آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

خسته م از امنیت

چند سال پیش اسم من سر زبون ها افتاد. بعد یک شب یکی، شاید فامیلای بهرامی اینا همسایه روبرویی اومد بالا سرم. من بهش نگاه نکردم ولی رفتم دستشویی که فکر نکنه همچین هم متوجه نشدیم اومده.

بعد چند وقت بعدش یکی اومد کاکتوسای تو حیاطم رو کند. چند وقت بعدترش اون یکی بهرامی در حالی که ریش گذاشته بود، شب یکی از این اعیاد افتاد دنبالم مثل یک سگ هار.

بعد از اون شد که صاحبخونه مون رو تشویق کردن برای کار خیری بیاد خونه رو بفروشه. وگرنه بابام که از خدا خواسته بود برا همه ناامنی هام.


البته به خونه جدید هم که نقل مکان کردیم، هم چنان تست های امنیتی یکی صورت میگرفت. تا اینکه من خودم گفتم دشمنم خودیه و دیگه حرف از ناامنی نمیزنم. الآن حتی اگر کسی هم بخواد بیاد سرم رو ببره چندان برام مهم نیست.

سایتای خبری ناامن

خب چی کار کنم خب؟

عاخه رفته م تو یک سایت خبری به اسم aftabnews، لامصب سمت چپش خبرای جدیدش اینطوریه:

آزار گروهی یک زن در تپه های شیراز

بعد زیرش نوشته:

زیبایی پوست و لیزر مو

باز دوباره زیرش نوشته:

یک زنی رو یکی که راننده تاکسی بود برد بیابون

باز دوباره زیرش نوشته:

زیباشوید


انقدر این لینکا رو این طوری انداخته وحشتناک تو این سایت (!)

بعد کوتاه هم نیومده سمت چپ پایین نوشته در سیاهی شب حواست جمع باشه جن میبینی

باور نمی کنین یک سر بزنید الآن به aftabnews.ir

بعد تهش هم گفته ویزای توریستی استرالیا بگیرینو و از آمازون خرید کنید.


سوال از وزیر IT جهرمی آقا برقی

جناب آقای جهرمی گوگولی مگولی، من یک سوال دارم ازت.

اونم اینه که میشه بگی چرا هی ما متن تو این سرویس دهنده های وبلاگ مینویسیم پاک میشن.

یعنی منظورم اینه بلاگ اسکای، پرشین بلاگ، بلاگ فا رو من تا حالا امتحان کرده م، تا ضربه گنده حذف داده ازشون نخورده م دست از متزلزل بودن ورنداشته ن. حالا سوالم اینه که تو کجایی که این ها رو ببینی؟!

فقط بلدی از تلگرام آلمانی ها دلخور بشیو بری تو توییتر توئیت کنی؟!

الآن چند وقت پیش یک آهنگ میخواستم از سایت تبیان دانلود کنم، آنتی ویروسم میگفت این سایت خطریه!

پس شماها تیم security یا ضد هکتون کجاس؟!

نکنه هنوز نتونسته ن کاملا تابعیت اتریشیشونو بگیرن که برا ما استانداردهاشونو تعیین کنن؟؟!

یا شاید مالیاتشونو نداده ن.

گوگولی مگولی جان. بهت برنخوره، از خودی که بیخودی


پ.ن: دوستان نگران نشن. احتمالا تیم امنیت جهرمی آقا بیشتر نگرانن نکنه ماها مطلبی نوشته باشیم که بعدا نتونن ردش رو پاک کنن. اصلا از کجا معلوم که دست خودش تو کار نبوده باشه


سال کاری جدید

فکر میکردم این مطلبم جزو مطالب منتشر شده م بوده باشه. ولی مثل اینکه این بلاگ اسکای یا شایدم عده ای از داخل، این روزا در حال پروندن مطالب وبلاگ ماها هستن این اخیرا1.

امسال مثل سالهای دیگه شروع شد. من چیز خیلی تازه ای یاد نگرفتم. فقط اخیرا رفته م سمت لاتکس (LaTex) که با برنامه های کرک شده بیشتر مبارزه کنم. امسال یک فرق دیگه ای هم با 5 سال اخیر داره و اون هم اینه که دیگه مرغ سیاهم و بقیه مرغ ها نیستن. اگه بدونین این مرغ ها چقدر من رو دوست داشتن. اونا فقط اگر پارچه ای بلند میکردی خیلی میترسیدن. وگرنه اگر حتی کرده بودیشین تو سبد که بفروشیشون باز هم امید داشتن که زنده میمونن. حتی وقتی دادیمشون به پرنده فروشی باز هم با یک امیدی بهم نگاه میکردن. من دیگه اونا رو نمی بینم. دیگه اگر پرده رو بزنم کنار مرغی با امیدی بهم نگاه نمیکنه. هنوز 4 تا کبوتر تو حیاطمون میشینن که اونها زودی پر میزنندو میرن.

هرچند برای مرغ ها خوب شد. چون محیط ناسازگاری برا زندگیشون داشتن. ولی دیگه شرایط من تغییر کرده. اگر من هر پیشرفتی میکردم، و هر تغییری میکردم میدونستم که وضع مرغ ها بهتر میشه. ولی الآن انقدر پیشرفت نکرده م تا بتونم حتی مرغی رو تامین کنم. پس بدتر از اون هم بعدش خودم هستم. چون اگه یک نفر نتونه به مرغی رسیدگی کنه، چطور میتونه به خودش رسیدگی کنه. از این جهت برای خونواده هم نگرانم. چون، اونها اگر نبودن من بهتر میتونستم برای مرغ ها برنامه ریزی کنم و احتمالا بهتر میتونستن زنده بمونن. آدم میمونه، یعنی خونواده اگر نتونسته به 4 تا مرغ برسه چطوری خودش رو میتونه جمع کنه و زنده نگه داره. نکنه دلیل زنده بودنشون بچه هاشون باشن




1- با توجه به این موضوع مخصوصا در ارتباط با اطلاع رسانی جنگ آینده ایران که لازمه مطالبی همیشه در موردش باشه تا بعدی ها بخونن، یک وبلاگ خواهری دیگه برای این وبلاگ درست کرده م که آدرسش اینه:
khanehfarda.parsiblog.com


we miss u

مرغ سیاه خوشگلم، rest in peace


we miss you

rest in peace دوست عزیز rest in peace


هنوز تو قفس مرغا یک تخم مرغ باقی مونده. دیگه هیچ کدوم از مرغ هام رو نمی بینم. امسال زمستون نیستن که اذیت بشن. ولی من میخواستمشون.

مرغ هایی که داشتیم صنعتی بودن که ضرر ده شده بود. یک سال داشتیم در وضعیت سختی ازشون نگهداری میکردیم. دیگه نمیشد بیشتر از این روشون سرمایه گذاری کنیم.

آه