آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

یوم تبلی السرائر

اوضاع ایران در خارج از کشور چطوره؟

بستگی به این داره که فهمیده باشی نقشه چیه. هرقدر زودتر فهمیده باشی شمشیر زودتر روت رو میشه. مثلا من امروز میگم زیمنس آلمان با نقشه قبلی بدقولی کرده، چند نفر ایرانی دیگه هم همین رو میگن. قبلا هم گفته ان توتال فرانسه چه کرده. همه با هم  مثلا یک تصمیم میگیریم و یا همین قدر هم کافیه که دولتمون برای قراردادهاش تحت فشار قرار بگیره که چرا با این ها زد و بند کرده. نتیجه چی میشه؟

رو شدن دشمنی غرب با ایرانیان.

یکی مثل همتی میاد جلو دوربین میگه بازرگانان ما تروریست محسوب میشن. طوری میگه انگار مثلا نتیجه اعمال من بوده که اینا تروریست فرض میشن. آیا واقعا همینطوره؟

به نظر من اینطور نیست. فرق امروز با دیروز اینه که برخی اسرار و اهداف خارجی ها برای دشمنی با ماها بیشتر رو شده. منظور از خارجی تقریبا هر انگلیسی زبانیه، که تعدادشون هم تقریبا نصف دنیا رو میگیره. انگلیسی، استرالیایی، آمریکایی، آلمانی، فرانسوی (طرفدار صهیونیست)، و غیره. انگلیسی که ابداع کننده اسرائیل صهیونیست بوده از ما خوشش میاد یا نه؟

امروز روزیه که تعداد کمی میگیم فلسطین، اینا با هم توافق کرده ان که این کشور وجود نداره. اونا سالهاست که به جای فلسطین میگن غزه. نمیتونن دیگه انکار کنن که چقدر با ما دشمنن. فرق چندانی برای ذهنیت خارجی نکرده. این فرق در واقع در ذهن ماست. خارجی مدتهاست که حتی داره جنس هاش رو به ما دولا سه لا میفروشه، بی نام و نشان. این نام و نشان ایرانیه که امروز باید بیشتر مخفی بمونه. اونکه تا دیروز داشته بی نام جنساش رو به ایرانی میفروخته نیاز به زحمت نداره. زیرساختاش رو برای زیرزمینی کار کردن در ایران و برای ایرانی خیلی وقته که چیده. این بازرگان ایرانیه که حالا باید فکراش رو بکنه داره با خارجی صحبت میکنه، ارتباط برقرار میکنه و حتی میخواد جنسش رو بفروشه! یکسره باید با خودش بگه میدونی که داری با دشمن حرف میزنی. میدونی که مردم کشورت ازشون بدشون میاد. میدونی که.

روحانی رئیس جمهور منتخب ماهواره ای ها، میاد پشت تریبون و میگه اگر دولت من نبود حتما در این هشت سال یکی دو قطعنامه بیشتر علیه ایران صادر میشد. گفتن این جمله با اون سطح از پنهان کردن دشمنی خارجی که باهاش مذاکره میشد، چه معنی میتونه داشته باشه؟ یعنی به خاطر گل روی تو پنهان کردن که دارن جمع میکنن محکم بزننت زمین؟ خیلی هنر بود؟ فرقی داره من امروز یک گواهی تایید بیشتر از کسی بگیرم که بعدا میخواد خفه ام کنه؟ این گواهی تایید رو پیش کی نیاز دارم؟ ببرمش با اعتبارش پیش کی همکاری داشته باشم؟

اگر الآن رئیس شرکت کامپیوتری مکافی (McAfee) تو اسپانیا به زندان میره، سر اینکه میگه دولت پنهان آمریکا رو با چندین ترابایت اطلاعات لو میدم، و بعد هم دقیقا انتهای دولت روحانی میگن قبل از اینکه به آمریکا استرداد بشه خودکشی کرده، چه معنی میتونه داشته باشه؟ جز اینکه سلاح در دستانشون و دولت مخفی استکباریشون رو پنهان کرده اند؟

برای اینها که انقدر این پنهان موندنه مهم بوده، فرقی داره دو تا قطعنامه زودتر دیرتر علیه ایران صادر کنن؟ اون نگاه نمیکنه به مذاکره. اون به اصول استکباری خودش نگاه میکنه.

