آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

رویت تحرکات سری نظامیان آمریکا در مرز با ایران از ترکیه

سال 97 رسانه های ایران از وجود یک پایگاه سری آمریکا در ترکیه خبر دادند. این پایگاه به جز پایگاه اینجرلیک و هوایی آمریکا در ترکیه است. به ترکی İncirlik Hava Üssü گفته می شود. گفته میشود به طور رسمی 5000 خدمه آمریکا به همراه خانواده هایشان در این پایگاه تا کنون زندگی میکرده اند.

در نظر بگیرید که رئیس جمهور شهید ما، رئیسی، از سمت مرزهای آذربایجان شهید شده است. در مرز ایران با ترکیه تحرکات سواره نظام و پیاده نظام آمریکا به همراه ادوات و تجهیزاتشان دیده میشود که به سمت مرزهای ایران می آیند. 

تحرکات نیروهای نظامی آمریکا  از پایگاه سمت ارومیه رویت شده است. آنها مجهز و با کلی دبدبه و کبکبه هستند.

در تصویر لشکر ترکیبی (پیاده-زرهی) زیرمجموعه نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا که تحت امر سپاه زرهی است را میبینید. از نظر تجهیزات هم تانکهای نظامیان آمریکایی از نظر فنی به تانک می‌مانند ولی قادر به نصب پل‌های متحرک و راه‌اندازی آنها در چند دقیقه هستند. آمریکا در جنگ اخیر اوکراین با روسیه از این تانک ها کمک گرفته است.

اصحاب کهف

برای وعده الهی دست از پا نمیشناسند. عجله دارند که ببینند قدرت خدا کجا نمایان میشه! اینه که میزنند و میریزند و می پاشند و همه چیز رو بهم میزنند. یهودی های کافر واقع در اسرائیل با کمک حکام ظالم زمانه رو میگم که چند روزه بمب و آتش باری سر مردم لبنان میریزند.

حالا سید حسن نصرالله رو شهید کردند. نتیجه چی میشه؟ خدا به بازماندگان هم صبر عاجل بده.

مردم تو جنگ غزه و اسرائیل، همینطور راهی لبنان شده بودند که بروند و کاری از دستشان بر می آید انجام بدهند. اسرائیل که با طرح ترور سیدحسن نصرالله دست به بمباران سنگین جنوب لبنان، منطقه ضایحه، زد، فتواها رسما صادر شد که این یک دفاع مقدس است و هرکس میتواند در جنگی که بین لبنان و اسرائیل شکل گرفته شرکت کند. این دیگر دست ارتش ها نیست که بخواهند از کشورشان دفاع کنند. این دفاع مردم از جان و مالشان، خصوصا پس از حمله جاسوسان قاتل، بعنوان ضد حمله است.

دیدن قدرت الهی چشم میخواد. خدا اون چشم رو به کافر معاند نمیده. همین شهادت های پی در پی در راس قوا خودش قدرت الهی هست که دیدنش برای کفار حکم استدراج خدا را در پی داره. اونها که زودتر دیدند که آرزو کردند جای شهدا باشند.

یکی از زیباترین داستانها رو در قرآن خوندم: داستان اصحاب کهف

داستان از این قراره که هفت نفر یا هشت نفر که یکی از آنها سگشان بود از دست کفار به غاری پناه میبرند. در واقع، اصحاب کهف یکتاپرستانی بودند که بین بت پرستان زندگی میکردند، و پنهانی خدای یکتا را میپرستیدند. این یکتا پرستان جزو اعضای اصلی حکومت بودند. یعنی، ممکن بود خیلی ها یکتاپرست باشند و حکومت نیازی به پی بردن به آن نداشته بوده باشه، ولی اینها بخشی از دولت زمان خودشان بودند.

