آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

بسه دیگه بارون اومد، حالا برای یک سالتون بارون دارین

چند شبه که هوای مشهد وارونه ست. یعنی ابر اون بالاست و دود این پایین. طوریکه بدون باز کردن پنجره وسط این زمستون نمیتونیم بخوابیم و در خواب نفس بکشیم.

دیشب هم پنجره را باز کردم. ولی این دفعه لایش رو کمتر باز گذاشتم تا فردا صبح کمتر سرفه کنم. دوباره ساعتای 4-5 صبح که بلند شدم، صدای پت پت موتور ماشینی میومد که از صدای پت پتش خوابمون نمیومد. چند شبه که ماشینی موظف چندساعتی شب رو روشن هست که هربار هم از پنجره نگاه میکنیم نمیبینیمش و نمیدونم چرا همه ش باید این موقع شب ساعت ها ماشینیش روشن باشه.

دو شب پیش که هوا وارونه بود، ذره ای باد نبود هوای اتاقمون بوی سینما گرفته بود. انگار یک کسی قصدش معتاد کردن ماهاست. یادمه یک بار دیگه هم که هوا آلود بود هوا بوی دود سیگار میداد.

الآن چند وقته که شهرداری یادش اومده الآنه که باید جاده ها رو آسفالت کنه. چند وقته طرح دود و آسفالت شهرداری رو داریم. این ها بجز طرح تردد مینیبوس ها و اتوبوس های گازوئیلی و قدیمی اتوبوس رانی هستن

امروز یک نم بارون اومد. فقط یک نم و فقط چند لحظه. بعد هم دیگه بس بود و تمام.

مشهد برای زیارت ک اومدین آماده باشین برای مالیده شدن

از آخرین باری که حرم رضوی رفته ام چند ماه میگذره و این چند ماه برای سخت گیرانه تر شدن قوانین تفتیش دربهای جلوی حرم بسیار زیاد است. یادمه آخرین باری که رفتم زنه میخواست مجبورم کنه جلوش آب بخورم. من هم سیر بودم برای همین آب رو ریختم زیر پایم و جلوی پایش که بذاره من رد شوم.

دیروز بلافاصله بعد از نماز شیخی حرم زاده و احتمالا پیغمبر و امامزاده، آمد و از نهی از منکر گفت. البته من چون فکر نمیکردم که دیر به نماز رسیده ام همون طور هی نماز میخوندم و هی حرفهای مبارک شیخ را تحمل میفرمودم. کاری که انجام آن برای شما فکر نکنم ساده باشه.

خلاصه، شیخ زاده داشت میگفت آی مردکی که فکر کرده ای لباس روحانی پوشیده ای و ما تو رو تفتیش نمیکنیم. چرا اتفاقا تفتیشت میکنیم. و چون مرد هستی از سه گیت اسکن اتوماتیک باید رد بشی و یک دست هم بمالیمت.

شیخ زاده گفت مراقب باشین، چون این آمادگی رو کلا برای بازرسی باید داشته باشین. شیخ زاده گفت ما بدن همه رو چک میکنیم و فقط این شامل حال تو نمیشه.

فعلا که قوانین تفتیش تا اینجا ختم میشه. هر قدر هم شما فکر کنید باز به ذهن مبارک بسیج مفتش و بازرس حرم رضوی از این قوانین سخت گیرانه تر هم هست که خطور کنه. پس ذهن مبارک خود را مکدر نفرمایید و یک کمی قبل از مالیده شدن به خود عطر بزنید و مسواک بزنید که دیگه کسی که شما رو تفتیش میکنه بوی بد دیگه ندید.

تعطیلی مدارس به خاطر آلودگی هوا

زمان ما، مدارس رو به خاطر برف تعطیل میکردند. این روزا خبری از برف نیست. در عوض مدارس رو به خاطر آلودگی هوا تعطیل میکنند. دیروز پنجشنبه مدارس مشهد رو به خاطر آلودگی هوا تعطیل کردند. از سه شنبه هوای مشهد وارونه بود، ولی انقد نگه داشتندو نگه داشتند تا خود پنج شنبه که خوب پول ها رو گرفته باشن. پنج شنبه هم که مدارس خود به خود تعطیل اند.

از اول سال تا حالا که چند روز از زمستون هم میگذره، مشهد هنوز هیچ برفی ندیده.