من سوالم اینه که دونالد ترامپ رو فقط گذاشتن 4 سال رو تخت بشینه. این بایدن اومد فرقی داره؟ بوریس جانسون از انگلیس، فرقی با ترامپ داره؟ نگاه میکنی، منشا انتخاب همه اینا از یک طیف آدم و از یک خاندان سلطنتی هست. چهار نفر آدم اون بالا هستن که کل دنیا رو دارن بازی میدن.

این اتفاق عجیبیه که امروز افتاده. دیر یا زود ما باید میفهمیدیم که خارجی چقدر از ما بدش میاد. تحمل دیدنمون و تحمل بودنمون رو نداره. حالا با این فرض، به اطرافمون نگاه کنیم. کمی ترس آور میشه، ولی مهم نیست. ازشون بیشتر بدمون میاد. دست ما که نبوده. نقشه قبلی بوده.

اما حالا برای دولت مردانمون. وقتش نیست که بشمرن چقدر تا حالا سرماها کلاه گذاشته ان؟ یا باید اینا هم مثل آمریکا اسرائیل منتظر بشینن ببینن کی و چقدر ما از اوضاع اطرافمون سر در میاریم؟

مردم میگن مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، بعد مثلا رئیس جمهور منتخب بهشون میگه لطفا، خواهشا. چه معنی میتونه باشه؟ جز اینکه به اون کسانی که بچه هاشون رو دارن میکشن میگن تندرو؟

نامزد انتخاباتی (همتی) به رئیس جمهور فعلی (رئیسی) هر چی از دهنش در اومد گفت. گفت تو سندروم بیقراری نشستن سر یک مکان داری. این گفتنش اونجا چه معنی داره؟ جز اینکه برای هر فحش و هر بی ادبی که ابداع میکنن، مستحقن؟ جز اینکه حد بی ادبی رو اینا دارن تعیین میکنن؟

اونوقت این رئیسی یک کلمه میگه تو کارمندی بیشتر نیستی. به این همتی برمیخوره میگه من کارمندم؟ من؟! تو جامعه هم همینطوره. از بالا فساد تاثیر میگیره. دو نفر از هفت نفر نامزد انتخاباتی حد و حدود بی احترامی رو مشخص میکنن. چه معنی داره؟ اینا بعد از رضایی بالاترین میزان رای رو آوردن. معنیش این نیست که از جامعه ما دو هفتم ماهواره ای هستن و حد بی احترامی رو اونا مشخص میکنن؟ حالا این داره میگه عربستان دشمن نیست، امارات دشمن نیست. اماراتی که در اعلام دوستی با اسرائیل پیشدستی کرده دشمن نیست. بنابراین، اسرائیل دشمن نیست! در دوره احمدی نژاد یک مشایی گفت ملت اسرائیل کلی سرصدا شد. حالا این صاف اومد به اسم نامزد انتخاباتی هر چی موضع در این زمینه داشت اعلام کرد که یک وقت پشیمون نشه بعد از سه سال ریاست بانک مرکزی!

معنی این چی میتونه باشه؟ خیلی ها هم (حتی نظرات اینجا رو بخونید هم) طوری به این رئیسی رای دادن که یعنی حالاااا یک چهار سال بهت رای میدیم ولی دمار از روزگارت در میاریم نتونی کار رو درست کنی! معنی اینها چی میتونه باشه؟

دشمنی دیرینه آمریکا، اسرائیل، انگلیس، رژیم عربستان سعودی و امثال اون به من مربوط میشه که به جای اینکه هرچی فحش و لعن داشته باشی به من میدی!؟

چرا باید وضع کشور الآن طوری باشه که وقتی رئیس جمهور عوض میشه و ما یک کلمه صدامون بین مناظره انتخاباتی شنیده میشه، با خودشون بگن عیبی نداره، ما هنوز بانک ها رو در اختیار داریم؟! چرا باید طوری باشه که ما بگیم از جمله هنرهامون اینه که مثلا تعداد 1000 واحد تولید رو از تملک بانکها خارج کردیم؟ این هنر شماست؟!

