کرونا رو دست کم میگیریم و عاقبتش مخصوصا برای جوانانی که هنوز بچه دار نشده ان میتونه از بقیه هم وخیم تر باشه. کرونا 2019 میگری و عقیم میشی. چطوری؟ با دیابت. چقدر احتمال داره بعد از اینکه دیابت ناشی از عوارض کرونا رو گرفتین بتونین باردار بشین و بعد بچه رو حفظ کنید؟
در این چند روز محدودیت دو هفته ای ما شاهد همه جوره حضور مردم در صحنه بودیم. اونی که تلویزیون رسمی ایران نشون میداد اعصاب خوردی بود که میخواست کسانی که یکسره ماهواره میبینن، ببینندشون. مردم مشهد فقط روز اول رو درست رعایت کردن. روز دوم کمتر روزم سوم، و همینطور که دیدن خبری از رعایت بقیه نیست و جریمه هم نمیکنن، کمتر. تا این که دیگه دیروز رو میشه گفت رسما از روز دوشنبه همه ریخته بودن تو خیابون. ترافیک همیشه بود، به اضافه گودبرداری شهرداری منطقه هشت مشهد، به اضافه خاور و به اضافه همه جور دودی.
گفتم مشهد، فکر نکنید شاهد عدم رعایت فقط مشهدی ها بودیم. چند روز قبلش رفتیم همین سایت waqi.info. هر موقع میریم اونجا دلیلش افزایش مستمر و لحظه ای آلودگی منطقه خودمونه. دیدیم از کل دنیا یکی هند آلوده ترین نقاط جهان بود و یکی ایران. ایران آلوده ترین نقطه در اون لحظه بود؟ چرا؟ مگر تعطیل نکردن که مثل بقیه دنیا رعایت کنیم؟ اون روز تبریز خیلی تو چشم بود. گفتم دیگه نگم.
حالا شما میدونید کرونا بگیرین عقیم میشین؟ دیروز پژوهشکده چشم پزشکی و بینایی افتتاح کردن. میدونید چرا؟ چون انقدر چشم های مختلف آسیب دیده ناشی از عوارض کرونا داریم و انقدر تحقیقات ما درباره انواع چشم آسیب دیده کم هست که اینا اصلا گفته ان پژوهشکده تاسیس کنیم.
تلویزیون ما فعلا که باید بگیم کم دروغ میگه. بیاد بگه میدونید چقدر بچه هاتون عقیم شدن؟ دوربین رو میبره رو زنها و مردهای خوشگلی که کرونا گرفته اند، یک وقت آرشیوش خراب نشه. ولی چشم خونی میشه. دفعه اول که کرونا گرفتی ممکنه کم خونی بشه، و دفعه بعدی که گرفتی ممکنه عوارض بدتری داشته باشه.
فشار خون بالا میره. تو چمیدونی کی دیابت میگیری. یک روز میری بیرون و از قنادی که اون هم تعطیل نکرده شیرینی میخری. همون روز هم نمیدونی کرونا گرفتی. شیرینی خوردن از کرونا همان و خونریزی از چشم ناشی از کرونا همان. و تازه نمیفهمی که خونریزی کردی. چون فقط میبینی چشمات قرمزه و پای چشمات سیاه. کلیه هات درگیر شده ان و هزارتا دردسر دیگه.
اونجا هرکی میرسه میگه باید بری دکتر. چشم چیزی نیست که از عوارضش نشه گذشت. حالا ساعت چنده؟ 12 نیمه شب. قند بالا زده و به چشم نشون داده میشه؛ قند 24 ساعته. سفیده چشمت دراومده و قرنیه حالت خشکی پیدا کرده. اون ساعت دکتر پیدا میشه؟
نکنید این کار رو با خودتون. حالا اگر کرونا گرفتین، و این اتفاق براتون افتاد خیلی نگران نشید. چون این روزا چشم بیرون زده زیاد داریم. چشم بیرون زده و آدم عقیم شده. چشم بیرون زده و دیابت. فکر میکنید برای چی این روزا هرکی دستش میرسه از ایران فرار میکنه میره خارج؟ از همین چیزاست. عجله دارن، یک وقت جاشون رو کسی نگیره. مخصوصا اگر کسی دختر داشته باشه احتمال فرارش از ایران بیشتر میشه. این همه سال برای یک شوهر خوب صبر کرده و حالا یک باری به دلیل کرونا و عوارض ناشی از اون با این مساله باید دست و پنجه نرم کنه که اگر با هر مرد بدی ازدواج کرد، دیگه ممکنه بچه دار هم نشن.