بعد از اینکه حکام بالاسری به یکتاپرستی اینها پی میبرند و متوجه میشوند که اینها بت نمیپرستیده اند، اصحاب کهف پی میبرند و متواری میشوند. در مورد تعدادشان در کتابهای پس از میلاد مسیح متفاوته. برخی میگن چهار نفر بودند و برخی عددهای متفاوت دیگه میگویند. در قرآن هم آمده که تعدادشان برای یکی کمتر یا بیشتر اهمیت نداره.

داستان مال 500 سال پس از میلاد مسیحه و مردم معجزات عیسی مسیح رو دیده اند. در دیاری که اصحاب کهف زندگی میکردند هنوز حاکمان کافر بودند و بت میپرستیدند.

اصحاب کهف متواری میشوند و خودشان را به بالای تپه ای میرسانند جایی که گله ای گوسفند و چوپان بوده. آن ها از چوپان میخواهند که پنهانشان کند. چوپان هم یک غاری آن نزدیکی رو معرفی میکند.

همگی خسته و کوفته خودشان را به غار میرسانند. در این حال به خواب میروند و با شرایط عجیبی که بر غار حاکم بوده 309 سال خوابشان ادامه می یابد. در این مدت، کار خدا از این پهلو به آن پهلو جابجا میشوند و بدنشان از فساد در امان می ماند.

بیدار که میشوند با احساس گرسنگی از خواب بیدار میشوند. با خودشان میگویند نصف روز یا یک روز بیشتر خواب نبوده اند. یکی از آنها برای خرید نان راهی شهر میشود. او خودش را به نانوایی میرساند و نانوا وقتی پول عهد دقیانوس را دست او میبیند فکر میکند که این مرد گنجی پیدا کرده است.

آن زمان هم تورم و بی ارزش شدن پول بوده که وقتی این پولش رو برای نان نشون میده فکر میکنه گنجی پیدا کرده.

به این ترتیب، دولت آن زمان که دیگر بت پرست نبود و یکتاپرست شده بود راهی غاری میشود که اصحاب کهف 309 سال پیش به آن پناه برده بودند.

اصحاب کهف بعد از اینکه متوجه یکتاپرستی دولت جدید میشوند از سودجویی این دولت برای نمایش آنها به دیگران به خدا پناه میبرند. آنها به حالت سجده از خدا میخواهند همانطور که در این مدت آنها را زنده نگه داشته بود، آنها را از این دنیا ببرد، و همینطور یکتاپرست و در نعمت الهی باقی بگذارد.

حالا این جریان اصحاب کهف به زیبایی تمام شد. آنها از اول یکتاپرست بودند و شیرین، خدای خود را عبادت میکردند و خیلی بی درد و شیرین هم از دنیا میروند.

در مورد شهادت هم مصداق هایش رو ما دیده ایم که دشمن می آید و تق و با درد و رنج و عذاب جان آدمها رو میگیره.

من یکی حتی شک دارم که در همین یک مورد هم موفق بوده باشه. به نظرم همین هم نیست. فکر کنم شهادت یکی از بی دردترین مرگهایی باشه که آدم نصیبش میشه. برای همین هر زمان از خدا دو چیز اضافه تر میخوام: یک اینکه به ما توفیق اطاعت بده، و دیگر اینکه توفیق شهادت بده. خدایی که به این همه آدم روی کره زمین کلی نعمت داده و اونها رو متنعم کرده، ما رو هم از این فرصت بی بهره نکنه.