فاصله خواسته ما با هنر شماها زیاده.

بعدا اضافه کرد: حالا این خواسته بگم چی بوده. در این مدت چقدر فرهنگ سازی کردن و برنامه اجرا کردن که دو نفر یکی از دانشگاه آزاد و یکی از دانشگاه دولتی داشته پایان نامه بچه ها رو انجام میداده. یکسره فیلم، فیلم تبلیغاتی کوتاه، با خنده به هر سبک ممکن. حتی چمیدونم یک فیلم آزاد هم درست کردن یک جوونی با پول کمی که داشت رفت هکر شد و من بقیه این فیلم چمیدونم نهنگ آبی رو ندیدم، ولی با سیاستی که داشتن میشه پیش بینی کرد که آخرش رفت سمت این قرص های معتاد کننده و از این بازیها. در نهایت، اخبار و رسانه با اتحاد بی نظیری که بدست آورده بود توانست چند کامپیوتری از کسانی که پایان نامه انجام میدادن جمع کنه، و قضیه فیصله داده بشه. بله، فیصله داده شد. البته، ما جزو اون بیکارهای مفت خور نبودیم.

حالا این دولت، حال و روزش به این رسیده که میگه عیبی نداره، ما هنوز بانک ها رو در اختیار داریم. انگار مثلا من نیم بانک ها رو گرفته ام، اون کارخونه ها رو گرفته ام و حالا اینها حساب کتاب میکنن و میگن اشکالی نداره. عیبی نداره، ما هنوز سنگر بانک ها رو در برابر سنگر خون این بچه ها داریم و قصد حفظش رو داریم. عیبی نداره!

حالا اگر ازشون بپرسی چطور تو تونستی جلوی اون چند تا جوون رو بگیری که پایان نامه انجام میدادن، و حالا نتوان از جلوگیری از ماین کردن چند تا جوون دیگه هستی، چی میگن؟ هزار تا بهوونه. البته، پولشون با اینکه بانکها رو در اختیار دارن ته کشیده و دیگه نمیتونن در زمینه رقابت در استخراج رمزارزها فرهنگسازی کنن، و بلکه میگن که الآن انقلاب دیجیتال شده و این رو هم مدیون آذری جهرمی، وزیر ارتباطات وقت هستیم!

هر وقت هم بگیم چرا یکسره برق میره، باز میگن صرفه جویی کنید و این بار کولر گازی مثلا روشن نکنید. خونه شده مثل فرگاز، و اینها مثلا نمیتونن برق یک منطقه رو قطع کنن و ببینن با عیب یابی قشنگ از کدوم نقطه است که نشت جریان دارن! فقط میگن کسانی هستن که کنتورخوان ها رو دستکاری میکنن و مثلا به جای سنگ تراشی مزرعه استخراج رمزارز دارن!

من منتقم

اگر روزی شرایط انقدر ناامن بشه که من باید در جایگاه دفاع از تجهیزات مخابراتی و الکترونیکی قرار بگیرم و هر آن هم ممکن باشه بریزن روی سرم. از طرف دیگه هم در این شرایط مذهب و ولایت فقیه در جایگاه دفاع قرار بگیره، اون وقت من ممکنه به طور خودجوش سلاح دستم بگیرم و به جای اینکه منتظر بشم دونه دونه تجهیزاتم رو از کنارم بردارن، میرم سروقت دشمن و همون جا رو در رو باهاشون درگیر میشم. مهم هم نیست برام بد میشه یا نه. اتفاق بعدش مهم نیست.

