این بار عمویم:
من هنوز نمی دونستم اطلاعاتی و اطلاعات یعنی چی. تا این که یک روز عمویم که سالی حتی یک بار هم خونه مون نمی آمد گفت دختر برادر من بعد از پدر از همه به تو عقرب1 ترم. برایم از بدبختی هایت از پشت گوشی بگو و فقط تنها کاری که باید بکنی اینه که از بابات نباید بد بگی. یک روز که من از همه چیز بد می گفتم از بابام بد گفتم و عمو از پشت ردای مخفیش در آمد و گفت هان! تو محکومی و من از تو به دستگاه قضایی شکایت میکنم. من هم بهش تو گوشی از بدی زنش گفتم و او هم رفت که انتقامش رو با حکم قاضی بیاره.
بعد هم عمه م زنگ زد و گفت از عمویت عذر خواهی کن که نکردمو آن ها هم دست به یکی دختر یک سال بزرگتر عمویم رو ماهشهر عروس کردندو باز گفتن برو به عمویت بگو ببخشید و به دختر عمویت بگو ببخشید. و ... که من گفتم من نمی شناسمشون و دلیلی بر عذر خواهی نمی بینم.
حکم قاضی رو بعدها نه از عمویم و بلکه بعدها از حفاظت اطلاعات وزارت دفاع به صورت های ممکن و مختلف گرفتم. عقربا طور دیگری داشتند از من انتقام می گرفتند. مهندس ناظر کارم از من شکایتهای مختلف زیادی کرد، که یکیش با همکاری خود بابام گرفتو بابام به من گفت تو برو بگو ببخشید و من پولش رو می دهم. من هم غافل این کار رو کردم و مشاورم بعدها خیلی از این که آن روز نمی دونست چی یادم بده جوابش رو بدم ناراحت شد و دست خودش را خایید
در زمان قاجار وقتی زنی را می خواستند اعدام کنند، سرش چادر می کردند و در شهر می گرداندنش.
امروز، وقتی کسی رو می خوان شکنجه کنن تن یک زن چادر می کنند و جلوی چشمش می گردوننش. من خودم هنوز گاهی چادر می پوشم و با اصل چادر هیچ مشکل ندارم. ولی مشکلم با خود آن زن ها و مردهاییه که تعریفشان از چادر چیز دیگه اییه. مثلا آن روز مامور مرد تو دانشگاه بهم نگاه می کردو می گفت «تو نفهمیده بودی ...» من حس کردم الآنه که یک چادر مثل تور بافته عنکبوت پرت کنه رویم و بعد من رو تویش بپیچه برای تنبیه و تمسخر بیشتر.
یا مثلا آن روز دیگه که تو اتوبوس از خانوم چادری قمی که رویش رو تنگ گرفته بود، آدرس پرسیدم احساس کردم رویش رو تنگ گرفته ولی از کمر به پایین لخته.
می ری مجلس عزاشون، انقدر به چادر اعتقاد نداری که آن ها دارند. بعد همه هر کدوم یک جاشون از کمر تا اون جاشون پیداست. یا مثلا تور پوشیده ن. مجلس مولودی خونیش هم همین طوره. بیرون که میری ازت چادر می پوشن به مجلس هاشون که راه پیدا کنی میبینی خیلی دوست داشتن لخت ترین زن های عالم باشن

در کار تیمی شروع کنید به سرصدا، مثلا بگین فلانی تو این کار رو بکن. بهمانی اون کار رو بکن. طوری کار خود را نشان دهید که در حال انجامش هستین که حتی اگر کاری نکرده این، بقیه فکر کنند شما اون کار رو کرده این. اگر در تیم شما چند نفر باهوش وجود دارند، تا زمانی که آن ها هستند جلوی آن ها بگین ما این کار رو کرد ه ایم، ما اون کار رو کرده ایم. بعد که اون ها نبودن بگین من به تنهایی این کار رو کرده ام؛ من کل کار رو تنهایی انجام داده ام.
وقتی به نظرتان کار ممکن بود نتیجه ش قطعی نباشد در کارتون شریک بگیرین. این طوری اگر خطایی مرتکب شدین بین شرکا تقسیم می شه