اوضاع ایران در خارج از کشور چطوره؟
بستگی به این داره که فهمیده باشی نقشه چیه. هرقدر زودتر فهمیده باشی شمشیر زودتر روت رو میشه. مثلا من امروز میگم زیمنس آلمان با نقشه قبلی بدقولی کرده، چند نفر ایرانی دیگه هم همین رو میگن. قبلا هم گفته ان توتال فرانسه چه کرده. همه با هم مثلا یک تصمیم میگیریم و یا همین قدر هم کافیه که دولتمون برای قراردادهاش تحت فشار قرار بگیره که چرا با این ها زد و بند کرده. نتیجه چی میشه؟
رو شدن دشمنی غرب با ایرانیان.
یکی مثل همتی میاد جلو دوربین میگه بازرگانان ما تروریست محسوب میشن. طوری میگه انگار مثلا نتیجه اعمال من بوده که اینا تروریست فرض میشن. آیا واقعا همینطوره؟
به نظر من اینطور نیست. فرق امروز با دیروز اینه که برخی اسرار و اهداف خارجی ها برای دشمنی با ماها بیشتر رو شده. منظور از خارجی تقریبا هر انگلیسی زبانیه، که تعدادشون هم تقریبا نصف دنیا رو میگیره. انگلیسی، استرالیایی، آمریکایی، آلمانی، فرانسوی (طرفدار صهیونیست)، و غیره. انگلیسی که ابداع کننده اسرائیل صهیونیست بوده از ما خوشش میاد یا نه؟
امروز روزیه که تعداد کمی میگیم فلسطین، اینا با هم توافق کرده ان که این کشور وجود نداره. اونا سالهاست که به جای فلسطین میگن غزه. نمیتونن دیگه انکار کنن که چقدر با ما دشمنن. فرق چندانی برای ذهنیت خارجی نکرده. این فرق در واقع در ذهن ماست. خارجی مدتهاست که حتی داره جنس هاش رو به ما دولا سه لا میفروشه، بی نام و نشان. این نام و نشان ایرانیه که امروز باید بیشتر مخفی بمونه. اونکه تا دیروز داشته بی نام جنساش رو به ایرانی میفروخته نیاز به زحمت نداره. زیرساختاش رو برای زیرزمینی کار کردن در ایران و برای ایرانی خیلی وقته که چیده. این بازرگان ایرانیه که حالا باید فکراش رو بکنه داره با خارجی صحبت میکنه، ارتباط برقرار میکنه و حتی میخواد جنسش رو بفروشه! یکسره باید با خودش بگه میدونی که داری با دشمن حرف میزنی. میدونی که مردم کشورت ازشون بدشون میاد. میدونی که.
روحانی رئیس جمهور منتخب ماهواره ای ها، میاد پشت تریبون و میگه اگر دولت من نبود حتما در این هشت سال یکی دو قطعنامه بیشتر علیه ایران صادر میشد. گفتن این جمله با اون سطح از پنهان کردن دشمنی خارجی که باهاش مذاکره میشد، چه معنی میتونه داشته باشه؟ یعنی به خاطر گل روی تو پنهان کردن که دارن جمع میکنن محکم بزننت زمین؟ خیلی هنر بود؟ فرقی داره من امروز یک گواهی تایید بیشتر از کسی بگیرم که بعدا میخواد خفه ام کنه؟ این گواهی تایید رو پیش کی نیاز دارم؟ ببرمش با اعتبارش پیش کی همکاری داشته باشم؟
اگر الآن رئیس شرکت کامپیوتری مکافی (McAfee) تو اسپانیا به زندان میره، سر اینکه میگه دولت پنهان آمریکا رو با چندین ترابایت اطلاعات لو میدم، و بعد هم دقیقا انتهای دولت روحانی میگن قبل از اینکه به آمریکا استرداد بشه خودکشی کرده، چه معنی میتونه داشته باشه؟ جز اینکه سلاح در دستانشون و دولت مخفی استکباریشون رو پنهان کرده اند؟
برای اینها که انقدر این پنهان موندنه مهم بوده، فرقی داره دو تا قطعنامه زودتر دیرتر علیه ایران صادر کنن؟ اون نگاه نمیکنه به مذاکره. اون به اصول استکباری خودش نگاه میکنه.