من اینطوری بزرگ شده ام. اگر احساس ناامنی از پشت بکنم میرم باهاش رو در رو میشم. اجازه کسی رو هم تا حالا برای اینکار نگرفته ام. اونقدر هم قوی نیستم که با کسانی که گروه شده اند کشتی بگیرم و بهشون بگم نه اول شما بزنید لطفا و بعد من قوی دفاع میکنم. اینطور نیست. دوره آموزشی دفاعی با سلاح رو هم یک بار دیده ام. گرا گرفتن هم تا حدی یاد گرفته ام. سلاح هم دستم گرفته ام. فقط وقتش که بشه تکمیلش میکنم و جواز حمل سلاح رو هم سر وقتش میگیرم. اون وقته که چیزی جلودارم نیست برای انتقام.

سرمایه گذاری رمزارزها خوبه یا نه؟

این روزها خیلی ها هنوز که هنوزه دوستن دارن من به عنوان خانوم دکتر کامپیوتر بیام براشون توضیح بدم که کسب درآمد از حوزه رمزارزها خوبه یا نه؟ یک دلیل خوبش اینه که من قدیم هم یادمه دوستهایی داشتم که مثلا میخواستن درباره مجموعه جواهرات پلاستیکیشون نظر خصوصی بدم. حالا اون امکان نیست، و جاهای معتبری مثل دانشگاه نداریم که دور هم جمع بشیم.

یک راهنمایی خوب در زمینه رمزارزها اینه که آدم به رضایت قلبی خودش از کار نگاه کنه. یک خانوم با دو تا بچه، با کلی عزت ناشی از شغلی که در آن حلالیت پولش بالاست، حالا میخواد پولی بدست بیاره به اسم مثلا سرمایه گذاری اتریوم، چمیدونم دلار تتر و غیره. رویش هم نیست که به کسی بگه بفهمه! همین خودش یک راهنماست که این پول رضایت بخش هم نیست.

حالا من اومده ام در فضای بازی مثل اینجا سعی میکنم برای شما بیشتر توضیح بدم. من زمانی در یکی از معتبرترین دانشگاههای ایران، فنی و حرفه ای قبول شدم. دانشگاه خوب با بهترین دانشجوهای زمان خودش. اون زمان هم هنوز لو نرفته بود که دولت داره ماها رو از سر خودش باز میکنه و یا اینطوری به انحراف نرفته بود. واقعا بهترین دانشجوها بودن. حالا این ها، امروز اگر هر کدومشون رو نگاه کنی، هیچ کدوم چندان در همان رشته خودشون نمونده ان. هرکسی هر شغلی پدرش داشته، به هر طریق ممکنی رشته اش رو تطبیق داده تا همون رو بهش بدن. حالا اینو میگم مثلا برای مثال میشه فرق بین کسیکه رفته معماری مثلا، حالا شغل پدرش وکالت و یا مثلا دفترداری بوده، این باید ادعا بکنه که چقدر تاریخ خونده که حالا مثل باباش وکیل شده! دیگه، دوره جنبی میخونن و از این قبیل کارها

خود من، مثال دیگری هستم. دکترای کامپیوتر دارم و الآن خیلی ها میگن اینو نگاه کن داره کشاورزی میکنه! امروز یک روز گذراست. در یک دورانی هستیم که هنوز عده ای هستن که نمیدونن مثلا رمزارزها چقدر کلاه برداریه. ما میگیم باید بگذره که معلوم بشه. ولی تجربه من نشون داده که زمان مهمترین چیزیه که در دستان ماست. اگر امروز مثلا میدونستین سمت رمزارزها برین، و این ها با تنوع 300 تای فعلی قراره برن کنار که همه اینها بشن یکی (!) آیا باز هم حاضر بودین روی یادگیری این ها سرمایه گذاری کنین؟

دانستن هر علمی هم جذاب نیست. اپراتوری رو آدم به عنوان علم و ثروت در نظر بگیره، روزی بیچاره میشه. چون یک دهه باید روی این بره، باز دوره که دست ماها نیست عوض میکنن که هربار روی بورس بمونن!

