آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد
آه

آه

دنیا به دوستی بیشتری نیاز دارد

ایران بچه م بدنیا نمیاد، زور که نیست

از وقتی بچه بودم، اولین کسی که تو مدرسه و دانشگاه سرما میخورد من بودم. دوستام بعد از یک مدتی از دوستی با من ناراحت بودن چون بعد از یک مدتی میدیدن خرج دوستیشون با من بالاستو مثلا دومین کسی که باید سرما بخوره خودشونن.

من الآن که خونه مون رفته وسط بازار بهتر نشده م. فشار پایینم یک مدتیه درست حسابی داره خودشو بارز نشون میده. به علاوه این روزا میبینم هرکی هم میره سمت این پزشکای ایرانی عمودی میره افقی برمیگرده. یا اگر هم رفت خونه بعد از مدت کوتاهی در اثر سکته ای چیزی جان به جان آفرین میکنه. اینه که اصلا حاضر نیستم برای عمل بیمارستانی زایمان بچه، ایران اقدام کنم.

تمام تلاشمو ایران بچه م به دنیا نیاد..

همین دیروز بود که گفتن برا یکی از همسایه هامون که تازه پایش رو عمل کرده بود، و بعد هم بر اثر سکته مرده بود نماز وحشت بخونیم. من که خودم رشته م کامپیوتره بعد از 12-13 سال تحصیل دانشگاهی به کدهایی که مینویسم اعتماد نمیکنندو سرش تف هم نمیدن، اما چه جوره که ما ایرانی ها به راحتی میریم زیر دست یک دانشجوی ترم دوی پزشکی؟!


اصلا حاضر نیستم ایران بمونم. هرطور هست میرم.

نظرات 4 + ارسال نظر
Kilgh سه‌شنبه 7 آذر 1396 ساعت 13:45

و راستی وقتی داشتم نظر قبلی رو می نوشتم یک سری جواب هاتون رو هنوز اضافه نکرده بودید که اطّلاعاتم رو به اشتراک بذارم.

+ خوش به حال دانشجوی پزشکی ای که ترم ۵ بره بیمارستان!!!!! :)))
+ ایضا خوش به حال دانشجویی که سال دو بره بیمارستان!!!! :))))

+ کلا شما اگر کسی رو دیدی که ترم پنج یا سال دو (ترم سه) بود و رفت بیمارستان، رشته ش پزشکی نیست و قطعا زایمانو نمی دن دستش که بگیره. می آد یه سرم وصل می کنه براتون نهایتا.

+ رزیدنت ها، پزشک در حال تخصص دیدن هستن. حداقل هفت سال درس خوندن و نباید مقابل لفظ دکتر قرارشون بدید چون خودشون دکترن و مدرک دارن. ۶ تا رزیدنت و یک دکتر عبارت از بیخ و بن غلطی هست.

+ نظارت کلا در همه ی فیلد های آموزشی دچار مشکل و کم و کاستی هست و ربطی به کادر درمان نداره. شرایط حاکم بر کشور گل و بلبلمون هستش.

+ شما خارج از کشور هم بری واسه زایمان شرایط آموزش پزشکی کلا روالش همینه و مطمئن باش باز سر و کارت نهایتا با رزیدنت شیفت هست و تفاوتی نمی کنه. استاد دانشگاه ک نمی آرن واسه گرفتن یه زایمان. روزی هزاران نفر دارن زایمان می کنن.
مثل این می مونه واسه ریختن یه ویندوز جدید رو کامپیوترت بگی چرا بیل گیتس شخصا نمی آد مسئولیتش رو بر عهده بگیره و برام ویندوز بریزه. :))))

هه هه، مثلش خیلی جالبه.
سوسن دانشجوی دانشگاه آزاد بود و دقیقا هم ترم سه. اون روز اومده بود میگفت بچه ای از زایمان بگیره 17 تومن میشه. یک چندتا هم گرفته بودو خلاصه سرش خیلی شلوغ بود.
بعد هم مثل اینکه اطلاعاتت از زایمان زنان در کشورهای دیگه خیلی کمه
من 6 سال پیش کلی مطلب در این باره خونده مو کلی زنها از خاطرات خوب زایمانشون اونجا تعریف کرده اند. اتفاقا هم کلی در مورد نحوه سقط جنین دادن دکتر زنانو زایمان ایران خونده م.
معلومه ک سنت به این چیزا قد نمیده

Kilgh سه‌شنبه 7 آذر 1396 ساعت 13:25

پس طرفاتونو اون قدرا ک لازمه از نزدیک نمی شناسی که اینجور راحت و چش بسته قضاوت می کنید و می بافید به هم. ؛)
خیلی دیدگاه خارج گود داری راستش.