بعدا اضافه کرد: کاروانی از ۲۲ شهریور در حال برنامه‌ریزی هست که بسمت لبنان حرکت کند:

طوفان الاحرار:

۱۰۰۰ خودرو با عبارت "یاحیدرمدد" رو به شماره

30006859001593

پیامک میکنند. اگر خودرو ندارند ولی مشتاق همراهی کاروان هستند عبارت "یاعلی مدد" رو بهمین شماره پیامک کنند

تاریخ شروع حرکت: راس هشت صبح یکشنبه ۱۵/۷/۱۴۰۳

از جوار حرم مطهر رضوی

کاروان مردمی "از خراسان تا فلسطین": 

@azkhorasan_tafelestin

بعدا اضافه کرد ۲: چون داریم نیروهای زبده مون رو سمت مرزهای اشغالی فلسطین میبریم، احتمال اشغال سمت خودمون، ایران، هست. من مشهد رو مخصوصا میگم. در خانه چیزهایی مثل بیسکویت، کیک، کنسرو و خوراکی‌های ضروری خشک برای مدتی نگه دارید، که احتمالا از داخل که درگیری میشه و می‌افتند دنبالمون لازم میشه

بعداً اضافه کرد ۳: هماهنگی‌ها داره انجام می‌شه ولی چون رهبری حکم جهاد ندادن، خانم‌ها رو به عنوان سیاه لشکر نهایتش بخوان. یعنی ممکنه خانمی خیلی مهارت داشته باشه و برای حضور در جبهه‌های نبرد عالی باشه، ولی چون حکم جهاد داده نشده و از طرفی هم مدیریت مثل همیشه اینجاها با آقایون هستش، حتی لازم نیست خانومی تو جلسات هماهنگیشون شرکت کند. بنابراین اصلاً فکرشم نکنید که مثلاً اتفاق خاصی بخواد براتون بیفته. خودمون سنگین انتخاب می‌کنیم که نریم اینجور فضاها. اگر امکانات دارین یا هزینه شخصی می‌تونید بپردازید، می‌تونید مستقل برید و فرصت خوبیه.

دیکتاتوری یک درصد

آمار جانباختگان معدن زغال سنگ طبس به ۳۵ نفر رسید. شواهد نشان می‌دهد که تعداد جانباختگان از این بیشتر هم خواهد شد.

دیری نیست که دیکتاتوری پروتریا از کارگر قصد بلند شدن دارد تا به کارگر برسد. امروز نیاز اروپا به جاده ابریشم با تبلیغاتی که برای حذف خرما از زمین‌های کشاورزی ما کرده است و همچنین کم کردن نیازش به نفت با جایگزینی زغال سنگ کم شده است.

برای زغال سنگ ایران معادن خودش را سه شیفته آماده کرده است تا نیاز زغال سنگ اروپا را خودش تامین کند. اتفاقا همین چند روز پیش شیفت شب معدن زغال سنگ ایرانی در طبس منفجر می‌شود.

یعنی آیا اروپا دیگر با این انفجار نیاز به زغال سنگ ایران ندارد؟

آیا جاده ابریشم و اون خاصیت ژئوپلیتیکی ایران نیاز اون‌ها رو لازم نیست برطرف کند؟

ما هر چقدر نشون بدیم که نیاز نداریم و محتاج اروپا و آمریکا نیستیم، از زورگویی اون‌ها کم می‌کنیم. متقابلاً اروپا و آمریکا هم تمام تلاششون رو می‌کنند تا ائتلاف قدرتمندی ضد ایرانی و ضد بشردوستی تشکیل دهند.

این جایگاه البته جایگاه برخاسته از طبقه ۹۰ درصد کارگر نیست. این دیکتاتوری تلاش یک درصده برای رسیدن به اهداف شومشان که تاکنون تلاششون بر همین بوده است.



بعدا اضافه کرد: آمار جانباختگان معدن زغال سنگ طبس به ۴۹ نفر رسید. عملیات امداد و نجات تا بعدازظهر روز سه شنبه ادامه پیدا کرد و از زنده ماندن سایر محبوسین در عمق ۲۲۰ متری مایوس شده و عملیات امداد و نجات خاتمه یافت.

نظر پزشکیان درباره علت انفجار این معدن و سایر معادن این بوده است که از آثار تحریم آمریکا است که در معادن ما نشت گاز باعث انفجار میشود. دیگه نیاز هم نیست دنبال مقصر بگردیم. 

