داشتم فکر میکردم کلا ما ایرانی ها مخصوصا، به شکم، زاده و منشا اهمیت میدیم. برای همین هم هست که مثلا اداره اتباع داریم و مثلا مثل کشور کانادا وزارتش رو نداریم.1 خب، چرا در عوض نیاییم یک وزارت بزنیم به اسم طبیعت؟
حالا که ما برامون مهمه که ببینیم ریشه آدم ها چیه؟ و انقدر حرف برای زندگی آدم ها داریم، چرا نیاییم و برای محیط زندگی آدم ها (اکوسیستمشون) وزارت تعیین کنیم؟
اگر اسلام ما میگه که نژاد مهمه و مثلا سید و سادات به دنیا نیومده احترامشون واجبه، چرا این رو تعمیم ندیم به نژاد سایر مخلوقاتی که در کشورمون آمارشون رو هم نداریم.
آیا کشوری که انقدر براش منشا و منبع مهمه، نباید یک فرقی با سایر کشورها بکنه و مثلا اقلا دیگه یک وزارت خونه داشته باشه به اسم وزارت محیط زیست؟
همیشه که نمیشه چش بذاریم ببینیم خارجی ها چی گذاشتن و ما بریم ازشون کمک بگیریم؟ بعد اون وقت چه میدونم بمونیم بین قساوت شرقی و انضباط غربی؟!
پ.ن: لطفا کج سلیقگی نفرمایید که بگین ما از هرچیزی یک وزارتش رو داریم و وزارت کشاورزی رو با وزارت طبیعت ادغام کرده ایم. اینطور نیست. چون اگر این کار رو کرده بودیم. یک جا نمیگفتیم وزارت صنعت و معدن و جای دیگه بگیم کشاورزی و معدن. منظورم از کشاورزی و معدن اینه که خب میدونید کلمه منابع طبیعی رو بعد از کشاورزی آورده اند و اگر زبونمون بچرخه ته کشاورزی باید طبیعت رو دید. به طور کلی منظورم بازی با کلمات نیست، کاری که امروز فقط شاهدشیم و کلماته که هی به بازی گرفته میشن.
این روزا بعد از آلودگی هوا دندون هاست که توجه من رو به خودش جلب کرده. به طور ناگهانی از وقتی هوا یهویی آلوده تر شد، سرعت تخریب دندون های من هم بالاتر رفت. پس بخشی از درگیری ذهنم شد. چند وقت پیش که تهران رفته بودم، دندان برایم موضوع خاصی شده بود. مخصوصا که نگاه میکردم به کارمندان جزء اتوبوسرانی که باید از کنارشون توی اون دود و دم رد میشدی. آه، دندونهای بزرگ یک مرد رو میدیدی که خیلی هاش ریخته و چند تا نیشش به زور مونده.
یعنی اون شخص سواد مسواک زدن نداشت؟ منکه بعید میدونم طرف ندونه. مثلا خود من، هر شب مسواک میزنم و در طول روز دارم چند بار نخ دندون میکشم. این ها باعث میشن که به چیز دیگه ای فکر کنم. مثلا فکر کنم که خب، از وقتی یهویی هوا آلوده تر شده من کم خون تر شده م، و احتمالا جذب کلسیمم هم بیشتر پایین رفته...
زمان ما، مدارس رو به خاطر برف تعطیل میکردند. این روزا خبری از برف نیست. در عوض مدارس رو به خاطر آلودگی هوا تعطیل میکنند. دیروز پنجشنبه مدارس مشهد رو به خاطر آلودگی هوا تعطیل کردند. از سه شنبه هوای مشهد وارونه بود، ولی انقد نگه داشتندو نگه داشتند تا خود پنج شنبه که خوب پول ها رو گرفته باشن. پنج شنبه هم که مدارس خود به خود تعطیل اند.
از اول سال تا حالا که چند روز از زمستون هم میگذره، مشهد هنوز هیچ برفی ندیده.
تا حالا احتمالا خیلی نقاط مشترک بین منشا سری کتاب های هری پاتر و داستان های خودمون دیده این. جسیکا رولینگ تو کتابهاش از بیدل میگه، از ققنوس، قالیچه سلیمان و خیلی مفاهیم مشترک ایرانی. فقط تنها کاری که میکنه اینه که اسمی از ایران در کتابش نمیبره. اخیرا داشتم فهرست وام واژه های ایرانی تو زبان های دیگه مثل ایغوری چینی رو سرچ میکردم، برخوردم به منشا albus که معلوم شد این کلمه در انگلیسی و سوئدی ترجمه "زال" هست.
احتمالا اگر شما هم بگردین، جسیکا کاترین رولینگ این نویسنده بزرگ قرن اخیر وام واژه های بیشتری رو تو سری کتاب هاش قرض گرفته.
عذرخواه شمای ناشناس هستم. ولی، من اینجا هر کلمه ای که مینویسم همچون شکنجه ای بعدا آثارش رو میبینم. اینه که شما بخوانید من ناشناس نوشتم، ولی بنویسید کاملا شناس بود.
این حکایت منه. اگر یادتون باشه هنوز چند روز نگذشته که من از پررویی مامور قبلی گاز اینجا نوشتم که مامور دیگری آمده برای قطع گاز (!)
این مامور خیلی هم تاکید داشت که مامور قبلی نیست و یک نفر دیگه است.
کلی حرف زدیم تا قطع نکردو گفت اگر قبض گازتون رو پرداخت نکنید که مربوط میشه به یک دوره عدم پرداخت (البته اون موقع به دروغ گفت که دو دوره عدم پرداخت، ولی بعدا خواندیم که نوشته بود یک دوره عدم پرداخت. گشتیم و قبض قبلی هم هنوز نیومده بود. انگار این قبض اخطار رو همراه با مامور به طور ویژه برای ما آوردند)، بعد گفت امروز رو که بخشیدمتون ولی همین فردا از علَمک قطع میکنم و این میشه یک پرداخت 120 تومنی دیگه که شما باید بپردازین.
این درحالیه که ما جاهای دیگه اگر تا 4 دوره پرداخت نمیکردیم، میومدن گاز رو قطع کنن.
نتیجه اینکه شما اینجا بخونید ناشناس ولی پشت بیسیم و درگوشی و پچ پچ بنویسید شناس.
پ.ن: من خونه از خودم میزنم، گاز، برق و آب رو پرت میکنم بیرون. نه مامور گاز رو اجازه میدم بیاد تو، نه مامور برق رو اجازه میدم بیاد تو، و نه مامور آب رو. ریدم تو دهن هرچی مامور پوششی گاز، آب، و برقه. تو هیچ جای دنیا این طوری تو دهن آدم ننشسته ان، که ایران اینطوره.
یا دفعه بعدی که اومد طرف بیاد تو، با سگم میرم که در رو باز کنم. خیلی اینا پر رو شده اند.