X
تبلیغات
رایتل

ایران در وضعیت جنگی (2)

جمعه 7 مهر 1396 ساعت 05:39

با توجه به تحقیقاتی که الآن از کشورهایی که باید برای اقامت به اونها سفر میکردم، الآن دیگه تصمیم رو تقریبا گرفته م که همین ایران بمونم. من دختر روزهای سختم. اما، باید خدمت شما عرض کنم که روزهای سخت تری در پیش است. به جز اینکه بسیاری از سازمانهای کشور با قوانین 40 سال پیش اداره میشوند و از این رو با توجه به مناسبات امروز خودبخود در حال متلاشی شدن هستند، ایران و بسیاری کشورها پیش بینی جنگ را برای حداقل 3 سال آینده کرده اند.

احتمال جنگ برای شهری مثل مشهد بسیار بالا رفته است. دلیل این پیش بینی را می توانید از مانورهای پیچیده هواپیماهای جنگی چند ماه اخیر و تجهیز بیمارستان های ایران و خصوصا مشهد بیابید. در حال حاضر پس از تجهیز بیمارستان امام رضا، و قائم دولت مشغول تجهیز بیمارستان بنت الهدی می باشد. از طریق اخبار هم احتمالا شنیده اید که سایر شهرها مثل اصفهان به صورت خصوصی بیمارستان هایشان را تجهیز کرده اند. از طرف دیگر تعداد داکیومنتهای تحقیقاتی آمریکا برای مقصر جلوه دادن ایران و هدف قرار دادن شهری مثل مشهد رو به افزایش است.

هر جاسوسی می داند که این تجهیزات  از علائم جنگ برای یک کشور است. در حال حاضر سایر کشورها مثل جنگ جهانی دوم در پی به دست آوردن منافعشان از جنگ محتمل هستند.

بسیار محتاط باشین، و خودتون رو برای یک جنگ تمام عیار در حد جنگ جهانی سوم آماده کنید. اگرچه ممکن است این جنگ باز هم با اسم داعش به وقوع بپیوندد.


پ.ن.: من با توجه به این مساله صفحه جدیدی تحت عنوان «آمادگی دفاعی» اضافه میکنم تا مطالب مرتبط را آنجا بگذارم.


برچسب‌ها: ایران، جنگ

شکار فیل

چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 ساعت 14:40

خیلی تحت تاثیر داستان شکار فیل جورج اورول قرار گرفتم. داستان یک انگلیسی مستعمره نشینه (colonist) که ناخواسته برای اینکه نشون بده احمق نیست جلوی هندی‌ها یک فیل بزرگ رو میکُشه. خیلی غم‌انگیز دو ساعت این لحظه کشتن فیل رو تعریف می‌کنه. تعریف می‌کنه که چطور همه منتظر بودند با تفنگش شعبده‌بازی و تردستی کنه و اون هم در یک مملکت در استعمار انگلیسی ها این کار رو میکنه. اورول یا اریک بلر در سال 1903 در بنگال هند به دنیا میاد. بعد از مدتی هم از شغل خدمت به پلیس انگلیس در برمه کناره‌گیری میکنه و به خاطر تنفر و انزجارش از شغلش چند سالی رو در پاریس مشغول ظرفشویی در هتل ها، رستوران ها و غیره میشه. بعد از اون هم در سال 1933 نویسنده میشه تا سال 1945 که کتاب معروف قلعه حیوانات رو مینویسه. در نهایت سال 1949 معروفترین اثرش که "1984" هست رو چاپ میکنه و سال بعدش هم میگن که بر اثر بیماری سل میمیره. اورول یکی از سخت تاثیر گذارترین نویسنده‌هایی بوده که تا حالا کتاب‌ها و داستان‌هاش رو خونده م.

برچسب‌ها: استعمار، colonize

ما ایران را فدرالی می خواهیم

سه‌شنبه 4 اردیبهشت 1397 ساعت 05:29

دیروز هوای مشهد در سطح هشدار اعلام شد و هنوز من نمیدانستم این یعنی چی. ولی از دیشب که باز هوا بو و طعم چوب سوخته میداد تا حالا که دارم این مطالب رو تایپ میکنم میفهمم که هوای آلوده یعنی چی. هنوز ماه رمضان نیامده و من با خودم فکر میکنم آیا در این هوا ما باید روزه بگیریم؟ آیا ما توانایی روزه گرفتن در این هوای آلوده رو هم داریم؟

