شاید فقط تا اواخر دهه هشتاد بود که با این خطا در نرم افزارهای فارسی مواجه بودیم. مخصوصا وقتی که یک سی دی داخلی میگرفتیمو با یک کلیک کل سیستم هنگ میکرد، قیافه هامون از ترس خرابکاری دیدنی بود.
خلاصه، با این نرم افزارهای ایرانی یک وحشتی داشتیم از اینکه الآنه که خراب میشه. بعد از اون، خب رشته یکی مثل منکه کامپیوتر بود، ایجاب میکرد که عادت کنیم. بعد، یک دوره ای افتاد تو این دهه نود که هر کی یک گوشی هوشمند داشته باشه، برای رفتن تو اینترنتو شبکه های اجتماعی! این چیزی عجیب برای یکی مثل من بود. هم فرصت بود، و هم تهدید. البته، بیشتر تهدیدش رو دیدیم. فرصتاش رو شاید پول و ارز خارجی کردیم که بدیم ببرن، بره. الآن، البته من نه از انتخاب رشته ام ناراضیم و نه از شرایط موجود. خنده دار هم هست که میبینم، سایت های توپ و قدیمی ایرانی با این قطعی اینترنت هی دچار خطا میشن!
البته، سایت خودم بدتر دیگه بالا نمیاد به خاطر سرور خارج نشینش! وقتی نگاه میکنم اکثرشون هم https هم نیستن بیشتر به خودم فرصت میدم که هی کیسه ام رو تو این کامپیوتر خالی نکنم.
دیگه همینه دیگه. دارندگیو برازندگی. یکی داره هی جای ما برج میسازه، یکی هم مثل ماها که از اول اجاره نشینو خوش نشین بوده ایم، اول اجاره نشین این ملاکای ایرانی بودیمو بعدش خارج نشینو حالا هم که دیگه برامون جایی پیدا نمیشه. نمیدونیم هم از کجا مونده بودیمو از کجا رونده که حالا اینجا هم توش بیاد!
شد چندمین روز قطعی اینترنت؟ سابقه داره؟
مملکت گلو بلبل
چرا؟
چون اینترنت دارم، اون نداره!
الآن نگاه کردم، چقدر در بخش نظرات پست ثابت «احتمال حتمی جنگ در خاورمیانه» دیسلایک خورده. چی رو میخواین ثابت کنین؟ اینکه با قطعی اینترنت دهن منو ببندین؟ که بگین من چقدر خوشبختم، همه چیز آرومه؟
گفته بودین 10 روز به بسته ها جبران قطعی اینترنت میدین. با امروز میشه 13 روز. زودتر گفتین که دیگه ازتون نخوایم جبران ضرر و زیانو حساب کنید؟
ولی اینو داشته باشین، که یهودی ها یک کتاب پیش بینی دارن که در اون از حتی شاید بگم 100 سال پیش عدد دادن برای یک سالی مثل 2019 و اسمشو گذاشته ان اگر جنگ خاورمیانه ابولهول رو نابود کرده باشه؛ یعنی چی؟ یعنی آقای رئیس چشاتو بازکن. ببین پا رو چی داری میذاری!
دلیلش زیاده. یکیش اینه که آشوب های اخیر، در واقع آشوب نبودن، بلکه اغلب ترور بودن. یادتونه اوایل انقلاب و تا ده هشتاد و حتی اوایل نود شعر میخوندیم که دیو چو بیرون رود، فرشته در آید. آیا الآنم اینو میتونیم بخونیم؟!
یا شایدم برعکس، باید بخونیم فرشته چو بیرون رود، وای به ما کی درآید؟!
نکته بعدی، نمیدونم. گوه هم زن نبوده ام، که بدونم فایده اش چیه. با این کار بسیجی مسیجی ها هم موافق نبوده ام. در واقع به نوعی مدنی نیستن. نمایشی هستند و کار ریشه ای و با برنامه ای نیست. یک باری یکی بدون برنامه گفته بریزین تو خیابون تا عکستونو بگیرم. اونا هم مثلا جلسه امروز دوشنبه 4 آذر 1398 و یا جلسه دیروز که توش 4000 دختر پیدا شده، بعد از سرکاراشون سوار سرویس مدرسه میشندو یک جایی پیاده میشن. بعد یک چند قدمی راه میرن تا عکس ها و فیلم ها گرفته بشه و دوباره سوار میشن که برگردن. زحمت خاصی نیست، یک وقت.
قبلا هم که گفته ام. مخالف قطعی اینترنتم، مخصوصا که میبینم طبق معمول این قطعی ها و فیلترها برای آدم آزاد، مستقل و کاردرستی مثل خودم بوده و هم خودشون، هم دشمنا قطعی ندارن! دیگه چی بگیم دیگه! شاید باید شعر بسازیم فرشته چو بیرون رود، وای به ما که کی درآید!
سنم در حدی نیست که روزی اگر از خونه رفتم بیرون بتونم راجع به مسائل روزم با کسی حرف بزنم. هم رشتهای ها، هم سنها و هم دورهای هام هم کمترینشونو فقط میبینم از جایی مثل کانادا یک عکسی فرستاده ان تو لینکداین یعنی ایران نیستیم! 15 نفر از همه رشتهای های سابق خواهرم هم اکنون ایران نیستن!