انتخاب پزشکیان از انگیزه غرب برای جنگ با ایران نمی‌کاهد

آیا انتخاب پزشکیان بعنوان رئیس جمهور برای گریز از جنگ، یک انتخاب هوشمندانه بوده! 

 خیر، با دلایلی که در ادامه عرض میکنم، پیش بینی جنگ همچنان ادامه داره:

من زمانی در این وبلاگ از پیشبینی جنگ می‌نوشتم که ایرانی های مقیم آمریکا در حال از دست دادن جانشان بودند و سوریه بیشتر در چشم آمریکا برای ادامه تسلط و حضور نظامی بود. امروز ببینید که تا چه حد جنگ در ایران پیشرفته.

هرچند بطور موقت شاهد حضور آوارگان کشور کره به دلیل تنش‌های موجود در آن هستیم، ولی همچنان به دلیل ضعفی که ذکر میکنم طعمه دلچسبی برای آمریکا خواهیم ماند.

پول‌شویی عامل تداوم جنگ و لشگرکشی آمریکا به ایران

پول‌شویی به معنای مخفی و پنهان نمودن جرم از راه گم کردن رد پول است. در ایران، خصوصا پس از اعمال تحریم‌های ظالمانه آمریکا این اتفاق افتاد که رد پول را نتوانیم پیدا کنیم.

دستگاه قضائیه و اداره مالیات کلی آدم که هر روز پازل و معما حل می‌کنند برای یافتن رد پول استخدام کرده که رد دشمن مجرم را از طریق رد پول بگیرند، اما متاسفانه هنوز دستاوردی نداشته اند. نه اینکه نخواهند، واقعا نمی توانند.

امام علی علیه السلام میگن که اگر بر دشمن فایق آمدید برجان آنها دست درازی نکنید و بلکه فقط حق غرامت گرفتن در مال آنها دارید. حال فرض کنید دشمن اخلال گر در نظام اقتصادی را پیدا کرده ایم. انگیزه هم برای رد گیری انبار و آنچه پنهان کرده هم داریم. مثلا این دشمن در پوشش تولیدی لبنیاتی کار میکند. اونوقت به انبار تمیز سر می‌زنیم و خبری از بجز چند سطل کره و ماست تازه، اون هم در جایی زیر کاشی های یک اتاق تمیز و برق زده نیست.

در تعزیرات سابق حکومتی هر کلاهبرداری پیدا میکردی یک رد تقلبی داشت. یکی مثلا برند ایرانی رابجای برند خارجی می‌فروخت. یکی پول تقلبی قاطی پولها می‌گذاشت. یکی از مواد مشابه قاطی جنس اصلی استفاده میکرد. حتی همینکه اخیرا راه انداخته اند که میگن یکی پوشاک قاچاق وارد کرده و پس شناسه کالای یکتا بدهیم تا مسأله حل شود.

حالا من میگم همه اینها که پیدا شده اند را بذارین یکطرف، به این نکته توجه کنید که ما معمای پیچیده پولشویی داریم که میبینیم طرف داره پولدار میشه، ولی رد پولش رو نمی‌تونیم بگیریم تا برایش راه حل بدهیم. توانایی کشف جرم از دستمون خارج شده.

آمریکا این رو می‌دونه. اون هم از همین ناتوانی ما در کشف جرم علیهمون استفاده می‌کنه؛ با تصویب کنگره پول بیشتری در این مسیر که باید پولشویی شود تزریق می‌کنه و با تحریم ها انگیزه کسب درآمد از این طریق را افزایش می دهد. از طرفی هم اعلام جرم می‌کنه. پروپاگاندای خبری میگذره که مثلا فلان پیرمرد که اتفاقا فامیلش گودرزی و برداشت شده از پست وبلاگ نویس مشهوره رو میگیره و میگه نگاه پیرمرد ایرانی که قطعات هواپیمای آمریکایی را قاچاق میکرد گرفتیم! پز هواپیمایش رو میده که ما نداریم. 

