آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

مشقای خط خطی

از روزی که شروع کردم به مقاله نوشتن سالها میگذره. از همون موقع هم یکی شروع کرد به خط خطی کردن مشقای من. برای همین بارها و بارها مجبور شدم از اول شروع کنم. هر بار هم تا جایی که تونستم از آدمای اطراف کمک گرفتم. چون نیروی خط خطی کننده مشقای من پول، زور و قدرت داشت. تا به امروز که 17 تا مقاله نوشته م و در همه آن موارد بجز یکی که اتفاقی شد، نویسنده اول بوده ام، کسی هست که داره مشقام رو خط خطی میکنه.

هنوز که هنوزه ول کن ماجرا هم نیستو نمیدونم چه گناهی کرده ام که باید هرچی کلاه بردار کلاشه اینطوری رو من انقد مسلط بشه.

آخرین کلاه بردار رو که دستشو بستم مظفری بود. ولی  انگار همیشه یکی هست که باید کلاه من رو برداره. مخصوصا تا زمانی که مقالاتی  مینویسم و کارهایی برای عرضه دارم.

ترک اعتیاد و مهاجرت از دنیای ویندوز به دنیای لینوکس

خیلی کار سختیه... الآن بعد از حدود 14 سال دانشجویی و بیش از 14-15 سال آشنایی با سیستم عامل لینوکس، قدمی برداشته ام به سمت لینوکسی شدن و آن هم استفاده از LaTeX هست. اصلا کار ساده ای نیست. زمان کمه و کسی در ازای یادگرفتن کلی فرمول tex نوشتن و تطبیق آن با فرمت ارائه شده امتیازی بهت نمیده. ولی در عوض پس فردا برام یک خدابیامرزی مینویسن که مفت خور نبودو تلاششو کرد از حالت وابسته بودن خارج بشه؛ حرفه ای بودو برا خودش صاحب سبک. این ها من رو تاحدی راضی میکنه...

همینه که هست

از بابام که اولین مرد بود که دیدم تا آقای مظفری که آخرین مرد بود که تا حالا دیده ام، یک چیز مشترک دیده م تو این مردهای به قدرت نشسته. آن چیز جمله "همینه که هست". آن مردی که صمیمی شد این رو گفت و اونی هم که نگفت عمل کردو حالا یا رفت یا موند. من نظرم در مورد بابام این بود که سر مامانم رو کلاه گذاشت که هنوز عشقش نکشیده بعد از 40 سال اجاره نشینی بنشوندش تو خونه خودش. نظرم که نه، یقینم در مورد مظفری هم همین هست که این اواخر که دیگه میدید راه از اونطرفه رسما میگفت راه تو چاهه شاید چاه عمیقی که در انتظارمون هست کمی خوی شیطان صفتیش رو راضی کنه.

نمیدونم چرا، ولی الآن هرچی فکر میکنم یادم نمیاد مردی دیده باشم که جمله همینه که هست keyword زندگیش نباشه.

آلودگی هوا: ماشین های ما یا ماشین های شهرداری؟

اینکه همه ش ادعا میکنند آلودگی هوا زیر سر ماشین های سواریست، ادعایی س از پایه بی اساس. بیشترین آلودگی منطقه و شهر را خود شهرداری تولید میکند. روزهای جمعه که ماشین های سنگین حق تردد در شهر دارند، باید ببینیم چه ماشین های بزرگو دودزایی مثل خاور و شن کشه که شهر رو پر کرده اند.

نیمه های شب که ماشینی تردد ندارد، این ماشین های بزرگ آبیاری درختان سطح شهر هستند که دود آنها 10 درصد آلودگی منطقه را ایجاد کرده است. شهرداری اکنون به جای مدیریت شهری خود، آلوده کننده ترین موجود در سطح شهر شده.

دختر شغال صفت

تمام مشکلات ارتباطی مامانم با ما سر یکی از دختراشه که یکسره تحت سیطره دامنیه که تنش کرده ن. وقتی مامانم در رو روش دیــــــــــر باز کنه شروع میکنه به کندن دامنشو مامانم با خودش میگه الآنه که اون ماتحتش رو کل محل ببینن و این دختر حیفه. خب این کار رو ما اون یکی دخترای دیگه مامانم نمیکنیم. در نتیجه مامانم هم با درجه ای از اعتقاد به دامنی که تنش هست، چسبیده دخترش رو جمع کنه. برا همین اگه دلش بخواد میتونه ساعتها ماها رو پشت در نگه داره ولی تا این یکی در زد، آب اگه دستش هست، بذاره زمینو بره در رو بازکنه.

اونها شده ن یک ما اون طرف و ما هم شده ایم یک مای دیگه یک طرف. همه آرزوم این بود که کاش حالا که اونها یک ما جدا تشکیل داده ن، مثلا حالا که دخترش حتی 4 سال هم از من کوچکتره، کاش شغال صفت نبود. وقتی خواهر کوچکتر من رو اگر بذاریش حتی خودش رو هم میخوره، چطوری میتونیم با این مامانه تنهاش بذاریم؟

خداییش خیلی معادله پیچیده ای هست برای ما که این طرفیم.