من اصلا به خطرپذیری این کار نگاه نمیکنم. این خطر رو که مثلا امسال بیت کوین روی قله 61هزار دلار بود و حالا شده مثلا 36هزار دلار، رو نمیگم. به هرحال، بیت کوین بره جاش اتریوم بیاد یا هر چیز دیگه ای، توفیر چندانی به حال ماها نمیکنه. بخش مهمی از شغل و کسب درآمد احساس رضایتش هست که همین الآن میدونم خیلی ها ندارن. شغلها هم چندان تغییر نکرده، بهترین شغل امروز هم میتونه دنبال کردن شغل پدر باشه و یا همونی که دستتون رو گرفته ان گذاشته ان سر همون کار.

آیا رئیسی قصد تغییر ساختار رو داره؟

حدود 30 میلیون از 50 میلیون واجد شرایط رای در انتخابات شرکت کردن و رئیسی بیش از دو سوم رای را آورد و رئیس جمهور شد. رضایی هم که نامزد مورد نظر بود رای نیاورد ولی پیروزی رئیسی در انتخابات رو تبریک گفت. انتخابات هم با مثلا یکی مثل همتی وارد مرحله دوم نشد. مثلا نشد که بشه یک چیزی مثل انتخابات بین هاشمی رفسنجانی و احمدی نژاد که برعکس احمدی نژادی ها اون سال 84 رای بیارند و ما بمونیم با هشت سال ریاست جمهوریش.

حالا این انتخابات چند نکته داره. در بهترین حالت معمولا هفتاد درصد واجدین شرایط شرکت میکرده ان. کسانی که به رئیسی رای دادن همون هایی بودن که قبلا هم رای داده بودن. ما پیش بینی میکردیم فوقش یکی دو میلیون از طایفه شون رای اولی بشن، و حالا جلیلی هم که به نفع رئیسی گفته بود کنار میره، یک عددی هم به این رای اضافه میشد. پیش بینی ها درست بود. کسانی طبق معمول برای رای دادن آمدند که مستقیم از این ها پول میگرفتن، حالا با وام و یا امتیازات غیر. نشون به اون نشون که رضایی هم همون تعداد رای آورد که قبلا هم همین قدر بهش رای میدادن. این عددها عوض نمیشه. تعداد آدمهایی هم که بشینن مثل ماها تحلیل کنن، تحلیل بخونن کمن. قشنگ نگاه کرده ان کی بهشون قراره پول بده.

یادمه سال 76 وقتی دوستم به خاتمی رای داده بود گفت خاتمی تو بخش طرقبه شاندیز دفتر کاهی و مداد پخش کرده. همین رو نشونه خوبی برای رای دادن بهش گرفته بود. یکی دیگه میگفت سید خوشگلیه. تازه تفال هم گرفته و به خاتمی رای داده. برای سید رئیسی هم همین طوره. اصلا همین جا سوال پیش میاد که کسایی که به رئیسی رای دادن، اگر رئیسی میگفت من به نفع رضایی میرم کنار، حاضر بودن به رضایی رای بدن؟

نه، 14-15 میلیون مفت خور، حاضر نبودن به رضایی رای بدن. الآن، خب منو نگاه کنید. کسایی که به سید و سادات احترام میذارن (و باید هم احترام بذارن)، حاضرن همون قدر به اندازه شایستگی هایی که من در طول زندگیم جمع کرده ام بهم احترام بذارن؟!

این بعیده. من همیشه ناراحتیم رو سعی کرده ام این بگیرم که چرا اونها به من قدری که به یک سید احترام میذارن، احترام نمیذاشتن؟ شایستگی و تلاش و کوشش هیچ وقت معیار انتخاب نبوده تا حالا.

این رضایی هم اون روز دیدمش، شاید اگر میدونست مردم بهش رای میدن از اون حرفهایی نمیزد که فقط پدرمادرهای ما براشون ممکن بود مهم بوده باشه.