از طرف دیگه دولت موافق غرب که به ریاست جمهوری رسید رو هم با شرایطی تحت فشار قرار میده که مثلا استانداردهای گروه جی ۷ رو برای مبارزه با پولشویی رعایت کند. گو اینکه خودمان نمی‌خواستیم و نکردیم!

حال آنکه واقعا ما می‌خواستیم با پولشویی مبارزه کنیم و انگیزه ردگیری پول کثیف را داشتیم، ولی پیدا نمی‌کردیم و پول رفته را نمی‌توانستیم بازگردانیم. همین ناتوانی و ضعف دلیل ساده تداوم انگیزه غرب برای جنگ با ایران و خلع سلاح و بعبارتی به غارت بردن آنچه تاکنون نبرده است شده است. یعنی اگر آمریکای جهان خوار را در نظر بگیریم که همدست با دزدها و غارتگرانی بوده است که تاکنون ردشان را هم نمی توانسته این بگیریم، هم به دزدی خود ادامه میدهند و هم به دنیا خواهی خود. اینکه حال خودمان را به نشنیدن و ندیدن هم بزنیم چیزی و موضوعی را عوض نمی‌کند.


برای اولین بار، احتمال وقوع جنگ در حد سال ۸۲ بالا رفت

سال ۸۲ من تازه دانشجو بودم، و احتمال وقوع جنگ می‌رفت.
جنگ به ایران صورت نگرفت و در عوض چند اقدام انجام شد:
۱. قطار نیشابور منفجر شد1 که ترمیم ایستگاهش ده پانزده سال طول کشید. انفجار به قدری مهیب بود که صدایش پنجره های مشهد را لرزاند. در این اتفاق از نیشابور چندین مسئول شهید شدند
۲. آیت الله خامنه ای برای اثبات امنیت بندرعباس به آنجا سفر کرد و به آب انداختن ناوچه ای را امتحان کرد
۳. در سال 77 کنسولگری ایران (بخشی از خاک ایران) در افغانستان منفجر شده بود.
۴. در این سال آمریکا به عراق حمله کرد تا صدام حسین را بگیرد
4 شرط بالا رو برای بررسی وضعیت کنونی می آریم:
الف- شرط یک رو بررسی کنیم: انفجار قطار نیشابور قرار بود مشابه انفجار برج های دو قلوی 11 سپتامبر در کل جهان صدا کند. انفجار برجهای دوقلو با بازی جلوه های ویژه هواپیمایی جلوه کرد و بهانه ای شد برای شروع جنگ افغانستان-آمریکا. انفجار قطار نیشابور هسته ای قلمداد شد و اسرائیل و آمریکا اعلام کردند این انفجار هسته ای بوده و آنچیزی بود که دولت خاتمی از ما پنهان میکرده!
در مورد وضعیت کنونی (1403)، ترامپ قرار است با بهانه ای مشابه بیاید: ترور ترامپ هنگام سخنرانی که سی ان ان آن را به ایران نسبت داد.
ب- در وضعیت کنونی ما شرط دو را نداریم:
شهید رئیسی، اواخر اردیبهشت ۱۴۰۳ در همین سال که هستیم، بعنوان بالاترین مقام جمهور کشور با مجموعه خود از جمله وزیر امور خارجه، امیر عبدالهیان پرواز بی بازگشتی در کوههای جلفا، مرز جمهوری آذربایجان داشته و شهید برمیگرده2
آن مکان، بارها اشتباهی پرتابه های جنگی ارمنستان و آذربایجان در جنگی که بینشون بوده می افتاده.
ج- حادثه سقوط بالگرد رئیسی بعد از این افتاد که ما اعلام کردیم فرودگاهی که هواپیمای اسرائیل از آن پرواز به سمت سوریه داشته و مستشاران ما را در کنسولگری سوریه شهید کرده زده ایم.
دقت کنید مثل دوره خاتمی دست اندازی به کنسولگری ایران که به معنی خاک ایران بوده هم توسط اسرائیل در خاک سوریه صورت گرفته است.
