حکومت همیشه در برابر مصائب و مشکلات بهترین راه حلش خط قرمز ترین راه حل بوده. نمونه ش همین ثبت روزی به اسم روز »دختر« و تقریبا مساوی کردن آن با روز »تخمک گذاری«.
واقعیت اینه که مادرهایی هستن سال ها پسرشون رو به آغوش میکشن و حتی مهدکودک هم نمی برندش تا فحش هم یاد نگیره. ولی بچه مدرسه که میره به راحتی به فساد کشیده میشه. در واقع فساد رایجی در خانه ها هست. این فساد از درون خانه و از بین پدرمادرها نشئت میگیره. طوری گسترده هم هست که در مدارس بالاشهر تفریح پسرها رو میبینی در سنین پایین نوجوانی روی هم افتادن عده زیادی از آن ها برای ارضاست. کار ناظم در این مدارس شده جدا کردنشون با تسبیح و سوت. در مدارس پایین شهر، این موارد سنگین تر و حادتر و رایج تره.
اینه که حکومت میره سراغ خط قرمز ترین راه حل و آن هم ازدواج زودهنگام دختران بدبخته که دیواری کوتاه تر از آن پیدا نمیشه. عوض اینکه آموزش بدن راه حل فیزیکی این طوری پیشنهاد میدن. تا هر پسری اون افتادن رو روی دختری بره و اینطوری به اصطلاح خودشون فساد پسرها رو کم کنند.
پ. ن.: راه حل در درجه اول اینه که تو خونه ها آموزش داده بشه، هر رابطه ای زن و شوهر با هم برقرار کردند، چون خطبه عقد رو خونده ن دلیلش این نیست که درست باشه و فساد نباشه. خیلی روابط پدرمادرها زناشویی محسوب نمیشن؛ زنا هستن؛ تجاهر به زنا هستن. این ها رو بچه ها میبینن و به فساد کشیده میشن
این تازه به دوران رسیده ها در مورد پسرهاشون در این جور موارد میگن «آخی بچه م پسره، دیده خواسته»
خیلی بیخود کرده که خواسته
بعد همین ها یک چیز دیگه در مورد دخترها هست که میگن این میوه ست، خیلی برسه دیگه خراب میشه. در این موارد فاعل فعل های مجهول رو پیدا کنیم مساله حل میشه؛ کی دختره رو خراب میکنه؟
بیش از 30 سال از انقلاب می گذره. اوایل انقلاب خانه های زیادی توسط عده ای اشغال شد.1 هنگام جنگ عده زیادی پولدار شدند. بعد از جنگ هنوز گاهی می شنویم زمین خواری به راحتی صورت می گیرد.
امروز اما، قدرت دست حکومتی است که در اوایل انقلاب با توجیه این که دشمن داریم تجسس را روا داشته است. امروز در شرایطی هستیم که هر ارگانی ریزترین اطلاعات تک تک اعضای خانه رو در حد نیازش در اختیار دارد. تا جایی این اطلاعات ریز هستند که دولت حتی می داند هر خانه چند اتو دارد.
در چنین شرایطی بارها ما مردم شاهد کله پا شدن آدم های معمولی ای هستیم که فقط چون اسمشون سر زبان ها افتاده بود، با سبکی خاص چپ شده اند. آدم هایی مثل همایون صنعتی زاده که بسیاری از پیشرفت های امروزی از نظر فرهنگی را مدیون آن ها هستیم کم نیستند. امروز هنوز با گذشت بیش از 30 سال باید نگران باشیم اسممان سر زبان ها افتاد چند بار باید دادگاهی شویم و چند بار باید جریمه شویم. سبکی که با آن سال ها، همایون صنعتی زاده دشمن شناخته می شد باید شناخته شود، تا باشد آدم معمولی دیگر دشمن شناخته نشود:
کاری که لازم است برای کله پا کردن یک نفر آدم معمولی انجام داد شامل موارد زیر می شود:
1- یک مقاله بلند بالا پر از مطالب حقوقی در جراید نوشته شود مبنی بر این که شخص یا گروه مورد نظر ضد رهبری بوده است
2- تجسس برای پیدا کردن عکس، نوشته و یا مدالی که حتی اگر در اقتضای زمانی در دستانت پیدا شده و نشان می دهد که تو احتمالا مشکل داشته ای
3- تلاش برای منزوی کردن، از سطح بین الملل گرفته تا داخلی و حتی اگر لازم شد انفرادی در زندان
4- حتی اگر لازم شد از جهت مالی شخص حقیقی یا حقوقی مورد نظر رو تحت فشار قرار دهیم
موارد تکراری زیاد است از این جهت. حتی یک آدم معمولی هم می تونه شامل این پروتکل بشه و بالکل نیست بشه. بنابراین دقت و توجه ماها را نیاز دارد