من سوالم اینه که دونالد ترامپ رو فقط گذاشتن 4 سال رو تخت بشینه. این بایدن اومد فرقی داره؟ بوریس جانسون از انگلیس، فرقی با ترامپ داره؟ نگاه میکنی، منشا انتخاب همه اینا از یک طیف آدم و از یک خاندان سلطنتی هست. چهار نفر آدم اون بالا هستن که کل دنیا رو دارن بازی میدن.
این اتفاق عجیبیه که امروز افتاده. دیر یا زود ما باید میفهمیدیم که خارجی چقدر از ما بدش میاد. تحمل دیدنمون و تحمل بودنمون رو نداره. حالا با این فرض، به اطرافمون نگاه کنیم. کمی ترس آور میشه، ولی مهم نیست. ازشون بیشتر بدمون میاد. دست ما که نبوده. نقشه قبلی بوده.
اما حالا برای دولت مردانمون. وقتش نیست که بشمرن چقدر تا حالا سرماها کلاه گذاشته ان؟ یا باید اینا هم مثل آمریکا اسرائیل منتظر بشینن ببینن کی و چقدر ما از اوضاع اطرافمون سر در میاریم؟
مردم میگن مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، بعد مثلا رئیس جمهور منتخب بهشون میگه لطفا، خواهشا. چه معنی میتونه باشه؟ جز اینکه به اون کسانی که بچه هاشون رو دارن میکشن میگن تندرو؟
نامزد انتخاباتی (همتی) به رئیس جمهور فعلی (رئیسی) هر چی از دهنش در اومد گفت. گفت تو سندروم بیقراری نشستن سر یک مکان داری. این گفتنش اونجا چه معنی داره؟ جز اینکه برای هر فحش و هر بی ادبی که ابداع میکنن، مستحقن؟ جز اینکه حد بی ادبی رو اینا دارن تعیین میکنن؟
اونوقت این رئیسی یک کلمه میگه تو کارمندی بیشتر نیستی. به این همتی برمیخوره میگه من کارمندم؟ من؟! تو جامعه هم همینطوره. از بالا فساد تاثیر میگیره. دو نفر از هفت نفر نامزد انتخاباتی حد و حدود بی احترامی رو مشخص میکنن. چه معنی داره؟ اینا بعد از رضایی بالاترین میزان رای رو آوردن. معنیش این نیست که از جامعه ما دو هفتم ماهواره ای هستن و حد بی احترامی رو اونا مشخص میکنن؟ حالا این داره میگه عربستان دشمن نیست، امارات دشمن نیست. اماراتی که در اعلام دوستی با اسرائیل پیشدستی کرده دشمن نیست. بنابراین، اسرائیل دشمن نیست! در دوره احمدی نژاد یک مشایی گفت ملت اسرائیل کلی سرصدا شد. حالا این صاف اومد به اسم نامزد انتخاباتی هر چی موضع در این زمینه داشت اعلام کرد که یک وقت پشیمون نشه بعد از سه سال ریاست بانک مرکزی!
