-
مردی به نام اوه
شنبه 12 بهمن 1398 06:09
نویسنده اش مثل خود من دهه شصتیه. وقتی کتابو گرفتم گفتم اینو که فیلمشو دیده ام! خیلی هم مسخره بود. این روزا بعضی فیلما درست میشه برای خراب کردن کتابا. بعضی کتابا نوشته میشه برای پوشش نقص ها و نیازها. یکی از این کتابها هم که نویسنده اش یک هلندیه و کتاب پرفروشی شده برای هلند و بعد از اون هم به 30 زبان زنده دنیا ترجمه شده...
-
شورش ماشین پیمایی شده؟
جمعه 11 بهمن 1398 15:10
دیشب حدود ساعتای 10:30 ماشینی در حالی که آهنگش رو بالا داده بود، رد میشدو راننده اش هم عربده میکشید! بعد امروز هم همین ساعتا یک ماشینی چنان ویراژی داد که گفتم باز چی شده، ولی بعد پشت سرش صدای ماشین پلیس هم اومد. دیگه حالا این سوال برام پیش اومده که شورش ماشینی شده؟ کم از کمرامون بالا رفته ان؟ حالا پولشو از آمریکا...
-
از فلانی تعریف کن
چهارشنبه 9 بهمن 1398 05:43
تو ویکیپدیای آمریکای یهودی اینطوریه: فلانی یه کاری کرده، یه کتابی نوشته و عکسش خیلی قشنگ با لبخند گرفته شده و کنار توصیفات از کاراش گذاشته شده. آدم کار تحقیقی داشته باشه راحت پیداش میکنه، ولی ایران اینطوری نیست. البته، تاحدی هم حق دارن ملت. مثلا همین خود من از یه نونوایی سنگک تعریف کردم، فرداش همون یهودی املاکی فقط...
-
بعد از رفتن او
سهشنبه 8 بهمن 1398 05:02
راستشو بخواین برای حضرت زهرا خیلی یادم نمیاد که غصه خورده باشم. الآن هرچی فکر میکنم میبینم برای مصیبت مثلا امام حسین مطلب زیاد بوده، ولی برای حضرت زهرا که شهید هم هست، نه. جوان هم بوده دیگه. ضمنا اینطور هم نبوده که مثلا شهادتش جلوی چشم کلی آدم باشه، و یا مثلا کلی آدم درگیر قضیه بشن. در مورد بعضی شهادت ها، به نظر من...
-
اثر حمید
پنجشنبه 3 بهمن 1398 18:04
در واقع شامل آثار حمیده. حمید اومد، زنش مثل همیشه گفت بچه اش جنازه است و راحت شدندو نیومدن! در عوض نزدیک 22 بهمن اومد که تا امروز آثارش باقیست. این آثار البته، از وبلاگ نویسی های من شروع شدو توسط سازمان آبو فاضلاب مشهد و با همکاری شهرداری مشهد صورت گرفت. اثری که همچنان با خونریزی از چشمان من باقیست! البته، باید آثار...
-
منو دانشگاه
پنجشنبه 3 بهمن 1398 01:54
این آخریه که رفتم دانشگاه، کلی پسرای عرب بودن اونجا. خیلی حس خوبی بود، حتی میتونستم تو محوطه زیر درختان کاج کنار در ورودی دانشکده بشینم، بدون اینکه کسی بخواد نگام کنه. قبلا اینطور نبود. نمیدونستی از سنگینی نگاه پسرا که بدرقه ات میکردن تا در ورودی کلاست چطوری جیم شی. قبلنا خیلی چیزا طور دیگه ای بود. اوایل که رفته بودم...
-
یاد شهدای سپاه
سهشنبه 1 بهمن 1398 06:29
یه زمانی میرفتیم سالگرد این شهدا. خانواده ها هم برحسب تواناییشون، یه عکس و فقط یه عکس میذاشتن جلو و همین از دست خانواده پیر بر میومد. دیگه حالا، اونجاش رو سانسور میکنم که این دخترای فامیل شهید، خصوصا مشهدی، هم در درآوردن دایره، مربع و به اضافه در اون لباس های سیاهشون از پوست روشنو سفیدشون، در اون مراسم سالگرد، هیچ...
-
نوه حاج قاسم
یکشنبه 29 دی 1398 09:25
بزرگ که میشه به مادربزرگش میگه: چرا بابابزرگ مرد؟ چرا من ندیدمش.شاید همه برای حاج قاسم گریه نمیکنند. اما، اون بچه چرا گریه میکنه؟اون رفته، به بهشت، ولی ...آیا روزی قراره نوه، جای حاج قاسم رو بگیره؟ هرچی باشه، اونم یک سلیمانی دیگه است.نمیدونم چرا یاد روضه علی اصغر افتادم:متن آهنگ محمد اصفهانی به نام نوگل نینوا بخواب ای...
