خیلی تحت تاثیر داستان شکار فیل جورج اورول قرار گرفتم. داستان یک انگلیسی مستعمره نشینه (colonist) که ناخواسته برای اینکه نشون بده احمق نیست جلوی هندیها یک فیل بزرگ رو میکُشه. خیلی غمانگیز دو ساعت این لحظه کشتن فیل رو تعریف میکنه. تعریف میکنه که چطور همه منتظر بودند با تفنگش شعبدهبازی و تردستی کنه و اون هم در یک مملکت در استعمار انگلیسی ها این کار رو میکنه. اورول یا اریک بلر در سال 1903 در بنگال هند به دنیا میاد. بعد از مدتی هم از شغل خدمت به پلیس انگلیس در برمه کنارهگیری میکنه و به خاطر تنفر و انزجارش از شغلش چند سالی رو در پاریس مشغول ظرفشویی در هتل ها، رستوران ها و غیره میشه. بعد از اون هم در سال 1933 نویسنده میشه تا سال 1945 که کتاب معروف قلعه حیوانات رو مینویسه. در نهایت سال 1949 معروفترین اثرش که "1984" هست رو چاپ میکنه و سال بعدش هم میگن که بر اثر بیماری سل میمیره. اورول یکی از سخت تاثیر گذارترین نویسندههایی بوده که تا حالا کتابها و داستانهاش رو خونده م.
آشنایی من با اورول مربوط میشه به 20 سال پیش
یه دوستی داشتم دانشجوی ارشد علوم سیاسی بود
با هم صحبت می کردیم در مورد انقلاب که گفت : وقتی کتابی مثل قلعه حیوانات هست کی روش میشه بگه من انقلابی ام !
جا خوردم و رفتم کتاب روگیر آوردم و بعدش هم 1984
عالیه کارهاش
بهت بر نخوره ها، ولی فک کنم تو کار خریدو فروش نیستیو دور و وری هات نهایتش نویسنده ان
ببین کمی که تو کار خرید و فروشو خرید جنس تقلبی قرار بگیری انقلابو موضوعات دور و ورش رو هم یک جور تجارت میبینی. البته الآن ماها که انقدر تو این خریدامون سرمون کلاه رفته که همه چیز برامون طنز شده