معنی این چی میتونه باشه؟ خیلی ها هم (حتی نظرات اینجا رو بخونید هم) طوری به این رئیسی رای دادن که یعنی حالاااا یک چهار سال بهت رای میدیم ولی دمار از روزگارت در میاریم نتونی کار رو درست کنی! معنی اینها چی میتونه باشه؟
دشمنی دیرینه آمریکا، اسرائیل، انگلیس، رژیم عربستان سعودی و امثال اون به من مربوط میشه که به جای اینکه هرچی فحش و لعن داشته باشی به من میدی!؟
چرا باید وضع کشور الآن طوری باشه که وقتی رئیس جمهور عوض میشه و ما یک کلمه صدامون بین مناظره انتخاباتی شنیده میشه، با خودشون بگن عیبی نداره، ما هنوز بانک ها رو در اختیار داریم؟! چرا باید طوری باشه که ما بگیم از جمله هنرهامون اینه که مثلا تعداد 1000 واحد تولید رو از تملک بانکها خارج کردیم؟ این هنر شماست؟!
فاصله خواسته ما با هنر شماها زیاده.
بعدا اضافه کرد: حالا این خواسته بگم چی بوده. در این مدت چقدر فرهنگ سازی کردن و برنامه اجرا کردن که دو نفر یکی از دانشگاه آزاد و یکی از دانشگاه دولتی داشته پایان نامه بچه ها رو انجام میداده. یکسره فیلم، فیلم تبلیغاتی کوتاه، با خنده به هر سبک ممکن. حتی چمیدونم یک فیلم آزاد هم درست کردن یک جوونی با پول کمی که داشت رفت هکر شد و من بقیه این فیلم چمیدونم نهنگ آبی رو ندیدم، ولی با سیاستی که داشتن میشه پیش بینی کرد که آخرش رفت سمت این قرص های معتاد کننده و از این بازیها. در نهایت، اخبار و رسانه با اتحاد بی نظیری که بدست آورده بود توانست چند کامپیوتری از کسانی که پایان نامه انجام میدادن جمع کنه، و قضیه فیصله داده بشه. بله، فیصله داده شد. البته، ما جزو اون بیکارهای مفت خور نبودیم.
حالا این دولت، حال و روزش به این رسیده که میگه عیبی نداره، ما هنوز بانک ها رو در اختیار داریم. انگار مثلا من نیم بانک ها رو گرفته ام، اون کارخونه ها رو گرفته ام و حالا اینها حساب کتاب میکنن و میگن اشکالی نداره. عیبی نداره، ما هنوز سنگر بانک ها رو در برابر سنگر خون این بچه ها داریم و قصد حفظش رو داریم. عیبی نداره!
حالا اگر ازشون بپرسی چطور تو تونستی جلوی اون چند تا جوون رو بگیری که پایان نامه انجام میدادن، و حالا نتوان از جلوگیری از ماین کردن چند تا جوون دیگه هستی، چی میگن؟ هزار تا بهوونه. البته، پولشون با اینکه بانکها رو در اختیار دارن ته کشیده و دیگه نمیتونن در زمینه رقابت در استخراج رمزارزها فرهنگسازی کنن، و بلکه میگن که الآن انقلاب دیجیتال شده و این رو هم مدیون آذری جهرمی، وزیر ارتباطات وقت هستیم!
هر وقت هم بگیم چرا یکسره برق میره، باز میگن صرفه جویی کنید و این بار کولر گازی مثلا روشن نکنید. خونه شده مثل فرگاز، و اینها مثلا نمیتونن برق یک منطقه رو قطع کنن و ببینن با عیب یابی قشنگ از کدوم نقطه است که نشت جریان دارن! فقط میگن کسانی هستن که کنتورخوان ها رو دستکاری میکنن و مثلا به جای سنگ تراشی مزرعه استخراج رمزارز دارن!