-
آیا به ربات ها نیاز داریم؟
پنجشنبه 26 دی 1398 10:15
جواب این سوال رو نسل های جدید به راحتی میدن که بعله.نسل هایی مثل من هم که باید اینها رو میساختندو تبلیغ و توزیع میکردن هم میگن بله؛ چون حد واسط نسل شاعر قبلی و نسل های جدیدی هستیم که هرچند وقت یکبار دلشون یک ربات میخواد. یک رباتی که حتی اگر انسان هم باشه، بد نیست!تعجب نکنید. دقیقا رباتی که خود انسان باشه. چیزیکه من...
-
چرا تو میگی توی؟
یکشنبه 22 دی 1398 04:01
زمانیکه من دانش آموز بودم این جمله همیشه باهام بود. یادمه از کلاس سوم دبستان رسما شروع شد. به یکی از بچه های اون ردیف گفتم میریزمش تو دله آشغال. کل این جمله برای یک فارسی سلیس، فقط دله اش اشکال داشت! ولی، دختره گفت تو با لهجه صحبت میکنی و میگی توی! بعد هم دله، دیگه دله رو نباید به کار میبردم، باید میگفتم سطل آشغال....
-
خیانت تا به کی؟
شنبه 21 دی 1398 11:01
تو ایران همیشه خائن بوده. نمونه اش هم همین سانحه سقوط هواپیمای بوئینگ 737. میگن خطای انسانی در پدافند هوایی تهران باعث این حرکت شده. شما 8 سال جنگ تحمیلی با عراق بهتون درس نداد!؟ که حالا این فاجعه رو اینطوری کردین که اون خوردن ساختمان آمریکایی رو به کام ما تلخ کنید؟تو همون سال های جنگ چقدر خودمون به خودمون زدیم؟ اینم...
-
انقلاب اسلامی ایران، روایتی که ناگفته ماند
پنجشنبه 19 دی 1398 05:22
میدونم که این وبلاگ هم مثل همون انقلاب سال 1357 معادل حدودا 1974 میلادی، قراره فراموش بشه. میدونین چرا؟ چون در دنیا قرار نبوده که هیچ وقت به رسمیت شناخته بشه! ما این انقلاب رو هر سال بهمن ماه و در روز 22 بهمن جشن میگیریم. نسل انقلابی که انقلاب کرده اند، این رو حتی بیشتر از من جوانی میدونن که زمانی دم بخت بوده امو الآن...
-
یا زهرا (س)
چهارشنبه 18 دی 1398 09:16
یا رسول الله.بسیار هیجان زده ام. همزمان دو خبر دریافت کرده ام. یکی اینکه پایگاه عین الاسد آمریکای بی شرم رو در عملیات شهید سلیمانی زده ایم. و دیگر اینکه، امروز صبح هواپیمامی بوئینگ 737 از فرودگاه امام خمینی تهران که عازم کیف اوکراین بود رو منفجر کردند. دلیلش رو نقص فنی ذکر کرده اند.آمریکا بداند. پاسخ ما کوبنده خواهد...
-
سالومان
شنبه 14 دی 1398 06:49
جا انداخته ان که این جادوگر وحشتناکیه. وقتی اینو میگم مطمئن باشین که خیلییی از غربی ها و حتی ژاپنی ها که الآن مخصوصا دچار دگردیسی شده اند به این اعتقاد دارن. اصلا اون روز داشتم برای یک استرالیایی یک کلمه به فارسی تو بخش نظراتش میذاشتم، به قدری عصبانی شد که حد نداره. من معتقدم که این عصبانیتش بیشتر به خاطر اینه که ماها...
-
یکی دیگه از مهره های اصلی نظام اسلامی شهید شد
جمعه 13 دی 1398 07:31
سردار سلیمانی امروز صبح به دست رژیم جنایتکار آمریکا، در فرودگاه بغداد توسط دو بالگرد آمریکایی تروریست شهید شد. احتمال جنگ نمیره...مردم خیلی وحشی شده اند. فقط کافی بود چند تا از مهره های خوب ما شهید بشن، که یکیشون سردار سلیمانی بود. ...حالا اگر ایران قوی بود، باید کل عراق رو با خاک یکسان میکرد...مسئولیت امنیت بزرگترین...