متاسفانه این پست میتونست پربارتر از یک پست تسلیت باشه. ولی لازم دیدم اینجا ترور شهید محسن فخری زاده، معاون وزیر دفاع و مدرس فیزیک دانشگاه امام حسین رو تبریک و تسلیت بگم.
جستجو که کردم دیدم این شهید محجور بوده. در میانه یکی از محدودیت های کرونایی هم شهید شده، و این تنها دلیلم برای ذکر مصیبت این شهید نیست. نام محسن فخریزاده به عنوان یکی از پنج شخصیت ایرانی که در فهرست ۵۰۰ نفره قدرتمندترین افراد جهان که از سوی نشریه آمریکایی فارین پالیسی منتشر شده بوده. طبیعتا به عنوان معاون وزارت دفاع مسئولیتهای زیادی گردن او بوده. یک سری خریدهایی انجام میداده، و جنبه اجراییش بیشتر از جنبه علمی اش بوده.
حالا چرا تسلیت باید بگم؟ دلیلش برای خودمونه. این ترور اولین طرح نبوده و آخرینش نبوده. انتخاب کرده اند، ابعاد کار رو بررسی کرده اند، و دیده اند ریسک و خطر این کار کمتر از بقیه کارهاشون بوده. دشمن با طرح و برنامه این انتخاب رو ترتیب داده. این طرح، یکی از طرح ها بوده. قطعا ما مثل عراق یا سوریه نخواهیم بود، چون امیدوارم هوشیاری بیشتری در ارتباط با جریانات پیش رو داشته باشیم.
چند تا پست متفاوت داشتم میدیدم که احتمالا طرفداران آمریکایی میگن. خیلی برام جالبه که رئیس جمهور ترامپ آمریکا کرونا میگیره میره بیمارستان های نظامی درمان میشه، بعد اونوقت فارسی زبانان آمریکایی برای ما شعار مینویسن که مسکو القا میکنه آمریکا با همکاری همسایه های ایران، روسیه و چین دارن رو سلاح های بیولوژِیک کار میکنن. پررویی دیگه تا چه حد؟ در حالی که کسی دیگه نموونده که از بیش از 200 آزمایشگاه سلاح بیولوژیک ایالات متحده آمریکا این اطراف خبر نداشته باشه، اینا میگن مسکو داره القا میکنه که این وجود داره! داعش که ساخته پرداخته دولت اوبامای آمریکا بود، و خود ترامپ دروغگو هم اذعان کرد، سلاح بیولوژیک داشته، حالا این آمریکای بیچاره نداشته.
حتی اون زمان که هنوز خبری از کرونا در این حد حاد نبود، کلی ما خبر میخوندیم که آزمایشگاه هایی این آمریکایی ها دارن که با کمک دانش آنها قراره دشمنان ایالات متحده آمریکا خاکستر بشن. در عوض یک چیزی به اسم فناوری نانو به کمک سربازاش میاد و اینا همه دنیا رو هم نجات میدن!
این اخبار بسیار قدیمیه، و حالا لابد با فرض اینکه ماها به عنوان دشمنان آمریکا داریم خاکستر میشیم، نسل بعدی شآآآآآآآآآید داریم که لازم نیست بدونن یک آمریکایی ماها رو خاکستر کرده!
گفتم نسل بعدی، شاید. چه نسل بعدی. خب میدونین که کانادا با کمک سرمایه گذاران سارقی مثل خاوری، که تریلی تریلی پول این مملکت رو برد اونجا، کسی هم بهش نگفت بالا چشمت ابروست، گفته ما در مورد زنان نقض حقوق بشر داریم.