اصلا تعجب نکنید. من هیچ اسپانسری (حامی مالی) در این زمینه ندارم. رفته ام کتابای درسی رشته های فنی و حرفه ای رو دانلود کرده و میخونم. خیلی برام جالبه که اولا اعلام کنم نه تنها قرار نیست برای جمع کردن بیت کوین آمریکایی کاری بشه بلکه قراره استاندارد بیت کوین هم ارائه بشه تا درس نخونده پول هاتون رو تو جیب آمریکایی ها نریزین. گذشت دوران دلار فقیر بدون دانش آمریکایی. بعد از معاوضه 25تومنی ها با تجارت بین الملل و کنفرانس های آنچنانی، حالا نوبت رسیده به عوض کردن اسکناس های هزار تومانی با بیت کوین. ناگفته نماند که همون طور که پیش شماره کشورها با سیستم آمریکایی از یک شروع میشه تا به کشور ما که 98 هست برسه، به همون صورت هم ارزش گذاری ارز ایرانی صورت گرفته و اول آمریکاست و آخر ایرانه.
حالا چرا عنوان رو اینطوری گذاشتم؟ برای اینکه تحصیل کرده این مملکت هستم و کتابهای درسی جمهوری اسلامی رو خونده ام. نگاه میکنم طرف تو کار نساجی و آموزش پوشاکه، اون وقت چپ و راست کراوات نشون میده. یک بار نشون دادی، دو بار نشون دادی، سه بار، چند بار؟ خب بگو پارچه، اگر برای این کارت پول نگرفتی. یارانه چاپ کتاب با پول مردم این مملکت میگیری، بعد اون وقت یک پولی هم از Fly Emirate و از آمریکا و اینا میگیری که اینا رو چاپ کنی؟!
کجاست اون نظارت بر کتب درسی؟!
یک دوره هایی مهاجرت تو ایران زیاد بوده و یک دوره هایی هم که فکر میکردن میشه تو ایران از داخل خود کشور کار کرد، خب کم شده. اینو گفتم یاد جلسه اخیر طالبان و دولت کشور افغانستان افتادم که برگزار شد. حامد کرزی یک حرف جالبی زد که تلویزیون ما هم پخش کرد. گفت این جلسه رو میتونستیم تو خیمه تو کشور خودمون هم بذاریم. حتما باید هتلهای لوکس باشه؟
ما ایرانی ها سفر رو خیلی دوست داریم. وقتی این سفر مهاجرت بشه البته قضیه فرق میکنه. زمان من میگفتن انقلاب اسلامی شده و پس اگر تو بومی باشی بهتره. در ظاهر میگفتن و در باطن خودشون طور دیگه ای عمل میکردن. دلیلم هم فقط همین خروجیهایی هست که اخیرا میبینیم. نگاه میکنی وزیر صمت انتخاب میکنن، کسی رو انتخاب میکنن که یک دوره طلایی کشور خودرو وارد میکرده. دخترش کاناداست و هزار رفتار مهاجرت گونه، و بعد به ماها میگن بومی دوست داریم!
حدود 50-60 سال پیش اینطور نبود. از همون اول تکلیف دانشجویی که تازه وارد دانشگاه شده بود روشن بود. اون دانشجو در کنار درسش میدونست کدوم کشورها باید بره: آلمان، فرانسه و آمریکا. و میرفتن. حالا شاید برمیگشتن و شاید ساکن میموندن. تکلیف روشن بود. کنار درسها که اغلب کلمات رایج زبان های این کشورها واردشون شده بود یک فصل باز میکردن برای آموزش زبانهای مخصوصا فرانسه و انگلیسی. حالا اونا که میخواستن مهندس بشن، نمیدونم چطور بود که سر از آلمان درمیاوردن.
الآن قضیه پیچیده تره، کلی شعر و هنر ایرانی انداخته ان جلو. از طرفی هم بیگاری میخوان بکشن و نگاه میکنی اصل درآمد از خارج از کشوره (حالا بعدا یک پرانتز هم برای افغانستانی ها در این زمینه باز میکنم.) قبلا هم بوده، ولی الآن دیگه کسی نمیاد ازت بخواد کنار جزوه های دانشگاهیت دانشگاه بعدیت در فلان کشور رو انتخاب کنی. از این جهت خروج از کشور سخت تر و پیچیده تره.