-
حکیم
چهارشنبه 11 دی 1398 06:23
یک مقاله ای دارم که توش درباره نحوه تربیت حکیم، مثلا در دانشگاه های آینده گفته بود. اصلا یک مجموعه مقاله بودن. یکیشون هم درباره نحوه تعریف ارکان جامعه بود. مجموعه مقالات، از آخرین باری که اسباب کشی کردیم به یک خونه کوچکتر رفتن تو کارتنو از اون موقع هم هی میگیم الآن میریم الآن میریم، درشون هم نمیارم.چند وقت پیشا، یعنی...
-
خواجه نصیر الدین طوسی
پنجشنبه 5 دی 1398 09:39
زمانی قائم مقام فراهانی در نامه هاش نوشت که از اسلام نامی مانده، همانطور که از سیمرغ و کیمیا. نمیدونم چندم اسفند رو بارها به خودمون به عنوان روز مهندس تبریک گفتیم. روزی که نمیدانستیم به خاطر فیلسوف حکیم خواجه نصیر این روز نام نهاده شده. کسیکه در طوس زاده شد، در جاییکه فردوسی و بارگاه امام رضا رو دربر میگیره، و در...
-
آلودگی هوا دی ماه - مشهد -دی 1398
چهارشنبه 4 دی 1398 06:39
دوباره دی ماه شد و مثل 2-3 سال پیش شاهد اتفاقات روانی گونه تکراری هستیم. تمام دیشب بوی گازوئیل با بوی چوب سوخته در خانه ما حاکم بود. یکی مثل روانی ها تمام دیشب گازوئیلی کار میکرد. بعد، تهرانی ها رو یک چند روزه هی تعطیل میکنن. دیشب حوالی 4 صبح، خواهرم با صدای ماشینی که انگار هوا رو جای خونه ما با توقفش جابجا کرد، از...
-
افتخار ایرانی به بازگشت دانشجویان تحصیل کرده خارجی، روزی سه نفر
سهشنبه 3 دی 1398 13:02
اینا برمیگردندو روزی سه نفر. اونوقت هم میرن هی جذب این استارتاپ های ما میشن. چند وقت پیش، شبکه خبر این خبر رو گذاشت. دفعه اولشون هم نبوده و اون روز کلی این معاون علمی رئیس جمهور شورید که آلمانی میگه ایرانی های متخصص در رتبه یک مهاجران کشورش هستن.اما قضیه چیه؟ قضیه از این قراره که حتی اگر ایران اعلام کنه که بی نیاز از...
-
خطبه شقشقیه علی (ع)، و نماز خواندن علی (ع) و عثمان بر عمر
جمعه 29 آذر 1398 00:20
عمر که مرد، حضرت علی (ع) گفت: نماز خواندن بر بدن میت اینطور بهتر است. عثمان گفت: بلکه، این طور است. عبدالرحمن گفت: چه زود اختلاف کردید! خودم بر میت نماز میخوانم.تا اینجاش رو در کتاب ابن ابی الحدید خوندم. این سوال برام پیش اومد که حضرت علی از خودش دفاع نکرد؟ در جایی مثل وبلاگ من؟!جواب رو باید در خطبه معروف شقشقیه علی...
-
واااااای اهواز
پنجشنبه 28 آذر 1398 14:53
از دو طرف دریای شمال و جنوب خاطرات زیادی دارم. ولی برای من اهواز، کارون و زندگی در اونجا یک چیز دیگه است. وقتی فیلم های سیل اونجا رو میبینم با خودم میگم: وااااای اهوااااز، رود، دریا! میدونم که فامیلامون اونجا قبل از اینکه ما بخوایم سر به تنشون نباشه، اونا میخواستن که سر به تن ما نباشه. از چهره خاله م کاملا هویدا بود...
-
روش پارو کردن پول، یا ثروتمندان، چطوری چه بخواهند، چه نخواهند ثروتمندتر میشوند؟
سهشنبه 26 آذر 1398 11:18
کتاب سینوهه، پزشک فرعون، کتابی است مربوط به سه هزار سال پیش (هزار و سیصد و خورده ای سال پیش از میلاد) ، که گفته میشه از روی پاپیروس برگردان شده و کم کم با گذشت زمان و روش های نوین چاپ، اکنون سال هاست که در دست ماست. جالبی متن کتاب در اینه که انگار برای همین امروز نوشته شده. مثلا این بخش از کتاب رو برای شما مینویسم تا...
-
پایین آمدن کیفیت آب منطقه ما در مشهد
شنبه 23 آذر 1398 04:56
چون یک چند باریه که آب منطقه مون (استانداری مشهد) کیفیتش پایین اومده مینویسم. چند روز پیشا (دقیقا یادم نیست، شاید ماه پیش)، آب رو که ریختم تو کتری، و بعد جوشید، احساس کردم بوی موش میده!دیروز هم همینطور. احساس کردم که مزه اش هم مزه قبلیش نیست و دوباره همون بو! چون کسی دیگه شکایت نکرده بود، به خودم شک کردم، تا بلافاصله...
-
ویروس صفر-صد
جمعه 22 آذر 1398 00:09
همه گیر شده. احتمالا اول یک مزدوری بابش کرده، و بعد هم دیگه بقیه این کار زشتو مثل ویروسی یاد گرفته ان.چندین سال پیش که چپیره (از توابع پدیده، و حیاط خلوت اصلاح طلبا) میرفتم برای تدریس به مدیرعاملش با مصداقش آشنا شدم. یک روز، یکی از دخترا اومدو به مدیر داخلیش گفت که من اگر کیفی بدوزم، جزو صنایع دستیتون ازم میخرید؟مدیر...
-
پدیده دم انتخاباتی
شنبه 16 آذر 1398 13:16
پولمونو گرفته، هر دم انتخاباتی سر میدوونه. هی میگه برین سامانه سناپ، بعد میگه برین سجام. حالا این دفعه سجام، پولی هم هست. هی سر میدوونه. همه اش هم هی دم انتخابات یادش میاد. بعد میاد تو تلویزیون، یک چیزای گنده ای نشون میده، میگه دیگه این یکی انتخاباته مشکل شما اصلا حل شد، پدیده شاندیز!بعد از انتخابات میگن یک مشکلی...
-
چرا دوست دارم مستقل کار کنم
جمعه 15 آذر 1398 06:30
این هیچ هیچ تو زندگی من خیلی معنی داشته. یک جایی نوشتم که هیچ جایی راهم ندادن. شاید این تصور برا بعضیا پیدا شه که اگر راهت میدادن، خودت میرفتی؟جواب من در این جور موارد هم منفیه؛ یعنی دوست دارم مستقل کار کنم، و هر چی کاشتم برای خودم باشه. جدای از اینکه وقتی برای کسی کار میکنی، باید تابع اون باشی از جمله اینکه مثلا یک...
-
ننجون
پنجشنبه 14 آذر 1398 06:12
حافظ اشعار بسیار زیادی بود، و زبان دومش هم عربی بود. با اینکه لزومی نداشت، ولی تا یادمه دهه هفتاد عربی رو خوب صحبت میکرد. در زمان خودش به قدری پولدار بود که یادمه یک عکسی از خودش نشونمون داد که میگفت حتی گیر سرش هم از طلاست. البته، قدیمی های ما، زمان ننجونم طلا زیاد داشتن. تا همین اواخر هم که یکی از سینه ریزهای...
-
همه چیز عادیه
چهارشنبه 13 آذر 1398 04:46
تا زمانیکه سعی کنی دایره ت رو مشخص کنی. اینو خیلی آدما که سنشون بالاتر میره بیشتر میفهمن. البته، خوب هرچی سنت هم بیشتر میشه، بیشتر دوست داری دایره ت رو کوچکتر کنی. شایدم دیگران بیشتر اینو میخوان!ناراحت میشم، وقتی میبینم یک مشت آدم عقب افتاده که ظاهرا معلولیتی در جسم و جانشون نیست، بخوان برای دیگران و مخصوصا معلولین...
-
آلودگی بنزینی
سهشنبه 12 آذر 1398 03:13
دیشب با وجودی که درز گیری کرده بودیم، بو و مزه بنزین زیر زبونامون بود. همه اش هی فکر میکردیم که امروز چه روزیه؟ شایدم جشن میلادی چیزیه! منکه دیگه فشارم رفت روی مرز و برنگشت. وگرنه که بوی بنزین رو حس نکرده بودم، تا اینکه خواهرم دماغشو بستو همه ش هی میگفت بو میادو اینا بعد شبکه خبر زیرنویس کرد که کارت سوختتونو وقتی...
-
ماجرای وحشتناک تحریف قرآن
یکشنبه 10 آذر 1398 08:41
اون خاله ها و دایی های آخرم، اهل تفریح، گردش و بازار رفتن. چقدر خوبه؟ و چقدر نیازه؟ خیلی، مخصوصا که اهل داشتن بچه کوچیک باشی. برای ما که بچه بودیم این حسو داشت. حالا شما فکرشو بکنین که یکی مثل من بزرگ شده باشم. رفته باشم خونه داییمو حالا نوبت زن داییم باشه که یک سری ازم آزمون بگیره و من توشون رد بشم. البته، آزمون...