اگر دشمنم نبودی خودم خونه جدا رهن میکردم یک شهر دیگه، چون اینجا قیمتاش با بدمعاملگی مشهدی ها بسته شده. اون وقت منتظرت میشدم بیای و شوهرم بشی. ولی دریغ که اولین چیزی که به ماها یاد داده شده دشمنیه. و برای یادگرفتن دوستی قدر شاید قرنها لازم باشه وقت گذاشته بشه.
دیگه بعد از دکتری میچسبیدم به سایت تا راهش بندازم. دنبال مدرک دیگه ای نبودم، و شاید زن خوبی از نظر تو میشدم. ولی من بدم. یک سال دیگه هم صبر میکنم پولهایم جمع بشه تا خونه نخریده م، ضرر رهن رو نمیکنم.
بعلاوه، داری میبینی که هنوز این مدرکه رو نگرفته م رفته م سراغ یکی دیگه. سخت هم پایش نشسته م، به همون دلایل بالا
پ.ن: الآن دنبال نظر تیمی که هستیم دارم برای مدرکی که همه تجربی ها دنبالشن کار میکنن. توی خطاب رو هم خیلی دوست داشتم ردت کنم. گزینه خوبی برای رد شدن هستی.
شب دراز است ...
و شاید هم طوفانای سهمگین در راه
میگن خونه تنها میدان نبردی هست که آدم با دشمن خودش شب توی یک سنگر می خوابه
من برای اینکه با دشمنم زندگی کنم نیازی نمیبینم که به خودم و اطرافیانم خیانت کنم