سه شرط بالا را بعنوان یک پارامتر تکراری برای جنگهای تکراری بررسی کردیم و دیدیم که باز برای ایران تکرار شده اند. آمریکا به یک جنگی نیاز دارد و آن جنگ به احتمال زیاد مثل سال 82 با ایران است، و یا جنگ با کشور دهان پرکن دیگری که بتواند جای زخم خورده آمریکا برای فکر به حمله ایران را پر کند.
قبل جنگ خیانتها بالا میگیره:
دومین اتفاقی که در بالاترین سطح در این مدت افتاد شهادت اسماعیل هنیه بالاترین مقام کشور فلسطین در کشور ما ایران بوده. او موقع شرکت در مراسم شهادت سردار سلیمانی سال 98 به ایران می آید و پس از آن، اسرائیل از بازگشت او به غزه جلوگیری میکند. در این مدت یکسره بین قطر و ایران در رفت و آمد بود تا اینکه در مراسم تحلیف ریاست جمهوری مسعود پزشکیان، اسرائیل با موشک از داخل خاک ایران این مقام را ترور میکند.
امروز در وضعیتی متفاوت از قبل بسر می بریم. دیگر اینکه بگوییم چه اتفاقی برای حفاظت اطلاعات در ایران افتاده که این اقدام شرم آور افتاده نیست، الان در وضعیت بالاترین خیانتها هستیم.
فعلا رئیس جمهور منتخبمون (مسعود پزشکیان) به لطف شهادت رئیس قبلی گاف زیاد میده. مراجعه کنید به وبلاگ سلام دنیای آنور: https://heloworld.blogsky.com/
زمانیکه درباره خیانت‌های بنی صدر حرف می‌زدیم می‌گفتیم اشتباه بود یا خیانت؟
الان در آن شرایط راهبردی هستیم:جنگ پارتیزانی هست و نقطه زنی دارند. سرلشگرها، سرتیپها و مقامات نظامی کشورمان در بالاترین تهدیدها قرار دارند. بعنوان مثال جستجو کنید شایعه ای که درباره سرتیپ حسن کرمی پخش شد که یعنی در این جریان ترور اسماعیل هنیه، او را بازداشت کردند که بعد هم تکذیب شد.
این اولین باره که من از شرایط جنگی در حد سال ه‍شتادو دو و شاید بالاتر در این وبلاگ میگم. ضمنا بگم که این روزها بلاگرهایی مثل ما در بالاترین سطح خیانت هم قرار گرفتیم. هرکس هرچیزی درباره ما میداند لو می‌دهد تا دشمن بدین طریق به بالاترین مقامات دستیابی پیدا کند.
حال دیگر انتخاب با خودمان است. میتونیم از قدرتمان استفاده کنیم، بترسیم، و یا خیانت کنیم. مهره های بی ارزش کلا زده نمیشوند، ولی معنیش این نیست که دشمن کور هم نزند

بعدا اضافه کرد: الان که این مطالب رو می‌نویسم، در بالاترین حد خیانت هستیم. بلاگرهایی که پولشان را از خارج می‌گرفتند نمی‌نویسند. در عوض، بلکه برعکس. اگر من مثلا بگم اسماعیل هنیه رئیس دفتر سیاسی حماس در ایران ترور شد. اونها نهایتش دستورشون رو بنویسند که بهشون گفته شده بنویسند با بمب جاسازی شده زیر تختش شهید شده. نه اینطور هم نبوده. قشنگ با پرتابه شهید شده و شاهد عینی داریم.
مورد بعدی روزنامه هایی هستند که باورش الان سخته که همسو با رسانه های خارج یارانه بگیر میلیاردی همین دولت رئیسی بودند و امروز آنها شایعات را پخش میکنند. من کلیه مطالب تحلیل سیاسی خبر روزنامه کیهان را با سرتیتر «روز خبرنگار بر این خبرنگاران مبارک نیست»رو تایید نمی‌کنم، ولی مطالب جالبی داره.
در شرایط جنگی به منبع خبری درستی از درون نیاز داریم و اکنون من کمبود اون رو احساس میکنم.