با این حال، رضایی اگر میدونست که این رئیسی کسی هست که مثل اون عمل میکنه بعد از رئیسی کاندید نمیشد. رضایی برنامه داشت، در حالیکه ما ندیدیم این رئیسی قدر اون برنامه داشته باشه. رضایی قصد تغییر ساختار رو داشت، درحالیکه با مناظراتی که از رئیسی دیده ایم به نظر میاد رئیسی این ساختار رو قبول داره و فقط میخواد چادریش کنه!

بوروکراسی دولتی به سبک همتی و آذری جهرمی

از بیست و سه سالگی با علاقه ای وارد ساختاری شدم که بعد از چند بار کار کردن ازم پرسیدن: تو برای چی کار میکنی؟ برای پول؟

کاش برای پول بود. دیر این رو فهمیدم

روش کار، اما برای آدم هایی که از نظر این ساختار سیاست زده، من شجاع محسوب میشده ام، یک حرکت مرسوم بوده.

همتی امروز یک لیست داد دست رئیسی که حالا این لیست رو بخون! لیست اسامی مرتبط با کسانی بود که میگفت یازده نفر دونه درشت مالی هستن. من نگاه کردم همون کار رو با من قبلا سال 93 کرده بودن. من از سال 87 داشتم به عنوان یک دانشجوی لیسانس و بعد از اون با این ها ارتباط برقرار میکردم. اینها کیا بودن؟ یک سری آدم معمولی؟

چندان معمولی نبودن. معمولی بگیم کارمند بودن. من هربار فرض میکردم مثل اینها معمولی بودم، ولی اصرار هست که معمولی نیستم. راست میگین. من معمولی نبوده ام. من بابام قاضی بوده. من مساله خاص قاضی زاده بودن داشتم!

چه ارتباط دقیقی با من برقرار کردن، و چه جلسه دادگاهی از پیامک های غیردقیق ازم گرفتن، مهم نیست. اما باید من هم تعریف کنم که اینها با یک جوان بیست و چند ساله چه کردن.

دوره ارشدم که تموم شد یک لیستی برام از طریق پست دادن. در این لیست اسم هر بدهکاری برای مالیات بود. نامه ای بدون سلام و بدون هیچ تذکری. اسم من هم در آن لیست بود. در این لیست با ظرافت حتی با ماژیک شبرنگ اسم بالای اسم من رو رنگ کرده بودن که مبادا من از طریق آن بتونم مثل خودشون بهونه بگیرم و اشتباه دادگاهی دربیارم!

این لیست پژوهشکده ای موسوم به پژوهشکده نوح، وابسته به دانشگاه فردوسی مشهد بود. حالا من علاقه وافر داشتم با این ها همکاری برد-برد داشته باشم، و از طرف آنها سیاسی بازی بود. من اگر لج نمیکردم میتونستم برای عذرخواهی برایشون کار کنم. از این جهت هی در رودربایستی قرار میگرفتن و من هم هی برای عذرخواهی برایشون پروژه و گزارش پر میکردم.

برایشان باکی هم نبود. کما اینکه الآن هم همینه. الآن هم همه میدونن که خیلی از این محتواها برای عذرخواهی در حال پر شدنه.

حالا چی؟ گذشت؟

نه، نگذشته. روش این دستگاه کارمندی خیلی مرسوم شده. خیلی راحت دروغ میگن و خیلی هم پررو هستن.

خواهر من برای یک جای معروفی یک مدت پیش ایناها کار اختیاری میکرد. مدتی رئیس آن مکان به این اسم که تو با دیگران بدرفتاری میکنی، گفت من به تو لیست میدم و تو نامهربان نباش! من رئیسم و دیگران تحملت نمیکنن! مثل همین حرف ها که الآن درمیان میگن به رئیسی.

حالا انتظار داریم رئیس لیست رو بده. آیا میده؟ نه. لیست رو روزی که شوهر میکنه میده تا بگه شوهرم به تو لیست رو داد و من در حق تو لطف کرده ام؟!