روزی به صدتا دشمن که از برابرم رد میشن، نگاه میکنم و دشمن هم متقابلا. دیگر البته مراقبتی نیست بر نشان دادن رفتار مودبانه. خیلی ها هم هستن که وانمود میکنن من رو میشناسن!
هنوز، منتظرم پشت عابربانک مردی بچسبه به کیوسک و حتی شایدم دست به مقنعه م بشه که بپرسه: خانوووووووم کارت تموم شد؟!
انگار، وقتی و یا جایی ازش در همون چند صدم ثانیه اشغال کرده ام، و یا مانع اعتراضش شده ام که حالا با اون عجله قصد ابراز نارضایتی داره. یک وقت برای شنیدن مراتب اعتراضش دیر نشود!
مرد کمیته امدادی تنها دلیلش بر پایان دادن به صحبت با من رو حقوقش در بانک ذکر میکند، و البته، هر روز هم چیزی به اسم تلویزیون میبینم که میگه منتظره ماها اعتراضی داریم منعکس کنه!
در نانوایی، تنها کسی که حرف از گرانی بنزین میزند، مردی است دیابتی که بر اثر دیابت توانایی تشخیص پول 2 تومنی از 5 تومنی را ندارد. مگر مرد مهربانی، پیدا شود تا برایش آن ها را بشمرد. شاید او میداند که فردا احتمال رفتنش بیشتر از سایرین است. زن زیبایی مثل حوری دستش طوری به چادرش است که اگر آن را پایین بیندازد، ممکن است لبخند ملیحش در ورای آن گم شود. قطعا چنین زنی در چنین حالتی، بهترین حالتش لبخند ملیح زدن است!
و البته، ... هنوز هم من منتظرم تا پیرتر شوم، تا بلکه چیزای بیشتری ببینم!
فکر میکردم الآن دیگه صبح پا میشمو دیگه میبینم اینترنت وصله. انگار فقط قرار بوده وبینار (Webinar) منو کنسل کنند. بعد که میبینم هنوز قطعه، میگم یعنی میشه دشمنام هم این قطعی باعث بشه ضرر کنن؟!
هرچند میدونم این قطعی ها هدف ضررشون بیشتر یکی مثل من بوده و بقیه از ماهواره گرفته تا اینترنت آزادو توییتر همه چی دارن. مثلا جهرمی الآن داره چی کار میکنه؟ مگر خود توییتر بگه اینجا جای سیاسی بازی نیستو دستشو ببنده. وگرنه که هر روز میرفته اونجا و هی توئیت میکرده!
دیگه امروز بگم که بیشتر حالو هوای دهه هفتادو دارم؛ اون زمان که همه اش یک قلم کاغذ دستم بود با مجله کامپیوتر جوانو هی ازش آدرسای اینترنتی مورد علاقه م رو تو کاغذ مینوشتم تا امتحانشون کنم. حس خیلی بدی نیست. البته، به جز این، نمیدونم چرا از یک ساعتایی از دیروز این گوشی هام به شدت دارن کار میکنن. هی میزنن باتری تموم کرده ان! منم چه میدونم، الکی میزنم تو شارژ؟ یا شایدم واقعا دارن باتری تموم میکنن. اونقدرم هوشمند نیستن که بگن پردازنده هاشونو الآن کی داره استفاده میکنه، عجیب!
بعدا اضافه کرد: یه راهپیمایی دیگه. حالا یکی دیگه. نه، مثلا جمعه 1 آذر 98 رو برا اون 5 دقیقه راهپیمایی پر از دودمون نکردن، حالا یکی دیگه روز دوشنبه 4 آذر! بعد میری تو مردم اطرافت، میبینی انگار اینا تو لندن بوده ان، تو ایران! اینا اصلا نمیدونن راهپیمایی یعنی چی! همون 9 دی 88 خواهرم فرداش امتحان داشت، معلم فرداش جیغ میزد دیروز داشتین چی کار میکردین؟! هیچ کسی نگفت که تنها شرکت کننده راهپیمایی خواهرم بوده! خودشون دارن چی کار میکنن؟ در حال اجرای پخش زنده برنامه موتور جستجو هستن! یه مدتی موضوعش عوض شده بود، حالا دیگه الآن بازارشون داغ میشه. حالا مردم بریزین تو خیابون. بریزین تو خیابون، تا صدای اینا که الآن اعتراض دارن شنیده نشه، صدای شماها شنیده بشه. بعدهم ماها با شماها دوستیم!
پ.ن: به هر بازار خنیاگر نشسته / چو حوران بهشتی دسته دسته
ترجمه: همه اینا که تو راهپیمایی شرکت میکنن مسلمان واقعیو حافظ ایمان و اسلام
یکشنبه 3 آذر 98: همچنان قطعی اینترنت در مشهد داریم. گوشی هایم به شدت در حال شارژ خالی کردن هستند. به تعداد روزهای قطعی، اینجا خواهم شمرد.