حالا من نمیدونم دقیقا چی گفته، ولی در یک مواردی که اینجا ذکر میکنم حرفش درسته. کشوری هم مثل ایران تا زمانیکه حقوق زنان رو نقض میکنه، نمیتونه حق زنان جوامع بشری دیگه رو بستانه. به عبارتی دیگه کارد نمیخواد دسته ش رو ببره، یا شایدم برعکس!
هشت سالو نیمم که شد گفتن بچه ها، شما نه سالتونه باید به جز نماز که میخونید روزه هم بگیرین. من با این علم که هنوز نه سالم نشده بود، خیلی روزه ها رو نگرفتم. خیلی که میگم منظورم چند روزه با احتساب کفاره ش. حتی نه سالم هم که بود یادمه دیگه پررو شده بودم، یک چند روزه ای رو گناه کردم و نگرفتم.
زمان ما گناه دخترها زودتر دیده میشد. نوجوان نباید گناه کنه، حتی اگر به سن تکلیف نرسیده باشه. اما، بعد از خودم هم ندیدم کسی از بچه ش بخواد با اون سختگیری که برای ما میشد، دخترش نماز بخونه در اون سن، و یا روزه بگیره! اصلا عمه ام می افتاد دنبال دخترعمه ام که حق روزه گرفتن نداری!
هر قدر هم من از زیر اون روزه های اون سالها در رفته باشم، به پای دختران نسل امروز که به دلایل مختلف علمی و غیرعلمی روزه نمیگیرن نمیرسم. نهایتا چند روز رو با کفاره حساب کردم، و چقدر هم عذاب وجدان گرفتم.
حالا این نماز و روزه چرا زودتر از پسران بر دختران واجب شد؟ یک دلیل مهم که ذکر میکنن، حیض شدن اونا معمولا در سنی است که پسران به سن تکلیف میرسن. دخترها در بعضی شهرها که صنعتی ترن زودتر، و بعضی شهرها به دلیل موقعیت جغرافیایی، ویژگی های تغذیه ای و غیره دیرتر، به سن بلوغ جنسی میرسن.
خطبه هفتاد و چند بسیاآآآآآآآآآآآآآآر مهم امام علی در مورد نقص عقل زنان ملاک و معیار شد و با آن ماها رو بیچاره کردن. احتمالا این وجوب نماز و روزه در این سن بر دختران به همون برمیگرده. حالا بگم که این خوبه که. دیگه دهن اون عده بسته میشه که این زن ها ناقص عقل هستند، چند نماز کمتری به ازای روزهای حیضشون میخونن. سر این یک موضوع چه سختگیری که به ما نکردن. روزه های بعد از حیض رو هم که همون سال باید جبران بگیریم، وگرنه اگر به سال بعد بیفته کفاره داره.
اما، دهن پولی و مالی عده زیادی از این هشتاد و چن میلیون جمعیت این بشر ایرانی بسته نخواهد شد. چرا؟ چون قراره که زنهای ایرانی نصف مردان ارث ببرن. میگن زن ایرانی طبق آیه قرآن نصف مرد ایرانی ارث میبره. 4 میلییارد جمعیت دنیا برابر مردان ارث پدر میبرن، و زن ایرانی نصف این مقدار. حالا دلیلش چیه؟ دلیلش رو میگن اینه که زن ایرانی نصف ارث رو از پدرش میبره و نصف دیگه اش رو از شوهرش!
