با خودشون چی تصور کرده ن این اطلاعاتی ها؟! اون از اون زنی که زن برادرم کرده ن، که بعدازظهر خودش می آید می گه من که باهات خوب بودم فلانی جان! اون از اون شوهرش که نصف شب می آید حامی زنش زیر مشتو لگدش قرارم می دن.
اون از اون اطلاعاتی ها که هی هیچ تقصیری ندارندو از وقتی نشسته ن تو سیستمم هی بدبختیه که از آسمونو زمین میریزه روی سرم. اون از اون پسر مجردشون که نشونش کرده ن سال هاست که یک روزی بالاخره قبل از گور من رو بهش برسونن
کسی شماره بابای این پسره رو داره به من بده؟
باباش رو می خوام بهش بگم پاشون رو از زندگیم بکشن بیرون. بهش بگم فلانی جان می دونم خیلی غیرت داری. هیچ به تو و بچه ت ربطی نداره وقتی از مشتو لگد یکی فرار می کنم چند ساعت با شلوار قرمز کش خراب نصف شب تو خیابونا راه می رم تا به اولین کلانتری برسم. به تو بچه ت هیچ ربطی نداره که بهم می گن برگردم که کلانتری این منطقه من رو تحت پوشش خودشون ندارن، و باید دوباره برگردم یک نفر پیدا کنم زنگ بزنه 110 و یک ماشینی بیاد تا من بیایم از خوداتون به خودتون شکایت کنم.
شماره بابای اون پسر رو می خوام
شماره ش رو بدین به من
ببینید ایران امن و ایمن رو:

من خودم رو یک ترنس می دونم؛ یعنی نه مردم و نه زن. هرچند خودم رو بیشتر مرد می دونم. اما صحبت از مردهاییه که خشن هستند. مردهای خشن، مثل خروس می مونند، اگر احساس کنند ترسیدی می افتند دنبالت. اگر چند نفر رو ببینند که وقتی خودشون رو عصبانی نشون داده ن و آن چند نفر مثل روانی های متحرک راه افتاده ان که بگیرندشونو هی با گریه و التماس ازشون بخوان که کسی رو نزنن، حتما یک قربانی اون وسط هست که حسابی بیشتر از حتی قبلش باید بخوره. من به این ملتمسین می گم کاتالیزگر؛ نقششون تو دعوا شدت دهنده ست.
بنابراین توصیه های من برای مقابله با مردان خشن عبارتند از:
1- تا حد ممکن چنین آدم هایی رو از خود دور کنید
2- سعی کنید هنگام عصبانیت آن ها ترس خود را پنهان کنید
3- اطرافیان به جای بازی کردن نقش کاتالیزگر، از عقلشان استفاده کنند و ببینند چه طوری می شود به کسی کم تر ظلم کرد
4- سعی کنید کم تر قربانی شوید. هنگام قرار گرفتن زیر دست یک مرد خشن، فرار کنید
یعنی میشه، امکان داره من مرد بشم؟
در حال بررسی جدی تغییر جنسیت هستم. من تمایلات زیادی به مرد بودن دارم
پ. ن.
سرم گیج می ره. نمی دونم از ضربه ای هست که اخیرا به سرم خورده یا از فشار خون پایینم که فکر کنم از زمان خوابگاه رفتنم گرفتتم. تزریق هورمون تستوسترون برای مردانه کردنم فشار خونم رو می بره بالا و این احتمالا برام خوبه. شاید لخته شدن خونم کمی بالاتر بره که احتمالا متیل تستوسترون این کار رو می کنه و برام تجویز هم نمی کنند. به نظر هورمون تراپی برای مردانه کردنم برام مفیده. فقط به دو دلیل ترس از این کار دارم: یک این که من معمولا نمی فهمم چه چیزم شده؛ حسگرام خیلی درست کار نمی کنن. دوم این که وارد بخش عمل کردن بشم چون دستکاری درستی هم معمولا در ایران نمی کنن احتمالا هر چند وقت یک بار باید برم تا وصله پینه م کنن
دلایل بسیاری زیادی هست که نباید در رشته مهندسی کامپیوتر در ایران تحصیل کنی. درسته که این رشته آینده رشته های برق و الکترونیک هست، ولی حداقل به این دلیل که مهندسی کامپیوتر نظام مهندسی ندارد و نظام صنفی دارد بی خیالش بشین تا من بقیه دلایلم رو بگم.
اولین دلیل اینه که تا حالا شما شنیدین یکی از شخصیت های نظام از راس تا پایین بگه که باید مهندسین کامپیوتر رو به کار گرفت؟ خب نشنیدین دیگه، برعکس این جمله یکی از جمله های سرلوحه نظام های دیگری مثل کشاورزی هست.
دلیل دیگه اینه که خود مهندسین کامپیوتر تا بالاترین راسشون هم در تفرقه هستند و زیر پا خالی کردن در این رشته بر اتحاد و همبستگی اولویت داره. من حرفی با بازار کامپیوتر ندارم. من خودم اصلا دانشجوی دکتری کامپیوترم، و بازار و کامپیوتری های بازار رو از دانشگاهش جدا می کنم. حرف من سر دانشگاهشه. شما فکر کنید کمترین ارتباط ما با دانشگاه سر مقاله مجله دادن هست. یک در هزار امکان داره که کسی پیدا بشه خداپسندانه حتی اگر مقاله ت قابل رد شدنه اصلا آقا جان بگه رد شد؛ بگه مقاله ت رو چه می دونم به هیچ دلیلی رد کردیم. ولی متاسفانه انقدر سرشون شلوغه که حتی این جمله هم براشون لابد هزینه هایی داره که جواب نمی دن. البته من منظورم همه جامعه کامپیوتری دانشگاهی نیست. توشون آدم خوب هم پیدا می شه. ولی تعداد آدم هایی که بی پاسخت می ذارن زیاده
دلیل بعدی هم اینه که درسته که می گن قراره CPU بومی بیارن و دیگه ما از حالت وابسته خارج بشیم. یا چه می دونم سرور و شبکه ملی و داخلی و این چیزها. ولی در نظر بگیرین اول این ها دست چه کسانی می آید؟ اول دست همین سرشلوغ های محترم دانشگاهی کامپیوتری و دولتی می آید که معلوم نیست چقدر باید بهشون باج بدیم تا بخوان فقط بهمون بگن رد شدی. پس اون هم اگر پس از هزار سال بیاید، مال ماها نیست
دلیل آخر هم اینه که رشته های دیگه مثل فیزیک و فیزیک پزشکی و غیره اصلا نمی خوان با کامپیوتری جماعت سروکار پیدا کنن. چهار تا سی دی و دی وی دی می گرن که از هزار تا کار کامپیوتری بهتر و قفل شکسته تره. این طوری اصلا می بینیم که نیازی به رشته کامپیوتر هم نبوده