فرض کن که من پدر، مادر، برادر و خواهر کمر بریده نیستم و برعکس میبینی که از صبح داریم فقط همین یک کابینت رو، همین یک ماشین رو و همین یک پارچه رو میسابیم.
فرض کن که من همسایه روانی هستم.
فرض کن که حالا که ماها روانی هستیم تو عاقلی.
هاهاها چه حالی میده گوسفند فرض کردن دیگران. یا این که خودمون رو به روانی بودن بزنیم وقتی که عده نادری هستن میتونن فرض کنن که عاقلن
اومده م خونه، همه خونه بودن ها، ولی هیچ کی در رو رویم باز نکرد. یعنی سال هاس من فهمیده م اگر کلید نبرم پشت در میمونم. آخرش بعد کلی گشتن دنبال کلید مامانه اومده در رو باز میکنه (!) وقتی اومدم خونه میبینم که همه هستن. باباهه هست، دختر سوگولی مامانم هست، خود مامانه هم که هست.
امروز که رفته بودم بیرون دنبال خونه بودم که خونه رو عوض کنیم. باباهه که خودشو مشغول راه اندازی بخاری کرده بود و ما رفته بودیم خونه ببینیم. اول که املاکی گفت مرسوم نیست اینطوری بدون وسیله مشتری بیاد خونه رو ببینه. بالاخره با هم رفتیم که خونه رو ببینیم. واقعا خونه قشنگی بود. ولی از نظر همسایه افتضاح بود. همون اول که رفتیم املاکی پیرمرد گفت در خونه رو باز بذارین. بعد هم که رفتیم تو کلی پنجره در ابعاد متفاوت مسلط به خونه دیدیم که بنظرم همه پشت پنجره هاشون داشتن ماها رو که برای دیدن خونه اومده بودیم نظارت میکردیم. خیلی جالبه که وقتی هم داشتیم از در خونه میرفتیم بیرون همسایه دیوار به دیوار پشت آیفون تصویریش بود و لامصب هنوز هیچ چی نشده از تو آیفون داد میزنه کیه؟!
خونه همه چیزش خوب ولی همسایه ها بد. همیشه همین طوره. انگار خونه که خوب باشه همسایه باید حسود باشه که اینطوری نفرت انگیز از مستاجرای جدیدش بخواد استقبال کنه (!)
تازه تو این مدت گشتن که این خونه از بقیه بهتر بود؛ بقیه افتضاح بودن.
حالا بازهم با خودمون گفتیم که نمیشه به خاطر همسایه بد خونه رو ول کنیم. قرار شده سعی کنیم بریم همون جا همسایه زیر دست یک مشت زبون نفهم بشیم.
توی راه همه ش من میگفتم عذاب وجدان دارم بخاطر همسایه های جدید. همکارم میگه بابا تو هم که همسایه سیخ کنی.
الآن هم که برگشتیم الحمدلله یکی از معروف ترین و ساکت ترین مرغ های فهمیده مون مرد
پ.ن.: خونواده جمیعن کمر بریده ن؛ از طرحمون استقبال نکردن و قرار شد همه مرغ ها رو بفروشیم
یک مدتیه دارم برای پسی دکتری هی سرچ میکنم ببینم چطوریه. تو دانشگاه های ایران که به زبان فارسی چیزی پیدا نمی کنی. استادت هم که اگر به حال خودت رهات کنه، که چه بهتر، شری هم از سرت کم میشه، وگرنه که خیری توش نیست. امروز نتیجه سرچم مثلا دراومد که ایران یک دوره پسادکتری گذاشته بوده برا آفریقای جنوبی. بعد هم مهلت ثبت نامش تموم شده بود. حالا من تو این مدتی که سرچ کرده م هی دانشگاه خوشگل میبینم که مخاطبشون رو دانشجو فرض کرده اند، و یک campus خوشگل از دانشگاه نشون میدن که دانشجوها روی چمنش نشسته ن، ولی میری سایت مرتبط ایرانی برا scholarship میبینی اسلایدشو گذاشته رو یک سری میزگردهایی و یک مشت مرد کت شلواری دورش (!)
پ.ن.: بفهمن ایرانی هستی هیچ چی بهت پول نمیدن. تازه یک پولی هم ازت میگیرن تحت عنوان حق ایرانی بودن. تحفه ها، بعد scholarship میذارن برا خارجی که پرستیژ داره
حدود یک ماه پیش آهی کشیدم و گفتم کاش ما چین بودیم اقلا. عاخه، از نظر مقاله و مهارت که تا چند وقت پیش شبیه هم بودیم. ولی الآن میگم ما کجا و چین کجا. هر سال دریغ از پارسال. هر سال درجا زدن ما ایرانی ها با چپاول و در عوض پیشرفت خطی چینی ها. بقدری دولت ایران در این سالها باعث عقب ماندگی ما شده و بنظر ماندگار هم هست که فکر میکنم دیگه تغییری امکان نداره صورت بگیره.1 امروز برای دو جا درخواست پسی دکتری دادم که یکیش دانشگاهی بین المللی nottingham در چین بود. این دانشگاه یک شعبه در چین داره، یک شعبه در مالزی و یک شعبه هم در انگلیس. یک لحظه جوان شدمو احساس کردم هنوز 22 سالمه؛ هنوز در فصل سرد سال در جستجوی هوش مصنوعی و جادوگر هستم.
شایدم یکی میخواد دوباره صبح روز جمعه برام پیچ تلویزیون رو بچرخونه و سرود «پاییز آمد در میان درختان..» رو بذاره
آرزوی دیرینه ای دارم من، اینکه مغازه ای بزرگ برم و بعد بگه خانوم جدیدا مثلا به خاطر فلان کاهش قیمت نفت و دلار، الآن دیگه اجرای قانون حق کپی رایت الزامی شده و محصولی روی سی دی به شما میدیم و نه رو فلش. بعد هم من بمونم که حالا میشه کرایه ایش کنین؟ چون عاخه پول ندارم.
اولین بار که رفته بودم تلگرام، من آخرین نفری بودم که عضو تلگرام شدم، هی از کانال دیگران خوشم میومد مطلبشون رو با منبع میذاشتم. بعد از مدتی که مثلا خودم رو هم به بقیه معرفی میکردم، میدیدم اگر از عکسی چیزی از من خوششون اومده رفته ن حتی شبیهش رو گذاشته تو کانالشون، ولی نه به اسم من، بلکه به اسم خودشون. از اون طرف هم بعد از مدتی دیدم آدما یکی یکی دارن از کانالم میان بیرون. این شد که من هم شدم مثل خودشون.
حالا بعد از مدتی اصلا مطلب نمیذارم مگر این که اورجینال مال خودم باشه و یا در موارد نادر شبیه مطالب بقیه که نیازی به ذکر منبع نباشه. اصلا جزو محال ها خواهد بود که ایرانی بخواد محصولی بدون نیاز به کرک استفاده کنه. حتما حتما باید محصول کرک شده بگیره وگرنه خودی نیست.