بابام رفته مغازه و البته اسراف کرده چون داشتیم، رفته جنس ایرانی بوتان خریده. تو مغازه هم هی هندونه گذاشته ن زیر بغلش گفته اند آقا این گرون تره رو بخر، بهتره. زیر 400 تومن چند جنس بوده رفته این گرون تره رو خریده. بابام مثل ماها هم که نیست اقلا بیاد یک سرچ بزنه ببینه همین فروشنده چی درباره جنسشون تو اینترنت میذارن.
خلاصه بعد از کلی لوله کشو نصاب آب گرمکن وصل شده که یک سیمش به برق میخوره، یکی دیگه ش به گاز. عین این شیر آب های جدید آبخوری دانشگاه ها. حالا ما خیلی از اون ها راضی بودیم که این باباهه رفته یکی مثل اونا گرفته با قابلیت گرم کردن 2 لیتر آب در دقیقه. هی ما دستمونو زیر شیر آب میگیریم آب سرده. هربار هم هی تق میزنه روشن میشه. به درد هیچ جایی نمیخوره. اصلا ما همه ش داریم آب سرد استفاده میکنیم.
اصلا خود باباهه رفته حموم هی داد میزنه آب سرده (!) اینه جنس ایرانی. نکرده اند اقلا خودشون باهاش یک بار برن دستشویی ببینن آبو گرم میکنه اصلا. بعد دفترچه ش رو میخونیم که نوشته اگر آبگرمکن رو دیدین دائما روشنه پس هر لحظه ممکنه بترکه. پس شیر آب گرم رو باز بذارین تا از ترکیدن جلوگیری بشه.
من تولید کننده کامپیوتری ایرانی از همین جا فاتحه هرچی تولید کننده حرفه ای مکانیکی و احتمالا نهایتش برقی ایرانی از جنس آبگرمکن سازش هستو میخونم.
رئیس دولت خودشو مسخره کرده که یک کتاب چاپ کرده به اسم منشور حقوق شهروندی. این ملتی که من دیده ام هر قدر بیشتر قانون میدونن بیشتر ضدقانون عمل میکنن. نمونه ش هم همین بهرامی همسایه جدا در جد رذل محله قبلی مون که بارها در این وبلاگ ذکر خیرشون رفت.
در کشور کانادا تف انداختن روی زمین جرمه، و جریمه ش توسط خود مردم صورت میگیره. در کشورهای اروپایی نگذاشتن چراغ برای دوچرخه جرمه و جریمه ش توسط خود مردم صورت میگیره. در رستوران هاشون غذای اضافی گرفتن و اسراف جرمه و جریمه ش توسط خود مردم صورت میگیره. در ایران رد شدن ماشین از خط عابر پیاده اون هم نه خط عابر پیاده کنار جاده همه ش 20هزار تومنه و جریمه کردنش هم فقط و فقط توسط یک نفر اون هم مامور نیروی انتظامی باید صورت بگیره. اینه حقوق شهروندی
در ایران هر قدر مدرکت بالا بره هی اجرو قربت کمتر میشه، چون حرف اول و آخر رو زور میزنه. زور بهرامی هم که ماشالله، نسل اندر نسل صاحب خونه ای بودند که دوربین هاشون توی خونه ای بود که ما مستاجرش بودیم و این اولین قدرتشون بود. بعد هم که هر روز آشغال در خونه میگذاشتندو هی ما باید دنبالشون میکردیم. آخرش هم که بابای من به عنوان قاضی مملکت گفت من چقدر بدبختمو ما رو برد توی یک خونه مستاجری آشغال دیگه، تا به همه ثابت کنه این زور و کثافته که حرف اول رو میزنه در این مملکت
در ایران هر قدر هم که بیشتر کتاب قانون بخونی بیشتر سیخت میکنن، چون بهونه میدی دستشون رویت پررو بشن. چون اجرای قانون دست تو نیست که. کل ایران یک وکیل باید داشته باشه و اون هم روحانیه که اون رو هم یک عده بخصوص با تبلیغاتشون از قبل خیلی وقت بوده جاشونو مشخص کرده اند الآن هی تئوری میریزن چطوری باز هم جاشون محکم تر بشه. (دیکتاتوریه دیگه)
در کشورهای دیگه جریمه به دست مردمه. مردم حق اجرای قانون دارند. ولی در ایران هر روز باید شاهد بسته شدن درهای بیشتری به منظور تفتیش شدن هستی. هی هر جا میری باید آماده باشی برای مالیده شدن. در ایران آدم یک حق مردن هم به زور داره. اینه کوتاهی دولت در قبال ملت.
