به دلایل زیادی. من از اول که مانتویی نبودم. من از اول چادری بوده ام. من یکی از معدود دختران جوانی هستم که سالهاست نمازهایم را در مسجد میخوانم. امروز که این مطالب را مینویسم دیده ام که گاهگاهی زنها و یا دخترانی فقط و فقط برای رو کم کنی و یا شایدم نظاره گر بودنم به مسجد می آیند. گاهی هم برای آزارم به مسجد می آیند. ولی میدانم که حضورشان در این مسجد موقتی است. چون من سال هاست که آن ها و مسجدی ها را میشناسم.
یکی از دلایل مهم من این است که نمازهایم را به نظر خودم در مسجد بهتر میخوانم. دلیل دیگرم هم این است که شیخ خوب هم داریم. یکی دیگر از دلایلم رسیدنم به وقت است. دلیل دیگرم این است که از اوضاع جامعه حتی اگر در مسجدی حرفی نزنم بهتر آگاه میشوم. مسجد جای زیبایی است. من با مسجد رفتنم گاهی هم تحرک میکنم. و خیلی خیلی دلایل زیرپوستی دیگر مسجد رفتنم داره، که الآن یادم نمیاد.
کلا من با کسایی که معتقدن زن بهتر است در صندوق خانه خونه ش نماز بخواند مخالفم. از طرفی هم با این به اصطلاح اصلاح طلبها که معتقدن نباید پشت سر این شیخ ها نماز خواند هم مخالفم. هرچند موافقتم را با زندگی زشت شیخ ها اعلام نمی کنم و معتقدم شیخ ها در بیان اصطلاحات کوتاهی عامدانه و هرمی دارند.
این روزا روزنامه میخونم هی توش نوشته اند که پیش بینی همه چیز رو از قبل کرده بودند. یعنی انقدر کنترل دستشون هست. مثلا هواشناسی میگه ما از قبل پیش بینی میکردیم که بارش های مشهد 85% کم بشه. یک جورایی پیش بینی کرده بودند که ذرات گردو غبار، آلودگی ها و گازهای متان و دودها انقدر زیاد بشن که دما و خشکی هوای مشهد انقدر زیاد بشه که ابرها دیگه خشک بشن و خبری هم از برف و باران نباشه.
پس پیش بینی شده بوده. اصلا چیزی نیست که اینها پیش بینی نکرده بوده باشن. مثلا همین قضایای اغتشاشات. پیش بینی شده بودند و فقط یک کمی (قدر یکی دو ماه) از نظر زمانی پیش بینیشون پس و پیش بوده.
کلا نگاه کنید همه بلایایی که داره سر ما میاد پیش بینی شده بودن و فقط مدیریتشون به سمتی میرفته که حتما اتفاق بیفته و حالا یک کمی هم زودتر چه اشکالی داره
یک مدتیه که هم خودم میگم و هم اینکه میبینم مثلا روزنامه ها مینویسن تعداد فیلمهای خشن و غم بار رادیو و تلویزیون زیاد شده، و این خوب نیست. در همین جا من اظهار میکنم که اتفاقا، مگر بده؟! خیلی هم خوبه. چهره اصلی خودتو تو تلویزیون، سینما و فیلم ها ببینی مگر بده؟!
مگر تو همون مرد و زن مسلمانی نیستی که چادر سیاه رو به نشانه غم، ماتم و اندوه انتخاب کرده ای؟! حالا چی شده که از عزا، غم و ماتم تلویزیونت که آینه توست میرنجی؟!
بیاییم کمی مستند تر حرف بزنیم. امروز کتاب آئی بهزیستی اسلام نوشته دکترا گرفته احمد صبور جلد سوم بخش خودآرائی رو از باب انتخاب پوشاک سیاه و مساله حجاب میخوندم که در صفحه 86 اینطور نوشته:
"ما زنان مسلمان علاوه بر هدف مقدس دینی خود، چادر سیاه را به نشانه سوگ دائمی و به علامت عزاداری رسمی در ماتم زنان اغفال یا ربوده شده و اسیران فاحشه خانه ها و مراکز فساد، انتخاب نموده و این سیاه پوشی و عزای ما تا بیداری کامل وجدان ها و اعاده کامل حیثیت «زن» در سراسر جهان ادامه خواهد داشت"
پس، صداتون درنیاد دیگه هی بگین برنامه شاد میخوایم ها. هی نگین چرا هی ترویج غم و خشونت میکنید ماها که این طور نیستیم. خودتون، دکترتون، اسلامتون و محققینتون میگن که میخواین. همینه که هست.