خروج از کشور از سمت کشورهای قبلا مقصد هم سخت تر شده و مثل سابق نیست. این کشورها هم به دلایلی ورود به کشورشون رو مخصوصا از ایران سختتر کرده اند. چند ساله، از سال 2015 میلادی که عفونت ها هم زیادتر شده. طبیعتا سفرهای بینالمللی هم کمتر شده. کرونا هم که اخیرا اپیدمی شده و واقعا شرایط پذیرش دانشجوی خارجی برای کشورهای همیشه مقصدی مثل آلمان، کانادا، آمریکا، انگلیس و فرانسه سخت تر شده.
حالا پرانتزم برای کشور افغانستان این نقشه است:
همونطور که در تصویر نه چندان واضح میبینید، ما یک خراسان دیروز داریم که فقط بخشی از اون رو خراسان امروز شامل طوس، نیشابور و حرم امام رضا در برمیگیره. بقیه این سرزمین بین کشورهای ترکمنستان، افغانستان، تاجیکستان و ازبکستان تقسیم شده. من روی نقشه دو درگاه مهم از دیدگاه افغانی ها رو پر رنگ کرده ام که یک سرخس و دیگری تایباده. این هم تصویر دیگه که واضحتره:
خراسان بزرگی که الآن دارم حرفش رو میزنم، شاید برای مردم هیچ کشوری اندازه مردم کشور افغانستان اهمیت نداشته باشه (حتی برای مردم کشور ما که در میان استانهایش سه استان با اسم خراسان دارد نیز انقدر مهم نیست). این خراسان بزرگ زمانی پایتختش نیشابور بوده. نیشابور باشکوهی که تا قبل از حمله مغول کسی حتی فکرش هم نمیکرد که از پایتخت فرهنگ و هنر با اون عظمت به این روزگار برسه که حتی الآن هم هنوز نشده مثل سابقش بشه.
مردم کشور افغانستان، حتی آنهایی که در مهدها به پرورش کودکان مشغولند، با وجودیکه تک تک خیابانهای شهرهایشان را میشناسند، وقتی میخواهند راجع به نقشه کشور خود نظر بدهند، با این دید که دو درگاه از کشورشان به کشور ایران دارند، به نقشه کشور خود نگاه میکنند. دلیل این دیدگاه هم پیشینه مشترک این دو کشوره.
این هم از پرانتز. اما از ایران کنونی باید بگم که حتی باوجودیکه کرونا اومده و بیماری های عفونی بین المللی زیاد شده، نویسنده ای مثل قصد عزیمت به کشور دیگری جز ایران داره. مثل همه بقیه. اشکالش چیه که من هم از کشور دیگری در همین وبلاگ تایپ کنم، در حالی که بابت تلاش هام پول میگیرم؟
نگاه میکنم اغلب سایتهای پابرجای ایرانی رو دارن ایرانی ها خارج از کشور پر میکنن. من هم مثل بقیه. این همه عمر نشستیم تو این خاک که چی بهمون بدن؟ مدال؟
آلمان همون آلمان قدیمه، و فقط اگر دوست داشت بیشتر از مهندسی به پزشکی بودنش توجه شود، این اتفاق افتاد. فرانسه تغییر چندانی نکرده. انگلیس همون انگلیس سابقه. آمریکا، رفتارش با ایران چهل ساله که در وضعیت جنگی پیشرونده است. و ایران؟ من ایرانی اگر بگم من حتی صبورتر از ایرانیهای سابق بودم گزافه نگفتم. من صبورتر بودم. نگاه میکنم هردو مادربزرگهام صاحبخونه شده اند، و من دختر ایرانی بعد از چهل سال سن، هنوز نه خانه ای دارم، نه بچه ای، و نه یک زندگی درستی.
اشکالی نداره، که هربار من از خودم بد بگم شماها شادتر بشین. اشکالی نداره، ماها عادت کردیم. ولی میگیم، به موقعش هم میرسه. دنیا برای من نهایتش صد سال اول زندگی باشه.
