یافتگی کمتری نسبت به سایر مناطق، ولو در سبزی و طبیعت باشد، پیدا میکند. مشابه این مکان در منطقه از شاهنامه و نزدیکی استادیوم معمولا نیمه تعطیل ثامن الائمه، جایی در شمال مشهد است.
الان اگر محله نیاوران تهران را که آنجا هم یک کاخی دارد مقایسه کنید با محله زعفرانیه (هر دو در شمال تجریش هستند)، دستتان می آید که مردم در محله نیاوران کولاک کرده و آنجا را رشد داده اند، ولی محلات در اختیار قوه قضاییه با نامهای اوین و زندان و امثلهم مهر و موم شده و قدر محله ای مثل نیاوران رشد نکرده است. حتی یک بیمارستان قوه قضائیه که مکانی است مورد نیاز مردم، فقط یک نظر خورده، و لابد همان یک نظر را هم رئیس بیمارستان زده تا خالی از نظر نباشد!
احتمال
دارد این اتفاق برای سایر کارمندان دولت در قوه قضاییه در سراسر کشور رخ
داده باشد؛ مکانهای در اختیار کارکنان این قوه بقدری از توسعه یافتگی محروم
میشوند که اگر یک اسماعیل هنیه، رهبر همیشه در خطر ترور اسرائیلی ها،
آنجا برود شهید برمیگردد و معلوم نیست تا حالا محل زندگی کارکنان این قوه
که اغلب در مکانهای خلوت شهر بوده اند، منجر به روی دست ماندن چند اسماعیل
هنیه برای ما شده است.
مثال من مربوط به مشهد محله شاهنامه هم
میشود. در این مکان که چند کارخانه مستقر شده بودند، یکی قرار بود موزه
نان مشهد و معرف محل باشد، ولی عجیب همین یکی هم در آدرس دهی به بزرگراه
اشاره میکند و نامی از خیابان شاهنامه نمیبرد
در نتیجه این
منطقه روی نقشه چندان دیده نمیشود. از سویی دیگر سر نبش این خیابان مکانهای
موقوفی متعلق به آستان قدس رضوی دیده می شود که همان هم چندان رویت نمی
شود. چراکه وقفی است و اسما به نام آستان قدس میباشد. گو اینکه آستان قدس
برای مدیریت آن حالا حالا ها قصد انجام کاری ندارد.
آیا از اول وقتی مکانهای در اختیار دولت که در حال فروش بین کارمندان بود آن طور انتخاب میشد که بین سایر کارمندان فرق گذاشته شود؟
مثلا
محله های اطراف کاخ گلستان قرار بودن منطقه تحت پوشش گنبد آهنین تهرانی ها
باشد و آنجا که به قوه قضائیه اختصاص داشته جای نگهداری زندانیان و
کارکنان آن به عنوان زندان بان بدون پوشش بوده؟
بیمارستان با نام قوه قضائیه در نزدیکی هتلی که اسماعیل هنیه در آن شهید شده مستقر هست که فقط یک رای و بازدید داشته!
مقایسه کنید این بیمارستان را با بیمارستان متعلق به ارتش که معمولا وسط شهر است.
چرا قوه قضائیه ایران باید از نظر مکانی در حاشیه شهر باشد؟
به دلیل محل استقرار زندانیان که آنها هم باید در حاشیه شهر باشند؟
درست در فاصله کمی با شاهنامه 14 مشهد، هم یک زندان هست و یک استادیوم ورزشی کنارش که عجیب تکان نمیخورد. یکی از دلایل این تکان نخوردن وجود زندان و اردوگاه اتباع افغان در آن محل قلمداد میشود.
زندانی و زندان بان هر دو در زندان؟ و بلکه زندان بان بیشتر، چون محل استقرار و سکونتش آنجا انتخاب شده است؛ یعنی قاضی در زندان، رئیس قوه قضائیه در زندان و الی آخر
هر وقت هم لازم شد محل سکونت آنها در اختیار موشکهای دشمن باشد تا حاشیه و حاشیه نشینی تفسیر شود
امروز در سراسر دنیا توریست تیره وجود دارد؛
شاخه و گروهی از علاقهمندان به جهانگردی که در دنیای واقعی سراغ داستانها و اماکن ترسناک و جنایی میروند و از مناطق ترسناک یا فضاهایی که درگیر حوادث تاریخی تلخ یا تراژدیهای انسانی بودهاند، بازدید میکنند. حتی در هلند یکی از گرانترین هتلها قبلاً زندان بوده است! هر تغییری که رقم بخورد باید فکر شده باشد، تغییری که از همه مهمتر به نفع مردم منطقه و اهالی محل باشد.
بهرحال، اکنون نیمی از کارکنان قوه قضائیه آنجا را فروخته اند و کسان دیگری در آن مکان ساکن شده اند، و یا مستاجر شده اند.به طور کلی، بسیاری از صنایع مستقر در منطقه از یدک کشیدن نام خیابان ولو که به نفع خود و منطقه باشد، سر باز میزنند که یکی از دلایل آن خود شهرداری مشهد هم است. ظاهرا بجای تعریف منطقه وسیع شاهنامه مشهد از آرامگاه فردوسی تا بیمارستان طالقانی، بعنوان سیزدهمین منطقه شهرداری آن را فقط بعنوان منفصل ۱۲ تعریف کرده اند که رهایش کنند و بگذارند هر چه آید خوش آید!
پینوشت: کاخ سعدآباد از نظر نوشتاری تاحدی شبیه محله سعادت آباد در زعفرانیه است. اتفاقاً هر دوی سعادت آباد و سعدآباد اغلب به یک محدوده مکانی اشاره میکنند. جالب اینکه همان محدوده در تهران بلواری به اسم بلوار شاهنامه دارد که با سعادت آباد اغلب جستجو میشود. حتی این نامگذاری ها را هم که همزمان در دو شهر مشهد و تهران و بلکه بیشتر رخ داده است، اتفاقی نمیتوان فرض گرفت. گو اینکه عده ای پایتخت نشین، در تلاش برای خارج کردن از انزوای قوه قضائیه و موارد منتسب به آن هستند و با ترور و شهادت و استقرار اسماعیل هنیه معلوم میشود گروهی برعکس قصد خوردن و شکار از دام خود پهن کرده دارند.
دلیل پایتخت نشین قلمداد کردن همان عده اندک را هم انتساب همزمان یک نام به سایر نقاط مشابه میتوان فرض کرد. چراکه مثلا اگر مشهد قرار بوده بلوار شاهنامه با نام آرامگاه فردوسی داشته باشد، همان یک بلوار باید او را از سایر شهرهای کشور متمایز میکرد، ولی چون احتمالا ایده نامگذاری آن از تهران آمده است، تهران حق خود را در نامگذاری مکان های متعلق به خود بعنوان پایتخت محفوظ میدانسته.