عاقا، پس تکلیف اون زنی که ترشیده شده، و اتفاقا الآن خیلی هم ایران زیاد داره از اینا، چیه؟ ترشیده شده، ازدواج نکرده، خونه پدر موهاش سفید شده. از سی و چند سال هم گذشته، خواستگار اگر براش بیاد پیرمردی میاد. اگر براش خواستگار بیاد، مردی که قبلا ازدواج کرده و طلاق گرفته میاد. به معنای واقعی همه بهش میگن ترشید. تکلیف اون چیه؟ قانون گذاشتی، یک تبصره بذار، اگر راست میگی. تبصره بذار، دختر ترشید ارث کامل رو از پدرش ببره. حرفت مبنای منطق داره، براساس اون عمل کن. بعد تو میای، جواب اون کانادائیه رو میدی؟ کی حرفت رو قبول داره؟! تازه اون موقع یادت میاد که خاوری که تو بانک ملی صف اول نماز میخوند و کسی هم جرئت نداشت بگه بالا چشم این مرد ابروست، خونه اش جایی وسط کاناداست؟ یا اون موقع یادت میاد که عربستان با زن هاش چه میکنه و چند زن رو بدون اینکه حتی حکم براشون صادر کنه زندان کرده.
زیرساختهای آب و برق ایران، به نوعی وابسته به خرید از بازارهای آمریکا و خصوصا ایالت پنجاه و یکم، اسرائیله. اینو مسئولین ما نمیگن، و فقط کمی که وارد کار بشی، و حتی به عنوان یک مغازه دار ساده بخوای فروشنده باشی میفهمی. آب با فیلترهای تصفیه، و برق و مخابرات با کابلهایی که از اسرائیل میخریم. چند وقت پیش مجلس فکر کنم تصویب کرد که دیگه این چیزا رو از اسرائیل نخریم. حالا نمیدونم در عمل چقدر ممکنه که صاحبان صنایع شبکه اینترنتی ما بخوان به حرف مجلس گوش کنن. فکرش رو بکنین پارلمان مجلس عراق بلافاصله بعد از ترور سردار سلیمانی اعلام کرد که آمریکا باید خاک این کشور رو ترک کنه، ولی با وجودی که پارلمان تصویب کرد و ما هم یکی از پایگاه هاشون رو زدیم، این کشور هم الآن میگن آمریکا دو قطبی شده و درگیر انتخابات و قضایای پسا انتخاباته، هنوز این اتفاق نیافتاده.
در مورد ایران هم، میتونه همینطور باشه. الآن، من یک مطلب تو اینترنت در سایتی به اصطلاح دانش بنیان میذارم به عنوان تحلیل، بلافاصله شاخه یهودی اسرائیلی صهیونیزم وارد عمل میشه و گزارشو میده. با خودم فکر میکنم، من یکی اینا این کار رو میکنن، فوقش یک پست اینترنتیش بکنم، ولی اینا چقدر دست به عمل و حالا پررو هستن که بدون اینکه حتی نیاز به گفتن این نکته به ملتی داشته باشن، با یک گزارش دادن، مشکلشونو حل میکنن.
فکر میکنید یک کابل برق خریدیم ازشون، یک پول پهنای باند دادیم و دیگه تموم شد؟ نه، اونا میگن مستعمره ما اینا رو خرید، باید نظارت کنیم.
نمونه دست جریانات اینترنتی ایرانی که به دست یهود کنترل میشه، همین سایت های دوقطبی خودمونه، که اگر گفته نشه مستقیما به دست دولت و دانشگاه دولتی و یا دانشگاه آزاد داره اداره میشه، برین ببینین که اگر طرف مغازه خاصی نداره، به چه سختی داره پشتوانه حضور مجازیش رو تامین میکنه. حالا یکی گوشی وارد میکنه، یکی خود کامپیوتر. اگر گوشی وارد میکنه، مغازه دارد پول سفرش به انگلیس رو هم ازتون میگیره این روزا و اگر کامپیوتر داره که من یادمه از همون زمان که مغازه ماشین های اداری حسن پور کامپیوترهامون رو وارد میکرد ما داشتیم قسطهاش رو کارمندی میدادیم. شیخ هم میووردن برامون که شماها چه کار مهمی دارین میکنینو اینا. ما میفهمیدیم که در جریان مقاومت در برابر دشمن وارد شدیم، ولی دیگه خبر نداشتیم که حتی در حد یک کاربر معمولی اینترنتی هم ارزشی نداریم.