خیلی از کشورهای دنیا فدرال هستند از جمله امارات، آمریکا، روسیه، آلمان و غیره. در کشورهایی که حکومت متمرکزه از جمله ایران، توانمندی ها هم متمرکز میشه مثلا در پایتخت و شهری مثل تهران. اصلا در حق توانمندی های شهرهای دیگه که میتونستن برای خودشون قدرتی باشن ظلم میشه. این که یک کشور فدرال بشه شفافیت ها زیاد میشه. ظلم ها هم کمتر میشه. من واقعا به عنوان یک مشهدی انقدر ظلم رو که از تک تک شهروندان تهرانی و حتی از خود مشهدی ها (1)، (2)، (3)، (4)، (5) بهم میشه رو دوست ندارم. اون از پدیده (1)، (2)، (3) اون از کاسپین (1)، (2 اون از میزان و ... کم هم که نیستن همه از مشهد شروع شده اند! چطوریه موقع ضرر دادن ها برای ایران من مشهدی باید ضرر بدم ولی مثلا شهری مثل تهران و یا شهرهای نزدیک تر به اون ضرر کمتری بدن؟! یا حتی کردستان ایران، خوزستان، سیستان و بلوچستان. اصلا سیستان و بلوچستان که خودش همینطوری خیلی دوست دارن جدا بشن ازتون با اون مدیریت درخشانتون! توی تهرانی وقتی میگی هوات آلوده است یعنی جاهای مختلف شهرت جویهای آب جاریه. تو اصلا چیزی از خواص و ویژگی های شهرهای دیگه میدونی که حالا میخوای مدیریتشون کنی؟ و یا بر اون ها حکومت کنی؟! این همه ظلم در مثلا خود تهران شده بود ایران انقدر ساکت میموند؟! یا نه، با دروغ حتی بر من مشهدی و یا بر اون بلوچ پول زور میبندن؟ وقتی مثلا ما میگیم هوای مشهد (1)، (2)، (3) آیا اگر بدانیم هم زمان جنگل های شمال در حال سوختن هستن بهتر نیست ساکت باشیم؟ خب در صورت فدرالی شدن توقع ما بالاتر میره. اگر ایران فدرال بشه میبینی یک ایالت مثلا فلوریدا رو سیاستش فقط کار میکنه و یک ایالت فقط روی کشاورزیش. در این صورت من مثلا اگر یک شغل خوب مرتبط دوست داشته باشم میتونم از این ایالت برم به اون ایالت و در عوض پول بهتری در ازای کاری که میکنم داشته باشم. یا شایدم این کیسه ای که شاهزاده های crossover به اسم سمپاد انداخته اند وسط که بهتر بخورن هم تو ایالتهای مختلف ایران هضم بشه و این بچه مچه های 5-6 ساله از آزمون هایی به اسم سمپاد و تیزهوشان کمتر رنج ببرن.

زحمتتان نشود

دوشنبه 3 اردیبهشت 1397 ساعت 15:01

الآن مدتی هست که امسال به عنوان سال کالای ایرانی معرفی شده و معنیش اینه که باید از کالاهای ایرانی حمایت کنیم. اول اینکه بگم اون آبگرمکن بوتان که گفتم بهتر شده و نمیدونم کسی کاریش کرده یا خودش از اول درست بوده من بهش حساس بودم. اما حرفی که امروز دارم راجع به حقایق پشت پرده در عدم حمایت از کالای ایرانیه. خب میدونید که بجز سایتای خصوصی البته حمایت شده ما تقریبا مثلا یک سایتی مثل "ویکیپدیا" نداریم که کالای دروغ پردازی غرب به اسم آزادی بیانه1. میمونه شبکه های تلویزیونی. باوجودی که پول خرج این شبکه ها میشه ولی کیفیت کار فاجعه است. تا حالا من خودم چند بار این شبکه "ایران کالا" رو دیده ام که طرف دوربین میبره تو مغازه و چیزی که خودمون میتونستیم ببینیم رو از تو تلویزیون بهمون نشون میده! فحش به شعور ماها میده! در عوض چند باره دیده م شبکه افق برنامه های خوبی از نحوه حمایت از کالاهای فرانسوی گذاشته. مثلا امروز که فیلمی پخش کرد که توش یک بازی در کمپینی راه انداخته بودن که گواهی فرانسوی شدن به شهروندان فرانسوی میدادن. برای این کار هم سه تا قانون تعریف کرده بودند که یکیش این بود که کالای فرانسوی بخرند با حقوق کمتر از 1800 یورو. خیلی برنامه جالبی بود. اول برنامه هم نوشت که این برنامه رو ما پخش میکنیم منظورمون این نیست که شما فرانسوی بشین؛ منظورمون اینه که ببینید چطوری از کالای فرانسوی حمایت میکنند. راست هم میگفت. فقط در یک صحنه فیلم آماری از جامع استخدامی در کارخانه های پوشاکش رو نشون داد که از 10 میلیون استخدامی در سال 1960 به 800هزار نفر تا کنون رسیده اند و این رو با انمیشن نشون میداد. چند وقت پیش هم فیلم دیده بودم که به صورت مستند درباره نحوه اسراف سوپر مارکت ها، هایپر مارکت ها و خلاصه تولید کننده ها فیلم درست کرده بودند که توش نشون میداد که چطوری حاضر بودند غذای سالم رو تو سطل آشغال بریزند و شایدم به خیریه بدن به خاطر سود بیشترش، ولی کارمند خودشون ازش نخوره وگرنه تا حد زندان دستگیر میشه و آبروش رو میبرن. این چیزا قطعا تو ایران خودمون هم هست. اما چرا شبکه های داخلی حالا با وجودی که در شرایط تحریم و دروغ پردازی خارجی پول هم به پاشون میریزن توانایی حمایت از خودمون رو ندارن؟!


