امروز مورخ 22/8/1396 تجمع بازنشستگان صورت گرفت. گویا قرار بود که دیروز این تجمع صورت بگیرد ولی امروز اتفاق افتاد. حرفی که بازنشستگان داشتند این بود که حقوق ما ریالیه، ولی هزینه ها دلاریه. این عکس رو که میبینید خودم از تجمع کننده ها گرفته ام:

البته واقعا هم راست میگن. همین امروز بود که بالاخره هلکو هلک اومدیم سهام پدیده رو بفروشیم، همه فروشنده بودن و کسی خریدار نبود. ما نفر 152 ام از اول صف فروش سهامی بودیم که هر روز که دلار گرون تر میشه قیمتش کمتر میشه. بعد تازه اجازه هم نمیداد از قیمت اولین کسی که تو صف بوده کمتر پیشنهاد بدیمو بیایم بیرون. ما حساب کردیم اینطوری که پیش میره 1000 روز دیگه سهاممون فروش میره.
چند وقت قبل هم که سهام ثنوسا رو فروختیم همین طور بود. ثنوسا هم سهام ساختمانی و نوسازی بود. انتظار میرفت که حالا که ساختمون کالایی نیست که بسوزه و یا بلایی سرش بره اقلا ارزش سهاممون کم نشه. ولی در کمال ناباوری با افزایش قیمت دلار قیمت سهام ساختمانی روز به روز پایین تر می آید.
بورس تبدیل شده به بازار نزول خوری. زمانی که بفهمن جای دیگه ای بهتر به ما میدند انقدر قیمت سهامی که خریده ایم رو پایین میارند که حتی اگر قصد تغییر رویه داشتیم انقدر به اون نزول خور سفته باز بازار بورس ضرر بدیم تا شاید پشیمون بشیم سهاممون رو که حالا مفتش کرده بفروشیم.
رئیس مرکز لرزه نگاری گفته که احتمال ادامه پسلرزههای زلزله شدید مرز کرمانشاه و عراق تا چند ماه آینده وجود داره. من یک نکته ای رو بگم. دیروز داشتم میگفتم که خوبه من مثلا به هارپ اشاره کنم. و یا چیزهایی که در دنیای اطرافم اتفاق میفته اشاره کنم. دقیقا میبینی فرداش اتفاق افتاد. همین پریروز بود که گفتم آره زلزله و پس لرزه های مشهد ناشی از هارپ بوده. همین دیروز این زلزله اتفاق افتاد.
جک کردیم قضیه رو که مثلا بابا حالا که انقدر جذب من بالاست مثلا برم بگم فلان بورس رو به افوله تا همین اتفاق بیفته.
ولی خب این یک چیز رو میروسنه و اون هم اینه که خبرهای من انعکاس اتفاقات اطرافه.
البته از طرفی دیگه هم یک نکته ذکرش خالی از لطف نباشه که اخبار پریروز تقریبا انهدام کامل مراکز نظامی داعش رو بیان کرد. و این خیلی خوبه.
آب و جارو و تمیز کردن مسیر کاروان اربعین حسینی بسیار مفید و اثر بخشه. چون این توطئه های این چنینی دشمن جن زده رو خنثی میکنه. از طرف دیگه داشتم فکر میکردم که بد نیست این آبو جارو مسیر کاروان اربعین حسینی از سال دیگه از 100 کشور جهان و مخصوصا با مسیر جاده کمربندی راه ابریشم طراحی بشه. چون ما نباید مسیر کشوری مثل افغانستان رو هم نادیده بگیریم که مشهد با چند شهرستان کوچک فاصله در شرف آن هست.
من که خودم بشخصه منتظر شنیدن خبر عبور کاروان اربعینی های هرسال از مشهد هستم، تا بلکه اگر نه شاید تا خود عراق و بلکه تا مسیری که از مشهد عبور میکنند همراهیشون کنم و خداقوت بهشون بگم.