یک کلمه این دانشجوهای تازه به دوران رسیده میگن، بازاریابی. همین بازاریابی کلی پول و هزینه، و حداقل ماشین زیر پا میخواد. اینطور نیست که بتونی براحتی یک درگاه پرداخت بگیری و باهاش کسب درآمد کنی. برین دنبالش و اگر تونستین براحتی این کار رو بکنین بیاین سکه بندازین تو جیب صهیونیستا، و یا فراماسونرها. تا همین حالا، بخصوص با تغییر نرخ ارز کلی سایت های ارائه درگاه پرداخت، به جز مستقیم بانکهاش، اصلا حذف شده ان. اونایی هم که قبلا تو وایبر بودن، الآن تو تلگرامن و بعدش اینستاگرام، اسمشون رو گذاشته ان کارشناسو از این حرفا که از نظر من حضور واقعی ندارن! برا خودشونن، خودخواهن و اگر کاری به کار ما ندارن، ما هم ایشالله کاری به کارشون نداریم، حالا میخوان شیخ باشن، دکتر یا مهندس.
من نمیخوام ناامیدتون کنم، ولی حقیقت هم این نیست که برین ببینین، یکی اگر مورد بی مهری و لطف دولت قرار میگیره، پس موجود بدیه، و یا نمیخواسته خدمات بهتری بده. نمونه اش همین سایت خودمه که حداقل هر نصف ماه بالا نمیتونه بیاد. باید براش هزینه بیشتر بدیم، ولی به هیچ طریق هم حمایت نمیشیم. در جریان پخش محتوای اینترنتی هم از همون سال 2011 که آمریکا با سوریه به طور مستقیم و غیرمستقیم وارد جنگ شد، کار ارائه محتوا هم سخت تر شده. یک سایت معمولی بلاگفا رو در نظر بگیرین، و یا همین سایت آپارات. بلاگفا که خیلیی در حذف محتوای ماها شهرت هم داره. میان آمار بازدید غلط نشون میدن، نمیذارن لینک وبلاگ های دیگه رو تو سایتت بذاری، لینک سایت خودت رو نمیذارن. تو رو منزوی نشون میدن، و هزار کار دیگه که نشون میده قطبی به سمت جریانات دوست امریکایی هستن. اینا رو گفتم، که اگر نمیخواین بدونین، حجت باشه.
اول خب، به دوستداران طبیعت در ایالات متحده آمریکا تسلیت میگم. میدونم برای اونا هم خیلی فرق نداره ترامپ بره یا به جاش بایدن بیاد، یا پسراشون. خب اونجا چندین بار داستان آتشسوزیهای کالیفرنیا و یا اون طوفانهاشون چیز جدیدی نیست، شنیدیم. البته، من نمیگم که شاید ما از این جهت از اونا کم داریم. هنوز زبالههای هستهایمون به آمریکا نرسیده، و کسی هم نمیدونه وقتی ما ایرانیها کوه زباله داریم، جای زبالههای هستهایمون کجاست، ولی آمریکا یک چیزش مشخصه، و اون هم بی توجهیش به طبیعتو نظام طبیعیه. من اینجا میگم ساختمون شیر و خورشید داریم و منظورم اینه که ساختمونی ساختن که مجسمه شیر توش در آوردن. در آمریکا، میرن همون شیر رو میذارن بالا به جا مجسمه! شیر بدبخت. در کشوری مثل آمریکا و فرقی نداره، ایالت پنجاه و یکمش سیرک معنی داره. در سیرک شیرهای جنگل بدبخت و خیلی حیوانات دیگه میدونن که چی میکشن. خوشبختانه اگر روزی در ایران سیرک وارد بشه، همه میدونن که محصول کشورهای خصوصا غربیه، چون در فرهنگ و تاریخ ما حیوان آزاری به هر بهانهای محکومه. در آمریکا هکتار هکتار زمین با خانههای لوکس و زیبا وسط زمینهای چمن برای هتل و برای زندگی خرید و فروش میکنن. اصلا بعضیا هتل هایی میرن که چندین هکتار و فقط یک خانه ویلایی وسطشه، فقط برای مثلا دیدن اون شیره آن بالا و به صورت نه مجسمه، بلکه واقعیش. هر چند وقت هم که شیره بمیره یا خسته بشه و خودش رو پرت کنه پایین یکی دیگه جاش میذارن. احساس آزاردگی هم میکنن، ولی چون تبلیغات شده برای رفتن و دیدنش، احساس آزاردگی میکنن، پول هم میدن که ببینندش و کمک میکنن که چرخه شیرآزاری و حیوان آزاری ادامه پیدا کنه! به دلایل مختلفی که برای خودشون میتراشن.