پ.ن: الآن تلویزیونت، رادیوت و حتی دیده ام روزنامه های پرمدعای مذهبیت (روزنامه قدس) ترویج غم میکنن. تو ادعات اینه که تو خونه میزنی میرقصی، لباس تنگ میپوشیو پستون گنده میکنی، تلویزیونت هم همین طوره، تو خونه خودشون که معمولا راهشون هم دور هست و در بهترین آبو هوای فلان کشوری خارجی زندگی میکنه میخنده و میرقصه و کون گشاد میکنه به تو هم که میرسه عزا و ماتم میگیره و در عزای مشترکت حسابی هم بلده گریه کنه و هم خوب بلده دست به زن داشته باشه.
پ.ن 2: اصلا همین جا پا رو فراتر میگذارم و میگم که اسلامی که ما داریم خشونت هم درش هست. الآن همین طالبان شیعه است. دیگه اون فرقه دیگه ای که نیستش که. یک شیعه که فقط کمی خشونتش از حد خانواده و نامحسوس فراتر رفته. طالبان چقدر ترویج خشونت کرد؟ الآن رسانه های ما چقدر ترویج خشونت میکنن؟ ترویج میکنن، پخش هم میشه و ماها اتفاقا دوست هم داریم. خوب که نگاه کنید این اسلام ماست که ترویج ماتم و خشونت درش نهادینه شده.
پ.ن 3: ملت های دیگه با حکومتشون میگن ما کشورهایی شاد، و خوشحال هستیم. بعد ما هی رسما و علنا میگیم کشوری غم زده، ماتم زده و ناراحت هستیم. البته این خوب نیست که اونها هم دیگه قضایا خودشونو به بهانه خوشحالیشون بپوشونن. ولی ما هم دیگه با این برنامه هامون رو نیستیم دیگه. ماها دو رو و کاملا اسلامی و شرعی دو رو هستیم
ما با این شیخ ها هی یکسره چشمو گوشمون که مشغوله شنیدن بکن نکن های بنگ بنگیشونه. برا همینه که هی یکسره حواسمون هست جارو رو خاک انداز نباشه و هزار باید نباید دیگه رو باید رعایت کنیم. آخرش هم چون انقد باید نباید هست که حفظشون کرده ایم در صحنه که قرار میگیریم میشه آنچه که نباید میشد.
یکی از این باید و نبایدها مربوط به کون زن هست. میگن وقتی که یک زن رو کونش رو از بقیه جاهاش جدا کردیم اکیدا تاکید میکنیم آن زن در یک فضای خلوت با یک مرد جلوس نکنه. این حرف من نیست. حرف شیخ مسجدمونه که از قول ابلیس نقل میکرد که به حضرت نوح میگفت.
این شیخ مسجد ما هم دفعه اولش نیست که از قول ابلیس برا ما نصیحت ذکر میکنه. میگه یک عصبانیت داریم بعد حسابی سعی میکنه توصیفش کنه. بعد یک فوق عصبانیت داریم که فک کنم میگفت غیظ هست. بعد اون رو هم مثل همیشه خوب توصیف میکنه. و بعد در نهایت میره سراغ کون اون زنه که باید جداش کنیم و تقدیم مردان کون پرستشون کنیم. میگه زن که رفت توی یک اتاق دربسته به شدت ازش پرهیز کنید چون دیگه زن نیست که؛ کونه و ابلیس وسوسه گر، همراه با یک عدد مرد دست و دل باز وسوسه شده کون پرست.
خلاصه ش کنم. فعلا تئوری، تئوری ابلیس حاکم هست بر منطقه و ما هم هی سعی میکنیم کون هامون رو در اختیار مردها قرار ندیم تا یک وقتی اتاق خلوت نشه خاک بر سر زنه بشه.
پ.ن: تا اونجا که این شیخا برای ما توصیفات ویژه مون را باز کرده اند، زن یک جور عنه. اصلا نگاه هم بکنید بر همین وزن بیان میشه. اصلا خوب که دقت کنید میگیم زناشویی. یعنی چی؟ یعنی عن شویی. خیلی هم به هم میان. از نظر اسلامی که این طوری شیخا مدنظرشون هست زن رو کونش رو بردارین، باقی دیگه شون رو زنده بگور کنید. اینه اسلام ایرانی.
بشمارید. امروز 27 دی 1396 در حالی که اکثر مناطق کشور برف آمده و هنوز از آسمان مشهد خبری از برف نیست، صورت گرفت: تجمع کسانی که پول هایشان را از کاسپین می خواهند، هم اینک مقابل استانداری خراسان رضوی است. جوانها، پیران و تک و توک خانوم در این جمعیت دیده میشوند.
تعداد پلیس نیروی انتظامی مقابل تجمع کنندگان تقریبا با تعداد تجمع کنندگان برابری میکند.