ضمنا آمار تلفات جانی زلزله کرمانشاه رو کم اعلام کرده اند (یعنی در حد رودسار و بم نیست). دلیلش هم اینه که به محض اتفاق افتادن زلزله 4.5 ریشتری مردم از ساختمونها بیرون رفته اند و در فاصله کمی بعدش زلزله 7.3 ریشتری اتفاق افتاده. فقط تلفات و خسارات غیرجانی زیادی به بار آورده

تصویر بالا که میبینید، مربوط به زلزله کرمانشاهه. اگر خوب به عنوانش دقت کنید میبینید که اشاره به halabja کرده. همون طور که قبلا گفتم خیلی وقت بوده که halab برای محققین آمریکایی اهمیت پیدا کرده بوده. به احتمال بسیار زیاد این زلزله کار دخالت انسانی در امور طبیعی هست. حدس من در مورد زمین لرزه ه مشهد و 600 پس لرزه بعد از آن هم هارپ بوده. هیچ بعید نیست که در این مورد هم با چیزی مثل هارپ در حال دخالت در مورد سیستم آبو هوایی و طبیعی ایران باشند.
خیلی غیر طبیعیه واقعا؛ ک زلزله 7.3 ریشتری و بعد دو پس لرزه 4 و 4.6 ریشتری تا الآن. اگر دقت کنید هم منطقه کردستان هست. به نظر من که target دستکاری های دشمنی بوده
سالهای ساله که در محاصره ایم؛ کشورها و ابرشرکت های (monopoly) کشوری مثل آمریکا قصد داره ایران رو از هرچی اسمش فرهنگه خالی کنه. سالهاست که کارش اینه.
از یک طرف جنگ رو از جانب چیزی باسم اسرائیل به ما تحمیل میکنند (در یمن، عراق و سوریه) و از طرف دیگه همه جا داد میزنند که ایران رو درگیر جنگ کردیم (مثلا موجودی باسم اسرائیل در میاد میگه جنگ با ایران در سوریه قطعیه)
از یک طرف متون فارسی رو از خودمون بهتر به انگلیسی ترجمه میکنند و از طرف دیگه صدای شیرین زبان فارسیمون رو خفه میکنند.
از یک طرف با هارپ 600 زمین لرزه و پس لرزه برا شهری باسم مشهد میفرستند و از طرف دیگه بورس اروسموس فرانسه برامون میذارند. تازه البته که با منت. مخصوصا که وقتی کشورهای هدفشون از همون سال 2000 جاهایی مثل عراق، یمن و ایرانه.
در دنیای معکوس ما معلوم نیست حق با کیه. چون قرار نیست معلوم باشه. یکی باسم اسرائیل تغ میاد میزنه تو گوشمون تا میایم صدا کنیم یکی مثل آمریکا به اسم برادر بزرگتر پیدا میشه میگه هر دو تاتون مشکل دارین. نه کار این ایرانیه درسته که تو گوشش خورده و نه کار اون اسرائیلیه.
ماهم فقط هیچی امیدی داریم به چند صباحی بیشتر از امروز - فردا زنده موندن که شاید بچه هامون مولانا بشناسندو حافظ رو یادشون باشه
یادم هست مادر پدریم، اون موقع ها که نوجون بودیم میخواست به ما فحش بده، چپ میرفت و راست میومد میگفت:
جوونه و نادون. بعد من انقد جا خودم حرص میخوردم که آخرش دیگه نتونستم تحملش کنم، هرجا میرفتم دیگه نه فکرش و نه ذهن درگیر بهش رو با خودم نمیبردم. اینطوری بود که در صلح قرار گرفتم.
اما الآن چی؟ الآن، انگار یک ننه بزرگی نشسته پشت لپ تاپ من و معلوم هم نیست کیه. جالب اینجاست که مثلا جایی نظری کمی بودار به بسیج، خامنه ای و یا حالا هرچی میذارم. بعد از سه ساعت ثبت نظر اعلام میکنه "خطا در ثبت نظر. آیا شما مطمئنید که میخواهید نظر را ثبت کنید؟"
من هم هربار باید بگم "بله"
واقعا در دنیای خود محور بعضی ننه بزرگای فحش بده داریم کار میکنیم. دیگه کار از سقف های شیشه ای هم گذشته. کارمون به جایی رسیده که باید نظر بذاریمو به زور یک ننه بزرگی بخواد بهمون تحمیل کنه که چی درسته و چی غلط