اوناها یک سناریوی تکراری رو برای شانتاژ کردن فضا یاد گرفته ان. همین کار رو باکسی انجام میدن که اختیاری کار میکنه، و همین کار رو با کسی میکنن که حقوق میگیره. فعلا من برای عذرخواهی هم کار میکنم و هم محتوا پر میکنم.
حالا این آذری جهرمی شجاع شده؟ این همتی به رئیسی گفت وزیر بیچاره مون اذیت شده، و ازش شکایت شده. برای چی این تو توییتر مینویسی؟ تو میگی میخوای حمایت کنی؟ من چرا باید برم تو ایتا بنویسم، ولی تو میری توییتر مینویسی. چرا میری

ما رو برای بنزینی که یک شبه گرون کردن، فیلتر کردن، بعد هم نگفتن. خب بگو. من پول داده ام، سرور مجازی گرفته ام برای شرکتم. پول من پرید اون وسط. تو فضای کامپیوتر هم هست رشته ات. بدترین بیکاری در رشته کامپیوتره.

وسط کرونا که همه مون، شرکت هامون، جمع شده، این آذری جهرمی رفته عکس شخصی خانواده اش رو میذاره تو فضای مجازی که رفتم سفر، خوش گذشت!

میگن سفر در شرایط کرونایی ممنوعه. تو که هر غلطی میخوای بکنی، خب بکن. چرا پس حرص ما رو در میاری؟

آذری جهرمی میگه من تنها کاری که کردم اینه زیرساخت رو درست کردم. الآن اینترنت ارزون شده؟ چی رو درست کردی؟ زیرساخت خودت رو درست کردی؟!

اون از اون وزیرتون که به ما میگه بیکار رفاه طلب. این از این وزیر ارتباطاتتون.

همتی برای آذری جهرمی میگه وزیر خوب و عالی. پز این رو میدن که رفته واسه بچه هایی که بستنی طلا تو برج میلاد میخورن، هزار تا سرورشون رو کرده صدهزار سرور. حالا من باید به این برج میلادی ها پول بدم که تی شرت خارجی بپوشن بگن پردازش تصویر کردیم. چیزیکه مشق شبانه من بود. چیزیکه دم به دم داشتیم انجام میدادیم. فقط من باید پول سرور اونو، تی شرت خارجی اونو بدم، تشویقشون هم بکنم، بگم رشته ام کامپیوتره. تو برای بیکاری ماها که رشته مون ارتباط مستقیم با فناوری اطلاعات و ارتباطات داشت چه کردی؟

آذری جهرمی، بدترین وزیر دولت روحانی بود، ولی انقدر این دونه درشت بود که کج شد، ولی نیوفتاد. انقدر این خاندان داشت که الآن کجیش فقط روی صورتش مونده.

یک جوری راحت دروغ میگن که خود ما که زیر دستشون بودیم باور کنیم، فردا این وزیرشون کاندید ریاست جمهوری شد ما هم بفرستیم رئیس جمهور بشه.

شماها که خیلی خوب و دلسوز بودین، حق من به عنوان یک ایرانی رو خوب به جا آوردین. با همه آدمهای اون لیست که دادین دستم همین کار رو کردین؟ به همه اونها گفتین جاسوس بودن؟ یا فقط به من قاضی زاده گفتین.

مخصوصا هی کرم میدوونن که وقت بذاریم هی جواب اینا رو بدیم. البته، اگر هم وقت رو تلف نکنیم دکترا هم بگیریم میگن چرا دقیقه نود این کار رو کردی؟

توی اون لیست من دیدم چقدر کارمند زاده دیگر بودن که میتونست اسمشون بلند نشه. چرا باید اسم من قاضی زاده اینطوری بلند میشد؟

مقصر من بودم؟ یا پدرم بود؟

حمال بودیم؟

باید برای عذرخواهی هی براتون کار کنیم؟

باید بریم خارج؟

چرا؟

من اگر قاضی زاده نبودم، جاسوس نبودم. دیدم اون همه کارمند زاده که بی صدا کار کردن، ولی باید هی صدای من بلند بشه.