من فقط چیزی که رواله رو نوشتم واست که بدونید چیزی که به اصطلاح از بیرون گود دیدید و شنیدید و شاید حتّی تحت تاثیر حرف بقیه قرار گرفتید باهاش، ارزش و صحّتی نداره.

و در ضمن مگر ما تو کرسی ای نشستیم که بخوایم در مورد سفر خارج رفتن پزشکا صحبت کنیم؟ خنده داره! :))) شما اصلا هدفت از نوشتن این پست مبحث دیگری بود و منم صرفا تو همون مبحث دیدگاهم رو به اشتراک گذاشتم، حالا اینکه چرا در جواب از من علّت دبی رفتن پزشک ها رو جویا می شی قطعا جای تامّل داره.

نوشته های عمیق خیلی هم زیاد خوندم اینجا، یکم یکّه خوردم با طرز دیدگاهی که توی این پست بود راستش. نظر ما به کنار و هیچ اصلا، خودتون برید تحقیق اساسی کنید روی صحّت دیدگاهی که دارید سنگ بنای یک سری اعتقادات و اعمال آینده تون قرارش می دید.

تخصصی حرف بزن.
اما من جوابتو میدم. کمترین سفرشون دبی هست و کمتر از بیمارستان خصوصی ایران هم برای مداوا اقدام نمیکنن. هه از پشت کوه که نیومده م. دارم با چشمام میبینم. اون بالاتر از دبی رفتنشون هم مال یک سری ریزه کاری ها مثل درمان خودشونه. چون خودشونو میشناسن برای درمان پیش خوداشون نمیرن. پزشکای ایرانی، ایران مونده ن برای مشتریهای خوبو چشم بسته ای که دارن. وگرنه، چرا انقدر میشنویم کامپیوتری ها مهاجرت میکنندو دیگه ایران برنمیگردن، چرا نمیشنویم این ها برندو دیگه برنگردن؟
فک نمیکنی مشتری خوبو چشم بسته مثل گوسفند براشون تو ایران ریخته؟ فکر نمیکنی ایران براشون از نظر مشتری بهشته؟

دیوانه سه‌شنبه 7 آذر 1396 ساعت 13:06 http://www.delirium.blogsky.com/

اگه می تونی تو رفتن تردید نکن
یاد فیلم بادبادک باز افتادم (همایون ارشادی بازی میکنه )
یه دیپلمات افغان میره آمریکا تو پمپ بنزین کار می کنه تا بچه اش اونجا درس بخونه
سختی میکشه اما بچه هاش راحت میشه و افغانستان هم روز بروز بدتر

دقیقا حرف من هم همینه. ایران، خوب. ایران، مادر من. ایران همه چیز من. ولی جای اون پزشکا و کادر درمان خوبش (چون یک وقت میبینی پرستاره زده کار رو خراب کرده) که خدایی نکرده روزی بریم زیر دستشون رو چی پر میکنه؟ ما دونه دونه داریم میبینیم جلو چشمامون عزیزانمون اون جاها چطوری از بین میرن. جای تردید باقی نذاشتن این کادرای درمان بیمارستان

Kilgh سه‌شنبه 7 آذر 1396 ساعت 11:25

سلام، راستش دانشجوی ترم دوی پزشکی بلد نیست هنوز شصت پا رو از کاسه ی چشم تشخیص بده. حالا حالا ها مریض ک نمی دن دستش ک.

اگه هم منظورت ترم دوی رزیدنت زنان هست اونا به شدّت توسّط رزیدنت های سال بالایی شون چک می شن و کل کادر هم توسّط چیف رزیدنت چک می شن و خلاصه هیچ ازین خیالات خام نکنید.

انتخاب که دست خودتونه کلا، من فقط قسمت هایی از متن که ناداوری بود رو تصحیح کردم. ؛)

چی داری میگی؟ ما خودمون طرفمون دانشجوهای پزشکی هست و از نزدیک میشناسیمشون...
بله، ممکنه حرفت تاحدی درست باشه. ولی اون چیزی که ما دیده ایم اینه که از ترم 5 و سال دوم میرن بیمارستان. از ترم 5 حقوق میگیرن. ولی همون بیمارستان هم کی گفته نظارت هست؟ میری بیمارستان میبینی 6 تا رزیدنتن و نفر ششم دکتره. وجود این دکتره معنیش نظارته؟!
یک نکته دیگه. میتونی جواب بدی چرا این پزشکا تا پولی دستشون میاد کمترین سفرشون دبی هست؟!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد