دیروز صبح شبکه نمایش فیلم چ رو گذاشته بود که ماجرای چمران رو در مدیریت جنگ پارتیزانی پاوه نشون میداد (وقتی که ارتش به کمک مردم نیومده بود تا دستور مستقیم خمینی). مهم ترین تفاوت این فیلم با از کرخه تاراین حضور زن در فیلمه. تو فیلم ازکرخه تاراین اگر نقش زن رو حذف میکردی اتفاقی نمی افتاد، ولی فیلم چ چند نقش به زنهایی مثل زن شوهردار و زن پرستار داده بودن. اصلا فساد اصلی چ حضور زن در فیلمش بود و اگر فیلم از کرخه تا راین زن رو میوورد فیلم فاسد و یک بارمصرف میشد. کلا اشتباهات اخیر حاتمی کیا رو من در انتخاب زن به عنوان نقش اصلی ماجرا میبینم.
حضور زن در فیلمی خوبه که کلا همه زن باشن. که البته این هم به احتمال زیاد مثل خیلی فیلمای دیگه یک بار مصرف میشه.
اصل روایت گری اون 48 دقیقه فیلم چ قشنگ بود. ولی من خودم بشخصه فکر میکنم روابط واقعی تری بین کلا مردای اون دوره از نظر دوستی و صمیمیت بود که شاید در اون روایت 48 دقیقه نمیگنجیده که آورده بشه. بقدری مردا اون موقع و الآن هم (مخصوصا کمی که به حوزه نظامی مربوط بشه) صمیمی بودن با همدیگه که واقعا صمیمیت تو کارخودشون رو به حضور زن ها ترجیح میدادن. زن های اون دوره هم واقعا خوشی شون به این بود که مردها با خودشون که بودن خوش بودن.
باسلام
بنده در تاریخ 7 خرداد 1397 به دادگاه تجدید نظر سازمان امور مالیاتی کشور واحد خراسان رضوی دعوت شدهام که بتوانم این حرف ها را بگویم:
کل آن سه ماه آغازین تاسیس شرکت که سال مالی اول آن محسوب شده است، مدیرعامل نوآفرین آن دستاورد فروش 300 هزارتومانی فروش کتاب ناشر مولفی خود را داشته است که به اسم شرکت مهر میزده و میتوانسته با هر مهر شرکت و یا فروشگاه دیگری با توجه به اینکه خود ناشر مولف بوده است، کتابش را بفروشد. چراکه مهر شرکت الزام خریدار بوده و نه الزام شرکت. بنابراین تنها دخالت شرکت نوپای ما در فروش کتاب های ناشر مولف مدیر عامل شرکت، مهر آن بوده است.
اکنون به دلیل اشتباه مدیرعامل در تایپ این مورد در برگه خوداظهاری مالیاتی سال مالی 1394 یعنی سال تاسیس شرکت (شرکت در آذر 1394 تاسیس شده و اسفند همان سال سال مالی آن بوده) مالیاتی بالغ بر 125هزار تومان پس از مراجعه اول به شعبه قضایی بر شرکت تعلق گرفته است. این مالیات قبل از اعتراض 250هزار تومان بوده است.
در نظر گرفتن این نکته نیز حائز اهمیت است که این شرکت فروشگاه نیست که حال مالیات یک فروشگاه به آن تعلق گیرد. ضمن آن که درآمد 300 هزار تومانی مدیرعامل سود خالص محسوب نمیشده و هزینه چاپ کتاب، کاغذ، چاپخانه و رفت و آمد مدیرعامل به شهرهای مختلف کشور را نیز باید در نظر گرفت.
همانطور که کارمندان دولت که ماهی یک میلیون تومان حقوق میگیرند و درآمد سال مالی شان می شود 12 میلیون، از مالیات معاف هستند، شرکت تازه تاسیس برای سال مالی که 300هزار تومان درآمد ناخالص آن بوده و سودی نکرده است باید منطقا و عدلا از مالیات معاف شود. اما اکنون می بینیم که مدیرعامل شرکت به عنوان اعتراض در مرحله تجدید نظر هم چنان در پی استحقاق حقوق خود می باشد.
آنچه که باعث ناراحتی موسسین این شرکت گردیده است این است که در صورت عدم معافیت مالیاتی شرکت، هرگونه پولی که از بنده گرفته خواهد شد، به عنوان مالیات جمهوری اسلامی ایران، حرام خواهد بود.
باتشکر
دیروز یک فیلم قدیمی آمریکایی داشت میذاشت. منو خواهرم داشتیم میدیدیمش. اولش خب خیلی زشتو مسخره شروع شد. یک چیزی زشت تر از فیلمای خنده دار مستربین. ولی پیامش جالب بود. تامی پسر یک کارخونه دار بود که هوش خیابانیش خوب بود و برعکس هوش آکادمیک نداشت. به این بخش علمی فیلم که رسیده بودیم، خواهرم مطمئن شده بود که منو تو فیلم پیدا کرده. دیگه تا شب میگفت من تامی هستم. مثلا یک جا میگفت باخودت تکرار کن من اوتیسم ندارم. یا مثلا میگفت الآن میفهمم برای چی کارهات انقدر دیر به نتیجه میرسن.
برای اینه که از زیر کارها هی در میری. البته من خودم همون اول فیلم این موضوعو کشف کرده بودم. آخر فیلم جذاب تموم شدو تامی موفق از آب دراومد. ولی خب شانس موفقیت در اینه که اول بابات کارخونه دار باشه دیگه. همه چیزش واقعی بود. الآن من میدونم که اگر بابام کارخونه دار بود آدم موفقی از آب درمیومدم