عذرخواه شمای ناشناس هستم. ولی، من اینجا هر کلمه ای که مینویسم همچون شکنجه ای بعدا آثارش رو میبینم. اینه که شما بخوانید من ناشناس نوشتم، ولی بنویسید کاملا شناس بود.
این حکایت منه. اگر یادتون باشه هنوز چند روز نگذشته که من از پررویی مامور قبلی گاز اینجا نوشتم که مامور دیگری آمده برای قطع گاز (!)
این مامور خیلی هم تاکید داشت که مامور قبلی نیست و یک نفر دیگه است.
کلی حرف زدیم تا قطع نکردو گفت اگر قبض گازتون رو پرداخت نکنید که مربوط میشه به یک دوره عدم پرداخت (البته اون موقع به دروغ گفت که دو دوره عدم پرداخت، ولی بعدا خواندیم که نوشته بود یک دوره عدم پرداخت. گشتیم و قبض قبلی هم هنوز نیومده بود. انگار این قبض اخطار رو همراه با مامور به طور ویژه برای ما آوردند)، بعد گفت امروز رو که بخشیدمتون ولی همین فردا از علَمک قطع میکنم و این میشه یک پرداخت 120 تومنی دیگه که شما باید بپردازین.
این درحالیه که ما جاهای دیگه اگر تا 4 دوره پرداخت نمیکردیم، میومدن گاز رو قطع کنن.
نتیجه اینکه شما اینجا بخونید ناشناس ولی پشت بیسیم و درگوشی و پچ پچ بنویسید شناس.
پ.ن: من خونه از خودم میزنم، گاز، برق و آب رو پرت میکنم بیرون. نه مامور گاز رو اجازه میدم بیاد تو، نه مامور برق رو اجازه میدم بیاد تو، و نه مامور آب رو. ریدم تو دهن هرچی مامور پوششی گاز، آب، و برقه. تو هیچ جای دنیا این طوری تو دهن آدم ننشسته ان، که ایران اینطوره.
یا دفعه بعدی که اومد طرف بیاد تو، با سگم میرم که در رو باز کنم. خیلی اینا پر رو شده اند.