یه فیلم ایرانی به نام کیف انگلیسی درست کردیم که اتفاقا خیلی هم گرفت. انگلیس به عنوان یک کشور استعماری برای همه کشورهای دنیا معروفیت داره. بعد از آن قدرت به آمریکا منتقل شد. اما همچنان انگلیس به عنوان روباه پیر ماند، آمریکا هم کم کم نقاب از چهره برداشت.
پیشگویان (پولدارایی که جهت دنیا رو با پولاشون تعیین میکنن) میدونستن که دیر یا زود باید انتقال دولت و سرمایه بدن. در این راستا جمعیت بزرگ چین رو انتخاب کردن. اون ها با بررسی رابطه فرعونیان باستان با چینیان باستان، زنجیره ای از ارتباط بین خودشون و چینی ها پیدا کردند. با گرفتن زنهای چینی کم کم جای پای خودشون رو در این کشور مستحکم کردند. البته، از قبل هم زمان بسیار زیادی چینی زیردست انگلیس پدرسوخته بودند. من اسم انگلیس و آمریکا رو میارم، از فرانسه و یا آلمان نباید غفلت کرد. آلمان نقشش تایید کامل انگلیسه. اون ها مستعمره نیستند، بلکه در تعریف مسائل چالش برانگیز استعماری آمریکا و یا انگلیس همکارند. فرانسه، جامعه گرگی رو تشکیل میده. مثل دسته های گرگ ساکتند، و گله ای حمله میکنند. رفتار سیاستشون، مثل بازی فوتبالشونه. عدالت ندارند.
و اما، برگردیم سر موضوع کیف انگلیسی. آیا امروز، ایران روی پای خودش ایستاد و دیگر خبری از لااقل کیف انگلیسی نیست؟ نه، همچنان کیف انگلیسی گوشه گوشه اتاق های ما ریخته. ایران، در اصل کشوری پر از جمعیت بیکاره که محصولاتش از تکنولوژی پیشرفته گرفته تا اشانتیونهای کوچکش آلمانی، فرانسوی، آمریکایی، و انگلیسیه. دقت کنید، من اسم چین رو نمیارم.
کشور چین، به نوعی کشوری استعماری است. جمعیت خلق چین، مستعمره کشورهایی مثل انگلیس هستند؛ دوست و همکار نیستند، مستعمره اند. شرکت دیوید اند جونز انگلیس سفارش تولید انبوه کیف های خودش رو به کارخونه های دودزای چینی میده تا هم براش ارزون تر بیاد و هم به اسم کشوری ظاهرا مردمی اونها رو به کشور ظاهرا مستقل ایرانی بفروشه. اینطوری، عملا ایران هم همچنان بازار انگلیسی میشه!
بنابراین، صورت مساله استعماری همچنان پابرجاست. فقط، کمی جای مهره و بازیگر عوض شده. نگاه میکنی، چینی هی میگه بایدو بایدو! اونوقت، میری توش میبینی بایدو میگه آمریکا، انگلیس!
خر خودتونین. امروز ویروسی در دنیا منتشر میکنید که بعد از همه گیریش اسمشو میذارین. و بعد معلوم نیست در فاز بعدی چه بلای دیگه ای میخوان سرمون بیارن. تازه اولشه. ما تازه اول راهیم. اول پدرسوخته بازی هاشونه. گام بعدی داره، این همه گیری. ویروس کرونا چیز کمیه.
به بهانه اینکه فاصله گذاری اجتماعی رو رعایت نمیکنیم، هربار، هر دو روز یک سیصد نفری مستقیم، فوتی براثر بیماری کرونا داریم. این خیلی مسخره است.