پ.ن: یک ایراد دیگه که کار شبکه های داخلی داره اینه که اگر چیزی رو دوبله کرد اقلا زبان اصلیش رو برامون زیرنویس نمیکنه. این چه اشکالی داره وقتی که مثلا اون نژاد پرست آمریکایی در سایتی مثل wikipedia میاد هم به زبان من مینویسه و هم به زبان خودش و هم به چندین زبان زنده دیگه تو دنیا؟!




1- همین امروز دیدم که برای نام علمی سیاهدانه دمشقی (Nigella Damascena) گذاشته بود: Nigella Satavia؛ یک اسم من در آوردی. یا اون روز که مثلا جنگ یمن با عربستان رو شورش شیعیان یمن نوشته بود و خیلی جاها طولانی ترین جنگ قرن 20 یعنی جنگ ایران و عراق رو اصلا نادیده گرفته بود. برای علایق سیاسی اشخاص هم که هرطور دوست داره مینویسه در حالی که کتاب ها در طول تاریخ چیز دیگه ای رو نوشته اند. اسمش اینه که اجماع نظر اشخاص حقیقی هست ولی در واقع اجماع نظر هم جنس بازان و حرام خوران و دروغ گوهاست.

نه، نمی خوام

یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 ساعت 02:24

یاد بگیر به محض اینکه بهت تعارف کردند حتما بگی نه نمی خوام، چون اتفاقا تو تعارف کرده ای من نمی خوام. با درد دندان تیر کشیده از جایگاه عصب از خواب بیدار شده ام. فقط به این جمله فکر میکنم و این که آیا میتونم یادش بگیرم. این ها رو امروز چند بار به صورت های مختلف بهم گفت. گفت این یک درسیه که از کسایی گرفته که رشته شون علوم انسانیه. میگفت نمیشینن با خودشون بگن که این شاید داره لطف میکنه که براشون کاری از سر دلسوزی انجام میده. اونا بدترین فکر رو برات میکنن و یک روز میکشنت کنار که "مشکلت اینه که نمی گی نه، نمی خوام؛ توانایی نه گفتن نداری"

واقعا هم همین طوره. ما اون شیرینیه یا مثلا اون وقت گذاشتنشون برا پک خریدنشون رو نمیخوایم. میرن در عوض ساعتها برامون پک میخرن. همون جا که بهت دادن باید بگی خیلی ممنون اتفاقا تو من رو نشناخته ای و من اعتقاد دارم که مثلا این کفش رو تا یک سال نشده از پام درنیارم. تو بعد از چند بار دیدن من در محیط کار فرض کرده ای که شناخته ایم؟! در محیط کاری من فقط از تو میخواستم که کار کنی باهام. با این خریدت فرض کرده ای که باهم دوستیم حالا و پس تو میتونی هرچی کاره ازم مثل نوکر بخوای و بعد هم بهم بگی توانایی نه گفتن ندارم؟! اصلا ما باهم دوست نیستیم.

به این فکر میکنم که باباهه رفته بود اون شیرینی های فقط خوشگل رو خریده بود که اتفاقا باهاشون کلی دندونام الآن دارن تیر میکشن. دعوای این روزای من واقعا اون شیرینیه بود؟! اصلا اون منو نشناخته که مثلا پدرمه! وای بحال بقیه.

برچسب‌ها: توانایی نه گفتن
( تعداد کل: 422 )
   1       2       3       4       5       ...       85    >>