قضیه رو باید براتون شرلوک هلمزی بگم. چون خود بانک ها تمام تلاششون این بوده که نم پس ندهند. ولی قضیه یک جورایی واضحه که از سمت خود بانک های رشوه و ربا خور کشور آب میخوره و میخوان از آبی که خودشون گل آلود کرده اند کم کم برن به سمتی که بتونن ماهی ها درشتو حسابی تا یک عمر بگیرن
چندوقت پیش برای شما گفتم که جای دو تا از مغازه های سر نبش هی پلاستیک زباله میذاشتن که یعنی ما ناراضی هستیم و کم کم هم دیدیم که نهال های جلو مغازه شون کنده شد. من دیروز رفتم جای بانک ملت که خودش شخصا جایی که برای کاشت نهال گذاشته بود رو سیمان کرده بود(!)
همه ما میدونیم که بانک ها مهم ترین و پر نظارت ترین دوربین های مدار بسته رو دارن، این بانک از چی ترسیده بود که خودش با دست خودش نهال هایش را سیمان کرده بود؟! آیا کار خودش نبوده؟!
اصلا ما میدونیم که بانک ها به راحتی شرخر دارن و یک اسم رسمی هم روی اداره شرخرشون دارن (درست یادم نیست تو اسمش پرداخت معوقات بود یک هم چین چیزایی)
خب اون شرخرهاش کافی بوده تومن از خود بانک بگیرن، تا حالا بعدا سر فرصت هم یک ارزی بهشون بدن مثل خاوری کنده گنده فرار هم بکنن.
مثال دیگه م بانک صادراته. به بانک صادرات یک موسسه گنده به اسم میزان رو دادن اون هم بلعیدش تموم شد رفت. اما هنوز که هنوزه این صادراته که داره نرخ های تورم رو بالاتر میبره. هنوز مدت زیادی از حداقل برداشت های حسابهاش که تعیین کرده بود 5هزار تومان هست نگذشته که من چند روز پیش مجبور شدم وارد برداشت های 7هزار تومنی از بانکش بشم چون خیلی ساده و موزمارانه حداقل برداشت رو کرده بود 5100 تومان
مشکل بانک های ما چیزی فراتر از یک مشکل رباخوری و حروم خوری هست. اصلا میخوان که نارضایتی باشه، بهش دامن میزنن، مدیریتش میکنن و ادامه میدن..
این ایران هربار یک کلمه ای رو میاره توش عن کنه. الآن استارتاپ یک جور عنه. راه انداختن استارتاپ چمیدونم سیلک رود. بعد هی اسم خودشونو استارتاپ گذاشته اندو هی سلفی وسط جمعیت میگیرنو هی استارتاپ استارتاپ میکنن. سالی دوبار هم هی استارتاپ جمعیت استارتاپاشونو نمایش میدن.
یک ایمیل دیگه هم باز از طرف رئیس جمهوری برام اومده جشنواره چهره های ماندگار کارآفرینی. بابا، نمی خوایم.
باز بریم چهره ماندگار بشیم اسممون یلدا باشه دقیقا همون شب یلدا هم بمیریم؟!
به قول براد پیت تو فیل great wall افتخاری بودنمون افتخاره
هربار هی باید برم تو لینکداین بگم بابا نمی خوام ایرانی نمی خوام. رشته کامپیوتر نمی خوام. هی آدمایی که به مرور اضافه کرده ام رو هی باید از گروهم بندازم بیرون. تف و عن رو....
رفته م اداره مالیات، طرف میپرسه اسم شرکتت چیه؟
میگم: برپا برجا با مسلسل ها به سمت دشمن به قلب آمریکا
میگه چه اسم طولانی ای داره :)
میگم: از اول که این طوری نبود. هی ایراد گرفتن تا آخرش اسم شرکت به اینجا رسید. تازه فامیلم رو هم که به شما گفتم، خلاصه ش رو گفتم.
راست میگفت طرف. نفر بعد از من اومد ازش پرسیدن اسم شرکتت چیه یک کلمه گفت. حتی با خودم فکر کردم که خلاصه ش کرده و یا شایدم برندشو گفته.
ولی خارج اینطوری نیست. یک کلمه برپا میگن تموم میشه میره. مثل ما نیستن که یک انشا بگن به جا اسم شرکت