البته برای کشور مستعمره ای مثل ایران هم چندان مسخره نباید به نظر برسه. زمانی که انتظار داریم جایی مثل بنیاد برکت خبر از روند پیشرفت در تولید و یا امتحان بالینی واکسن کرونا بده، خبر از افتتاح مدارس متعدد میده، کارشناس مربوطه در بورس به عنوان حقوقی کثیفی شناخته میشه که فقط هر 15 روز کاری یک بار سهام بورسیش رو مثبت میکنه تا مشمول قانون تعلیق نشه، خبر از پیش پرداخت واکسن کرونای خارجی میدن، و همه اینها مثل تخم مرغ شکسته های کپک زده ای روی سر ما هستند. همه و همه، عوامل و علل و تابع مستعمره بودن کشورمان است!
کشور چین، کشوری که ما وارد کننده بی نهایت کالا از اون هستیم، در عوض کشوری بسیار رازدار شناخته میشه. یک اعلام کرد که کرونای این سال کشنده است. کلی طول کشید تا ما مورد ابتلا به اون رو درست بعد از انتخابات مجلس اعلام کردیم. بعد از اون نماینده های مجلس آمدن و در هم لولیدن، طوری که هربار جلسه انتخابات مجلس میشه با شروع اون بورس ایران رنگ قرمز به خودش میگیره، و بعد در انتها ما از تریبون مجلس میشنویم که آقایون در هم نلولید، ما کرونا داریم!
اما، کرونا شوخی بردار نیست. پزشکان ما که تحت تعلیم آمریکا، فرانسه یا آلمان هستن، هنوز به روز نشده ان. هنوز عده زیادی از اونها درمان یک بیماری کرونایی بدبخت روو با شیمی درمانی پاسخ میدن.
داروی رمدسیور رو اگر یک ایرانی در آمریکا متولی تولیدش نمیشد، احتمالا ما برای درمان تجویز نمیکردیم، و احتمالا تولید نمیشد.
سوال اینجاست که کشورهای دیگر که تعداد پزشکان تحصیلکرده ما در اون ها کم هستن، چرا انقدر ابتلای کم به کرونا رو گزارش میدن؟
آیا آنها چیزی مثل واکسن رو تا این زمان امتحان کرده ان؟
پاسخ مثبته. به تجربه مثبته. در حالی که صبر ما در روزهای اول محرم و حالا اربعین معلوم بود تمام شده، اعلام میکنند موج سوم کرونا تمام ایران رو فراتر از قرمز گرفته، ولی ما به عینه شاهد موج های چهارم و پنج هستیم.
گزارشگر خبری کروناگیران، همیشه چند پله از اعلام اخبار اونها عقبه. رفته بخوابه تا بعدا یک کسی مثل من از خونه شاید واکسنش رو کشف کنه!
هرچند این کار هم بی فایده است. چون پول ما ایرانی های مستعمره، برای خرید واکسن کرونا پیش پرداخت شده!
آیا چین واکسن کرونای خود را در حد وسیع امتحان کرده؟ ازش بعید نیست. کشوری که ما سال ها درباره کارخانه ابریشم بافیش چیزی نمیدونستیم، کشوری که نام یک درخت رو عوض میکنه تا راز بهره برداریش از داروی تولیدی از اون رو ما ندونیم، حالا ما از اون پی به این راز ببریم که واکسنش رو به میلیارد مردم کشورش زده؟ کشوری که نسل های مختلف کرونا رو به چشم دیده، من حتی معتقدم که واکسنش رو دست و دل بازانه برای مردم همسایه، یعنی کشور افغانستان نیز رایگان تجویز کرده، خصوصا برای کاروان های افغانی که کالا با قاطر و الاغ برای چین حمل میکنن!
البته، پزشکان صبور (!) ما چیزی نمیگن، تا پس از مرگ پی به رازشون ببریم. لعنتمون رو هم باید برای قبله عالم (آمریکا) نگه داریم که تا زمانی که یک ایرانی اونجا نره، و نخواد که خط تولید داروش ایران بیاد، ساخت و تولید واکسن ایرانیش به تاخیر میفته!