[1] - من در مورد خودم اینطوری فکر نمیکنم. اقلا در نوشتههام به سختی نفس کشیدن تا حالا که سی و چند سالمه زنده و به روز هستم.
پ.ن. کسانی که موضوع تقلب ایرانی رو بدون درنظر گرفتن بافت قضیه مطرح میکنن مثل کسایی میمونند که در انقلاب فرانسه و خیلی انقلاب های دیگه میگن: "ما قضاوت نمی کنیم! ما می کشیم". توضیح بیشتر اینکه فیلم جالبی در این باره دیده ام به اسم visitors، بد نیست روشنفکریتون رو کمی بیشتر کنید و ببینید که اگر قصد انقلاب کردن دارین اینطوری آیندگان اون طوری مسخره تون میکنن.
به تصویر زیر نگاه کنید:

فاجعه است. باید برای نگاه کردن به این وبلاگ یک دستت رو دهنت باشه و یک دست دیگه ات رو قلبت.
اسم خودشون هم گذاشته اند استاد. به جای اینکه مثلا به دانشجوها کمک کنن مقاله مرتبط با ژورنال خودشون رو چاپ کنند یک مُشت حرفای زشت و وحشتناک با تصویر زشت وبلاگ قرمز تحویل بچه های مردم میدن. تازه طرف این استاد دیوانه و روانی برا خودش کلی هم حامی جمع کرده بود.
تازه بقدری هم پر رو هستن که کلی بچه و دانشجو نظر براشون گذاشته اند و اصلا جواب نمیدن. آمار بازدید رو ببینید. چه فاجعه ای (!)
طرف از سال 87 و اینا فقط داشته این وبلاگ رو پر میکرده.
البته اخیرا دیده ام وضع نشان دادن آمار ژورنال های داخلی بهتر از قبل هست. همین امروز خودم همه 3000 ژورنال داخلی رو برا مقاله ام چک کردم. راه دیگه ای هم بعد از افسردگی به ذهنم نمیرسید. finder نداشت دیگه تطبیق بزنم.
پ.ن: این استاده اینا رو جمع کرده استاد کامپیوتره ها! هرچی استاد روانیه تو این رشته جمع شده. همین روانی ها هستن نمیذارن copy right تو ایران بیاد. بنفع بودنه مهم نیست، مهم بازیشونه

تو یکی از این وبلاگهای خارجی رفته ام طرف یک لینک گذاشته قدر یک بند انگشت. بعد فقط عنوانش نوشته این رو یک امتحان بکنید. یک عالمه همه صبح بلند شده اند براش کامنت و جواب گذاشته اند. این هم خیلی خودش رو زحمت نداده ها! مثلا جواب اون رو LoL گذاشته جواب این رو yes گذاشته و از این جور بازی ها! حالا اگر من مثلا تو همین وبلاگ تُفیم یک همچین لینکی میذاشتم کسی نگاش هم نمیکرد هیچ، اصلا اسپم معرفی میشدم. اصلا تقریبا میشه گفت من انقد که این نت رو گشته ام مونده ام این اینترنت رو کیا پر میکنن؟ من که نیستم. ماها هم که معمولا وبلاگی سایتی چیزی ببینیم نهایتش مفید باشه یک دکمه bookmark بزنیم و یا save کنیم.