بعدا اضافه کرد ۲: ما نیاز به روز کردن دانش جغرافیایی کشورمان در سطح جغرافیایی نیاز داریم. امروز، حتی اگر ناچار به صلح امام حسن باشد، ارزانترین و راحت‌ترین راه انتقال اطلاعات نظامی-سیاسی کشور کتابهای جغرافیای دانش آموزان است.



_______________

1-  انفجار بزرگ قطار نیشابور: انفجار قطار نیشابور، حادثه ای بسیار دلخراش بود که از آن به عنوان یکی از بزرگترین حوادث ریلی در جهان یاد می شود، با بیش از 300 جانباخته و صدها زخمی و مصدوم. انفجار قطار نیشابور در نزدیکی ایستگاه خیام در 17 کیلومتری شهر نیشابور اتفاق افتاد. ساعت کمی از 4 صبح روزچهارشنبه 29 بهمن سال 1382 گذشته بود که به ناگهان واگن های متوقف شده و بدون لکوموتیو که در کنار ریل های ایستگاه ابومسلم (سه ایستگاه قبل از نیشابور) قرار داشتند، فرار کردند و روی ریل اصلی به سمت مشهد به حرکت درآمدند و پس از مسافتی با قطار باری دیگری که حامل مواد شیمیایی و گوگرد بود در نزدیکی روستای دهنو هاشم آباد برخورد کردند. براثر برخورد اولیه واگن ها آتش گرفتند و گروه های مختلفی از آتش نشان ها به منطقه اعزام شدند تا آتش را که البته منشا درست آن را نمی دانستند، مهار کنند. در این بین بسیاری از مردم محلی از روستاهای اطراف، همراه با مقامات مسئولی مثل فرمانداری هم برای تماشا و کمک به محل حادثه آمدند. انفجار اول همه را جمع کرده بود تا انفجار دوم در ساعت 9.5 صبح رخ دهد. در انفجار دوم بیش از سیصد کشته و 450 نفر زخمی شدند. شدت انفجار به قدری بود که گودالی عمیق در محل حادثه به وجود آمد. در این حادثه مدیر کل راه آهن استان خراسان رضوی، فرماندار و برخی مسئولان اجرایی نیشابور به همراه 21 آتش نشان از شهرهای نیشابور، مشهد، درود، قدمگاه و مجتمع فولاد خراسان و خبرنگار محلی خبرگزاری جمهوری اسلامی جان خود را از دست دادند.
2- سید ابراهیم رئیسی خادم‌الرضا(ع) و هشتمین رئیس جمهوری اسلامی ایران عصر یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ در مسیر بازگشت از مراسم افتتاح سد «قیز قلعه‌سی» به سمت تبریز، در منطقه ورزقان استان آذربایجان شرقی دچار سانحه هوایی شد و با همراهان خود همزمان با شب ولادت امام رئوف علی ابن موسی الرضا(ع) به مقام رفیع شهادت نائل آمد. حجت الاسلام آل هاشم، نماینده ولی‌فقیه و امام جمعه تبریز، حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه، مالک رحمتی استاندار آذربایجان شرقی، سردار سیدمهدی موسوی فرمانده یگان حفاظت رئیس‌جمهور و دیگر سرنشینان بالگرد حامل رئیس‌جمهور از دیگر شهدای این سانحه هستند.