چرا من نماز جماعت پشت سر شیخی میخونم

پنج‌شنبه 28 دی 1396 ساعت 12:48

به دلایل زیادی. من از اول که مانتویی نبودم. من از اول چادری بوده ام. من یکی از معدود دختران جوانی هستم که سالهاست نمازهایم را در مسجد میخوانم. امروز که این مطالب را مینویسم دیده ام که گاهگاهی زنها و یا دخترانی فقط و فقط برای رو کم کنی و یا شایدم نظاره گر بودنم به مسجد می آیند. گاهی هم برای آزارم به مسجد می آیند. ولی میدانم که حضورشان در این مسجد موقتی است. چون من سال هاست که آن ها و مسجدی ها را میشناسم.

یکی از دلایل مهم من این است که نمازهایم را به نظر خودم در مسجد بهتر میخوانم. دلیل دیگرم هم این است که شیخ خوب هم داریم. یکی دیگر از دلایلم رسیدنم به وقت است. دلیل دیگرم این است که از اوضاع جامعه حتی اگر در مسجدی حرفی نزنم بهتر آگاه میشوم. مسجد جای زیبایی است. من با مسجد رفتنم گاهی هم تحرک میکنم. و خیلی خیلی دلایل زیرپوستی دیگر مسجد رفتنم داره، که الآن یادم نمیاد.

کلا من با کسایی که معتقدن زن بهتر است در صندوق خانه خونه ش نماز بخواند مخالفم. از طرفی هم با این به اصطلاح اصلاح طلبها که معتقدن نباید پشت سر این شیخ ها نماز خواند هم مخالفم. هرچند موافقتم را با زندگی زشت شیخ ها اعلام نمی کنم و معتقدم شیخ ها در بیان اصطلاحات کوتاهی عامدانه و هرمی دارند.

برچسب‌ها: مسجد، نماز، نماز جماعت
نظرات (1)
پنج‌شنبه 28 دی 1396 ساعت 15:17
خودشناسی گناه (فلسفه گناه)

گناه و پلیدی در عرصه تعریف بکلی متفاوت است از عرصه عمل خویشتن . یعنی ھر آنچه را که ھر کسی

در نفس عمل خود به حساب بزرگواری و قداست و ایثار و عظمت خود می آورد اتفاقاً ھمان گناھان و

پلیدی نفس اوست یعنی درست آنجائی که خود را کاملاً به لحاظ ذھنی حق بجانب می داند. اگر چنین

نبود اصلاً امری بنام خودفریبی و شیطنت و غرور معنا نمی داشت و آدمی برای تربیت و تزکیه نفس خود

به ھیچ استاد و مرادی و امامی نیاز نمی داشت زیرا ھمه آدمھا طبق وراثت فرھنگی و آموزه ھای

اخلاقی فرق نیک و بد را می دانند و ھمین دانائی کفایت می کرد.

آدمی تا گناھان را برای ذھن خود توجیه وتقدیس نکند مرتکب آنھا نمی شود و به آنھا ادامه نمی دھد .

آنچه را که ھر کسی در ذھن خود مترادف مظلومیت خود می داند دقیقاً ھمان ظالمیت اوست. آنچه را که

ایثار خود می خواند ھمان تجاوز اوست.

و آنچه را که ناحقی دیگران نسبت بخود می خواند حق اوست. و آنچه را که عقل و ایمان خود می پندارد

جھل و کفر اوست و........ اگر چنین نبود اینک قرنھا بود که زمین مبدل به بھشت موعود شده بود زیرا

ھمه طبق تعریف و آموزه ھای دینی فرق گناه وصواب و راست و دروغ و باید و نباید را می دانند.

اگر چنین نبود اصلاً امر به خودشناسی مسئله ای مھمل می بود. آنچه که گناه نامیده می شود ھمان

چیزی است که ھر کسی در ذھنش آنرا « من » می نامد. و این « من » کارخانه تبدیل گناه به صواب و دروغ

به راست است. و لذا خودشناسی تماماً فریب شناسی است.



از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 79
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یک خورده ضمیر شخصی هم توش میوردی. الآن معلوم نیست گوینده کیه، مخاطب کیه. انگار مقاله س
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد