دین یهود تحریف شده (نه اون دینی که در قرآن به آن اشاره شده) تنها دینی هست که تبلیغ نداره. دلیلش هم این هست که در دین یهود تعریف شده کسی که یهودی هست، یهودی به دنیا می آید و امکان یهودی شدن افراد نیست. اینه که مثلا یک مسلمانی مثل من درست فکر نکرده، که بگه من ته پای کسی مثل یک اسرائیلی رو میلیسم و مشکلاتم حل میشه. نه، مشکلی حل نمیشه، چون تو با این کارت یهودی نمیشی. با این کارت دوستدار یهود هستی ولی یهودی نمیشی. حفظ و رعایت فاصله با این افراد لازمه تا از ستیزه گری آن ها در امان بمونی
پ.ن.: برای همین هم هست که هرجا کلمه »سکولار« رو شنیدین میتونین به راحتی فرض کنید با کلمه »یهود« قرابت معنایی داره. مثلا اگر یک جایی خوندین این کشور به سمت سکولار شدن در حال پیشرویه، معنی دیگه ش اینه که در حال یهودی شدنه.
الآن مادرم اومده بود، چسب زخم می خواست. بعدش کم مونده بود اشکم دربیاد. آخر این پدر من که هیچ، خودش پدر ماها رو درآورد. ولی مادرم چی؟ من از خونه برم، کی بهش چسب زخم میده؟!
برادرای من رو بابام بزرگ کرده. حالا چی شده ن؟ شده ن گرگایی که فقط زن هاشون میتونن تحملشون کنن. زن هاشون چی؟ اون یکی که خوشبختانه مشهد نیست و شرش کمه. ولی اون دومیه رو از بس "آبرودار" میومد خونه که عذرش رو خواستم دیگه نیاد. ولی، پول ها رو باید به کی بدن؟ به این برادرای گرگ من. چون سرپرست خانوارن.
دختر چیه؟ نهایتش اگه چیزی باشه شاید تنها غم خوار مادر. مادری که بعد از سی وچند سال زندگی در یک شهر غریب، هیچ کس رو نداره. مادری که هنوز پدرمادرش زنده ن، ولی اون ها رو هم نداره.
میدونین، برام خیلی عادی شده که این روزها زن های جوان و پیری ببینم (و حتی پیرمردهایی) که حتی پول کرایه ماشین رو ندارن. قضیه هم این تعریف وابستگیه از طرف دولته که اینها، بدبختا چون سرپرست خانوار نیستن دیگه پول کرایه ماشینشون رو هم ندارن. از طرف دیگه ماه محرم هست و ماه نذری. درست در همین ماه یک عده نذری میدن و یک عده هم نذری میگیرن. و اگر آن نذری خوشمزه نباشه، مردم ظرف ها رو سعی میکنن تمیز و خوشگل، شاید برای همون خانومها (یا پیرمردها) که حتی کرایه ماشین ندارند، کنار خیابون بگذارن.
به نظر من که این جور زندگی ها انقدر عادی شده که حتی به این نوع زندگی هامون افتخار هم میکنیم. ماها افتخارمون این شده که اگر تخم مرغی نیمرو کردیم و درست همون لحظه که آماده شد، تصمیم بگیریم که نمی خوایم دیگه. حالا چیکارش کنیم؟ خیلی فاخر میذاریمش تو فریزر تا یک کسی رد شود و بپسندد (!)
البته این مهم نیست ها. واقعا این مهمه که دیگه یک پیرزن، و یا یک پیرمرد اقلا کرایه ماشین تا دو قدم راه رو خودشون داشته باشن (!)
در کشور کوچک جنگ زده ای1 مثل ایران زندگی میکنیم. حالا وزیرش بعد از محدود شدن کاربران ایرانی از طریق سایتی آلمانی به اسم تلگرام در توئیت خود اعتراض کرده است. آخه یکی نیست بگه رئیس جمهور تو به تبعیت از جمع انتخاب شده، حالا که تو رفته ای در قدرت نشسته ای، و داری میبینی که از همه طرف داری میخوری، چرا رفته ای عضو توئیتر و تلگرام و اینا شده ای که ناراحت هم بشی. آقای جهرمی2 جوان، تو این همه استعداد ایرانی رو برای ایجاد شبکه های اجتماعی ملی زمین گذاشته ای و حالا از دست تلگرام ناراحت شده ای؟!
نگران نباشید، میکروسافت و توئیتر و فکر کنم فیس بوک بود که میخواستن مبارزه با تبلیغات تروریستی رو از چند روز پیش شروع کنند و حالا حالا تازه مونده که چند روز دیگه معلوم نیست تو بخوای یک پیامی رو بنویسی و ندونی کجا بنویسی. چون این ها هم باهات مبارزه کرده ن.
2- بخوانید کماری، و به نوشته های پیشین من در ارتباط با نحوه انتخاب این وزیر مراجعه کنید
آدم غصه ش میگیره از این همه فروم ضد ایرانی. به این فروم نگاه کنید:
i.r.a.n.a.m.e.r.i.c.a.com
مثلا الآن من رفته بودم یک آهنگ سرچ کنم. فرومش به نظر روی سال 2009 متوقف شده بود، ولی محتویش مربوط به وقایع اخیر و از نوع دروغ پراکنی هست. وقتی وارد سایت شدم، به طور هوشمند محتوی اخیرش پرید. من خودم قبلا عضو سایت h.a.m.m.i.h.a.n.com بوده م، ولی مثل خیلی های دیگه که یک ذره شعور دارن، آن جا بلوک شده م. امروز این فروم رو دیده م میگم باز هم صد رحمت به h.a.m.m.i.h.a.n، اقلا اسمش دیگه میهنی بود.
سایت دیگه ای که باید معرفی کنم محتوی قاطی دروغ داره w.i.k.i.p.e.d.i.a هست