چه دروغی که من اینجا ناشناس مینویسم

عذرخواه شمای ناشناس هستم. ولی، من اینجا هر کلمه ای که مینویسم همچون شکنجه ای بعدا آثارش رو میبینم. اینه که شما بخوانید من ناشناس نوشتم، ولی بنویسید کاملا شناس بود.

این حکایت منه. اگر یادتون باشه هنوز چند روز نگذشته که من از پررویی مامور قبلی گاز اینجا نوشتم که مامور دیگری آمده برای قطع گاز (!)

این مامور خیلی هم تاکید داشت که مامور قبلی نیست و یک نفر دیگه است.

کلی حرف زدیم تا قطع نکردو گفت اگر قبض گازتون رو پرداخت نکنید که مربوط میشه به یک دوره عدم پرداخت (البته اون موقع به دروغ گفت که دو دوره عدم پرداخت، ولی بعدا خواندیم که نوشته بود یک دوره عدم پرداخت. گشتیم و قبض قبلی هم هنوز نیومده بود. انگار این قبض اخطار رو همراه با مامور به طور ویژه برای ما آوردند)، بعد گفت امروز رو که بخشیدمتون ولی همین فردا از علَمک قطع میکنم و این میشه یک پرداخت 120 تومنی دیگه که شما باید بپردازین.

این درحالیه که ما جاهای دیگه اگر تا 4 دوره پرداخت نمیکردیم، میومدن گاز رو قطع کنن.

نتیجه اینکه شما اینجا بخونید ناشناس ولی پشت بیسیم و درگوشی و پچ پچ بنویسید شناس.


پ.ن: من خونه از خودم میزنم، گاز، برق و آب رو پرت میکنم بیرون. نه مامور گاز رو اجازه میدم بیاد تو، نه مامور برق رو اجازه میدم بیاد تو، و نه مامور آب رو. ریدم تو دهن هرچی مامور پوششی گاز، آب، و برقه. تو هیچ جای دنیا این طوری تو دهن آدم ننشسته ان، که ایران اینطوره.

یا دفعه بعدی که اومد طرف بیاد تو، با سگم میرم که در رو باز کنم. خیلی اینا پر رو شده اند.

زلزله 5.2 ریشتری تهران، یک اتفاق مبارک

ما شهرهای کوچیک غیرتهرانی هی میگفتیم زلزله اومده و اتفاق عجیبیه و شایدم هارپ باشه. این زلزله تهران، چون دیگه سر خود مسئولین اومده شاید اتفاق مبارکی باشه و بخوان بیشتر بررسی کنن که قضیه چیه. مسئولین تا کی میخوان دست رو دست بذارن و هیچ چی نگن.

زلزله های اخیر ایران بی سابقه س و بعضی از جمله خودم میگن عمدیه و کار هارپه.

عجیبی این زلزله ها اینه که قبل از وقوعشون بعضی موج های سنگینی رو روی سرخودشون حس میکنند. در طول تاریخ یک بار دیگه هم قبلا کسی در مورد مشابه این زلزله ها نوشته و اون هم آقای نجفی قوچانی بوده که زندگی نامه ش رو در سیاحت شرق نوشته. نجفی قوچانی برای زلزله طبسی که در کتابش مطرح کرده بود میگفت اول یک زلزله هوایی رخ داده بود.

قبل از زلزله تهران، شاهدان عینی مشهدی غیر خودم، چون ما که از اول پیر به دنیا اومدیم، شاهد انقباض هوای مشهد و گاهی موج خوردن به سرشون در مشهد بوده اند. ما فکر میکردیم یکی از 600-700 پس لرزه بعدی مشهد رو شاهد خواهیم بود. ولی نشد و انگار در عوض دیشب تهران زلزله اومده بوده.

شنیده ام که میگن یک زلزله بزرگتری بعد از تهران باز خراسان خواهد داشت. باز از نظر ما هیچ بعید نیست و هوای مشهد یک چند وقتیه داره موج های سنگین میخوره. منم که گوشام داره کر میشه.

پ.ن: پروژه ای رو ناسا در دست کار داره و اون هم جابجا کردن قطب های زمینه. میگن که از نظر ناسا بد نیست قطب زمین بیاد و روی روسیه قرار داده بشه. حالا اینکه این پروژه در کدام مرحله از کار هست رو کسی نمیدونه. ولی دانشمندان سر اون خیلی ذوق نشون داده اند. معلوم نیست نتیجه اجرای این پروژه چقد فاجعه آمیز باشه و چقد در عوض نتیجه خوبی به بار خواهد داشت