آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

گپ زدن همسایه های جدیدمون

هنوز یک سال نشده که داریم فحش های همسایه ها رو باهم که به هم میدن میشنویم. البته این بار چون وسط بازاریم صدای بوق ماشینها هم که از کنارشون رد میشدن میشنیدیم. به خواهرم میگم مثل اون خونه قبلیه که اول اومده بودیم داشتن با هم دعوا میکردن. میگه: آره، اولش اینطوریه. هنوز ماها رو نشناخته ن، ما رو که بشناسن، دعواها رو میذارن کنار و به دوستی ختم میشه. در عوض موضوعشون ما میشیمو به ما میپرن.

الآن خدا خدا میکنم، هنوز ما دشمن مشترکشون نشده ایم، از این خونه هم اسباب کشی کنیم بریم.

بسم الله الرحمن الرحیم

یک سوالی من هر بار برام پیش میاد که چرا این ها که در علم پیشرو هستند، قصد دارند "اسرائیل" زنده بمونه؟ هر بار هم خیلی علمی مثلا با استناد به کتاب "tell me no lies"(به من دروغ نگو)، جواب خودم رو میدم. جوابش ساده ست؛ دلیلش اینه که این علمی که اینها در حال پیشبردش هستند روی جسد انسان ها بالا اومده.

در زندان های آلمان جنگ جهانی دوم چه خبر بود؟ خبری نبود. همه ش کارهای علمی صورت میگرفت. مثلا برای بررسی اثر سم و بیماری ذات الریه روی پای زندانی هاشون تزریق بیماری میکردند تا ببینن طرف چقدر زنده میمونه. یا مثلا خیلی علمی بررسی میکردند، دقیقا آدم تا عمق چند متری آب بره زنده میمونه. همه این آزمایشهای درخشان علمی روی جسد "آدم" ها استوار شده. بعد از اون هم از همان جنگ جهانی دوم دو کار کردند، یکی سازمان مللی در آمریکا بنا گذاشتند و یکی هم جایی به اسم اسرائیل تا زنده بمانند. تا اون علم پیشروشون رو جسد آدم ها بمونه.

نمونه دیگه ش همین بورسه. باوجودی که بنظر ظاهرا قمار نیست، ولی مبناش رباست. مبنای بازار بورس به این تعالی نزول خوریه. اسلام با این چیزها مخالفه. برای همین مبنای آزمایش های علمی علم پیشرو امروزی جسد مسلمونهاست.

اگر قصد سفر دارین الآن وقتشه که برین کرمانشاه

این روزها از در مغازه های مرکز شهر که رد میشم، شیرینی خرمایی کرمانشاهه که توجهم رو جلب میکنه. کلا منطقه غرب کشور تا خوزستان شیرینی خرمایی های خوشمزه ای دارند که یکی از معروف هایش شیرینی خرمایی کرمانشاهه. دومین شیرینی که از کرمانشاهی ها دوست دارم شیرینی معروف به نون کرمانشاهیه. این شیرینی تا منطقه اصفهان به عنوان سوغات معروف هست. من خودم بشخصه خیلی سفر دوست دارم. اگر درگیر پروژه رو زمین مونده نبودمو سرم با دمم بازی نمیکرد میرفتم کرمانشاه عم کمی هوا به سرم بخوره و هم یک سری هم به "سرپل ذهاب" و "قصر شیرین" بزنم که کلی مطلب در موردشون خونده م. خیلی دوست داشتم بدونم اون مناطق چه شکلی هستن کلا

آیا سایت بیترکس آمریکایی میلیون ها تومن سرمایه ایرانی را بازخواهد گرداند؟

قبلا به شما گفته بودم که ذات "بیت کوین" چیز خوبیه. بیت کوین مثل هر کالای دیگه ای میتونه ارزشمند باشه. حال که قابلیت تبادل ارزی هم داشته باشه که دیگه چه بهتر. البته حساسیت ها نسبت به بیت کوین هم لازمه و هم تاحدی قابل توجه. ولی خب شما درنظر بگیرین، وقتی که در تحریم باشیم، چیزی مثل بیت کوین در حد ارزش تبادل بین فردی به طور کلی چیز خیلی خوبی هست.

به طور کلی بد نیست بخشی از دارایی خودمون رو به بیت کوین تبدیل کنیم. این کاریه که الآن آمریکایی با بخشی از غذای سگشون دارند انجام میدند، و هنوز مونده که بخواهند واقعا روی بیت کوین سرمایه گذاری قابل توجهی داشته باشند. اما، نکته ای که هست اینه که از قدیم هم بوده که بازار بورس کلا، بازار نزول خوریه. چه بورس ایران که مبنای اون بانکهای نزول خور ایرانی هستند و چه بازارهای معاملات ارز دیگه. اینه که من اصلا توصیه نمیکنم برین سمت trade در این بازارهای کثیف و یا پول خودتون رو بسپرید به کسی برای این منظورها.

اخیرا اعلام شده که سایت bittrex آمریکایی میلیون ها تومن سرمایه ایرانی ها را بلوکه کرده. ایران هم یک سایتی باز کرده به اسم bittrex.ir تا بتونه پول های بلوکه شده ایرانی ها رو با گرفتن امضای طومار پس بگیره. من هم طومار رو امضا کردم. چون این کار، کار کثیفیه. لینک زیر رو هم میذارم تا شاید شما بخواین طوماری رو برا دوستانتون امضا کنید:

در اعتراض به رفتار ناشایست بیترکس و پی گیری و باز پسگیری ارز های بلوکه شده کاربران ایرانی،میتوانید در سایت Bittrex.ir طومار را امضا کنید.

فعال ترین آدم بیمارستان: منشی

دکتر داریم دیگه این دوره زمونه که فقط به درد امضا کردن میخوره. رفته ایم دکتر فعال ترین کسی که دیده ایم منشیه. وگرنه دکتره بعد از سه ساعت تاخیر از ساعت گفته شده تشریف آوردند. کل 29 تا مریض رو در کمتر از یک ساعت ویزیت کردند و تموم شدو رفت (یعنی تقریبا هر مریضی 5 دقیقه)

حالا که همه نوبت ها رو یا اینترنتی و یا تلفنی کرده اند، یک پیرمرد و دختر جوانی که میگفتن از ساعت سه بعد از ظهر از روستا آمده بودند تا همین 8 شب معطل شدند تا یا منشی به اون ها نوبت آخر وقت این دکتر رو بده و یا نوبت روز 4 شنبه. پیرمرد که عاصی شده بود، صداش دراومد و به منشی گفت این چه وضعشه. نمیدونیم به کی بگیم؟ اومد به کناریش هم شروع کرد به گفتن. اونم نه گذاشت و نه برداشت و بهش گفت: اصلا برای چی وایسادی؟! برو 4شنبه بیا.

منشی گفت که حق نداشتی سرصدا کنی. حالا من در حق شما لطف کردم. وگرنه باید میرفتین و همون 4 شنبه میومدین. پیرمرد با دختر یک یکساعت و دوساعت دیگه نشستن و آخرش خسته از روز تلف شده از بیمارستان بی نتیجه رفتند. داشتم فکر میکردم اگر این زمان تلف شده رو پیرمرد و دختر دو نفری روی هم به دنبال علم پزشکی رفته بودند، از این پزشک مفت خور بی نیاز شده بودند و این همه هم وقت و هزینه هدر نمیدادن