اصلا ترامپ برای همین کاراشون از پیمان آب و هوایی پاریس اومد بیرون. اونا نه اینکه ناراحت بشن رو کارخونه هاشون فیلتر بذارن، یک طوری با این تبلیغاتشون حیوان آزاری و طبیعت آزاری رو تبلیغ کرده اند که کارها و لذتهای عجیبشون با حفظ محیط زیست منافات داره. همین چند وقت پیش یکی از این مستندهای خارجی رو میدیدم، قشنگ این شیرهای دریایی (فوک آبی) رفته بودن بالای یک صخره. همه رو هم رو هم. هرچند وقت یکیشون هم خسته میشد دیگه، خودش رو پرت میکرد پایین. مستند میگفت این اتفاق که برای این فوکهای دریایی افتاده محصول پدیده گرم شدن زمین به دست خودمون و یقینا به دست آمریکایی ها با اون فرهنگشونه.
اینه که از بابت این شرایطشون از وضع اونا اجبارن بیشتر آگاهیم تا خودمون. یعنی میخوام بگم اونا انتخابات دادن، ولی قصه پر غصه شون تموم نشد، و صد البته اگرچه همه چشما به انتخابات ماست، ولی دلها احتمالا با این شیرها اون بالاست که معلوم نیست هرچند وقت چند تاشون فقط قربانی این فرهنگ غلطشون میشه!
اما از خودم. بلند شدم این چشمم میخارید. قبلا تجربه خارش بدش رو داشتم. خارید و با کمی دست مالیدن بهش خون اومد. این حرف منو دیابتیها خوب میفهمن. سالها برای این دیابت رفتم دکتر. هیــــــــــــچ دکتری بهم نگفت دیابت دارم. فقط ده سال پیش یکی (دکتر گوارش) گفت برنامه غذایی داشته باشم. برام آزمایش خون هم نوشت، ولی تشخیص دیابت من انقدر براشون سخت بود. دکتر چشم پزشک رفتم، گفتم آقای دکتر این چشمم میخاره. منم موژههام رو میکنم. یک نگاه کرد و برام ویتامین آ نوشت. یک بار دیگه یک چشم پزشک دیگه رفتم. چند بار مغز و اعصاب رفتم. چند بار بچه که بودم بردنم دکتر. خدایا، هیچ دکتری نمیفهمید. من مونده ام اینا که دیابت نوع یک دارن و دکتر تشخیص میده، چطوره که برای من حالا بالفرض نوع 2 (!) رو نتونست تشخیص بده. البته، خودم در نوع یک بودن دیابتم شک دارم. چقدر دندون پزشک رفتم، بعد از اون موقع که چشمام گفتم میخاره. هزار هزار پرش کردن. البته، خونه ما هر بار جاش بدتر میشد و بیشتر وارد نقطه آلودگی هوا میشد. خود هوا هم در بدتر شدن دیابتم موثر بود. هوا هم آلوده تر میشد.
مردم چقدر شانس دارن، لابد دکتر هم که میرن با دکترهایی که من میرفتم فرق دارن. آخرش هم با عود بیماری، دیگه نیاز نبود برم دکتر. شایدم خودم دانشم همراه با دانش اطرافیان بالا رفته بود که این تشخیص رو دادیم، وگرنه که هربار میرفتم لابد برام باید تجویز ویتامین آ میکردن.