X
تبلیغات
زولا

باران

دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 09:16

باران آمد، بله. ولی در هر بارانی قبل و بعدش برای من حکمت خفگی ناشی از بوی چوب سوخته و عطر بنزین و گازوئیل هست. من آرام ندارم در این اتاق دربسته. گاهی صبح که میشه مجبورم دیگه پنجره رو باز نکنم و در عوض در اتاق رو باز کنم تا شاید از آن سمت خانه که به چوب های سوخته و بنزین ماشین خیابان متصل نیست کمی هوای تمیزتر وارد اتاق شود. این بجز در مملکتی که فساد اداری آن رو گرفته باشه، از کدام مملکت میتونه نشات گرفته باشه؟!!

به قول فرهنگیان جامعه ماها اگر چُس نبودیم که اون ها رفیق ما میموندند، نه این که حالا انقدر چُس بوده ایم که غرق گناه در بوی دودو گازوئیل طوری شده ایم که خدا بارانش رو میباره ولی همسایه حکمت میدونه و داره در شرایطش خفه مون میکنه.

نظرات (1)
دوشنبه 27 فروردین 1397 ساعت 11:37
دیفالت بلاگ اسکای اینه که بعد سی روز نظرات بسته بشه ولی میشه تنظیمش کرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی، بررسی میکنم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد